![]() |
![]() |
|
| شهر اولین های شیرین و تلخ |
|
محله ي بازار چشمه علي
معرفي محلات مــسـجـــد سـلــيـمـان با ياد و نام خدا معرفي محلات مسجدسليمان را از چـشمـه عـلـي آغاز مي كنم . ممكن است بپرسيد چرا چشمه علي ؟ چون زندگي خودم در اين جا بوده پارتي بازي كرده واز اين محله شروع كردم . بعد از نمره يك , از قديمي ترين محلات شهر است و بين ريل وي و كوي شهيد موسوي يـا همان سركوره ها قرار دارد. در مورد اسم اين محله افراد قديمي مي گفتند چشمه اي در اينجا بوده با همين نام ولي خود من نديدم .شرح وضعيت محله چشمه علي را با معرفي ورودي محله آغاز مي كنم : در ابتدا , جاده اصلي ازسمت دبيرستان سينا به طرف شهر امتداد داشت ودر كنار باشگاه مركزي جاده ورودي چشمه علي جدا مي شد كه يك سه راهي كوچك بود .بعدها جاده جديد احداث شد واين سه راهي گسترش يـافـتـه و امروزه به صورت يك ميدان بزرگ در آمده با فـواره و مجموعه چراغهاي چشمك- زن و روزهاي پنجشنبه كه مردم از زيارت اهـل قـبـور بر ميگردند عجيب شلوغ مي شود . مسجد چشمه علي يكي از سه مسجد قديمي شهر, در اين محله قرار دارد كه درهمه زمينه ها فعاليت داشته و حتي بعضي از نيروهاي انقلابي ايران از پروردگان اين مسجد هستند. در سال 1346 انجمني موسوم به انجمن دين ودانش در اين مسجد فـعـالـيت داشتـه كه موسس آن موذن مسجد بوده است . دوباب از مـدارس قـديـمي شهر يعني دبستان و دبيرستان سيـنـا ونيز دبيرستان دخترانه ي حـجـاب يا همان شهدخت سابق نيز در اين محله هستند . دبستان سينا ازدبستانهاي قديمي شهر است كه در قسمت آخر چشمه علي برروي تپه اي مشرف به محله ي حسين قصاب يا مال گـنـدلـيـهابنا شده است . شايد بـاور نكتيد ولي بچه ها از پنج بنگله و سركوره ها هم به اين دبستان مي آمدند . مديرمدرسه آقاي قادري ناظم آقاي ستوده واز آموزگاران مي توانم آقايان ارزاني , موزري , انديشي, جلالي, حاجيان وزنده ياد مرحوم جد يد يان را نام ببرم . مـدرسه راهـنـمـايي دخترانه توحيد يا شهناز سابق كه در دونوبت صبح وعصر فعاليت داشته و اكنون نيزدر همان محل قبلي فعال است . دبـيـرستان دخترانه ي حجاب تنها دبيرستان دخترانه دراين قسمت شهر بود و تمام دانش آموزان دختر از باغ چشمه علي تا پنج بنگله دراين دبيرستان در دو نوبت صبح وعصردرس مي خواندند . نـام آن ابـتـدا شهدخت بودو پس از انقلاب به حجاب تغييرنـام داد . درمورد د بيرستان پسرانه سينا هم همينطور بود با اين تفاوت كه حتي دانش آموزان روستايي اطراف شهر هم در اين مدرسه درس مي خواندند . هميشه از بـهـتــرين دبيرستانهاي پسرانه شهر بود و كادراداري و آموزشي مجربي داشت . دبـيـر اني چون آقايان ارشـدي, گـمـاري, مرحوم بابادي, رستم پور , جلالي و مـعـاونـيـنـي چون آقايان سلطاني و احمدي و مديري چون آقاي درودگر و در سالهاي اخير نيزعـزيزاني چون آقايان غلامي پور و مطلق , در اين دبيرستان مشغول كار بوده اند كه اين عـزيزان را هميشه بـه ياد خواهيم داشت و آرزو دارم هرجا هستند موفق و پيروز باشند . بعد از انـقـلـاب نيز يك باب دبستان ابتدايي با نام پاسدار و يك باب مدرسه راهنمايي پسرانه با نام امام خميني در چشمه عـلي احداث گرديده كه طي چند سال گذشته ساختمان جديدي براي آنها ساخته شده واكنوندر اين ساختمانها مشغول فعاليت هستند .در گذشته اداره ي ابزار دقيق و اداره ي آموزش شركت نفت و نيز ورك شاپ در اين محله قرار داشتند كه فعلا به اداره ي بهزيستي و ارتش واگذار شده اند و ارتش با تغييرات در ورك شاپ آن را به مركز آموزش تبديل كرده است . يكي از مـراكـز تـفريحي و نسبتا كاملي كه شركت نفت ساخته در اين محله قرار دارد و با نام باشگاه مركزي معرف حضور است . اين محل در گذشته شامل سينماي تابستاني و زمستاني , باشگاه, زمين تنيس و استخر بوده كه البته فقط در اختيار كاركنان عاليرتبه شركت نفت قرارداشته است در تابستان مردم عادي كه اجازه ورود نداشتند روي تپه اي مشرف به سينما فيلم را به اصطلاح مجاني نگاه مي كردند البته چون به زبان اصلي بود فقط تصاوير را مي ديدند.روزها هم زنان با لباسهاي مخصوص شنا در استخر شنا مي كردند بعدها اين مجموعه بازسازي شد ويك سالن سينماي مجلل و نيز سالن بولينگ برايش ساختند و سالـن اجتماعات نام گرفت و اخيرا نيز يك سالن سرپوشيده به اين مجموعه اضافه شده است .تنها تفاوت اين است كه حالا همه شركت نفتيها( فقط شركت نفتي ها ) مي توانند از آن استفاده كنند كه باز جاي شكرش باقي است. درآن زمان يك باشگاه هم با نام باشگاه كاوه در محله ما روبروي مسجد ساخته بودند( باشگاه بدر فعلي ) كه هنوز آثار آن باقي است . ايـن يكي در حقيقت يك محل كارگري بود ه و قـابـل قـياس با باشگاه مركزي نبود, امكانات زيـادي نداشت و فقط تابستانها هرهفته دو نـوبـت در سينماي تابستاني آن فيلم نشان مي دادند كه تنها تفريح ما فقرا بود . براي استفاده از استخر آن چه زماني كه در اختيار شركت نفت بود و چه بعدها كه به تملك ارتش درآمد هميشه مشكل داشتيم. در چشمه عـلي سه نوع خانه شركتي وجود داشت : پنج رديف يا پنج لين منازل كارمندي, دورديف منازل سنگي كارگري كه به سي برنجي ها معروف بودند و دو مجموعه ي منازل معروف به بيست فوتي ها كه شامل دو اتاق هريك به مساحت ده فوت مربع و جمعا بيست فوت مربع و به اين دليل به اين نام معروف بودند. اين دو مجموعه, يكي نزديك مسجد ومحل مركز بهداشت فعلي كه بعدها تخريب شد و زمين آن به بهداري واگذار شد و ديگري روبروي دبستان سينا و دبيرستان حجاب كه تخريب و به صورت آبرومندانه اي ساخته شده و در اختيار كاركنان قرار گرفت . اين منازل بعدها به ارتش تحويل شد كه فعلا به كاركنان واگذار گرديده است.منازل كارمندي و سي برنجي داراي گاز و برق و آب بودند ولي بيست فوتي هاوضعيت متفاوتي داشتند داراي يك بخار عمومي كه قبلا شرح داده شدو هر چند خانه داراي يك شير آب مشترك بودند (معروف به بمبو شايد معادل بمب آب . چون آب آن نسبت به آب چشمه فشاربيشتري داشت ) كه معمولا چند ساعت در روز آب داشت و كفاف مردم را هم نميداد چرا كه منازل شخصي هم از اين آب استفاده مي كردند . با اين وضع آب ( كه از نظر زمان آبگيري شباهت عجيبي به امروز دارد ) در خانه ها چيزي به نام حمام هم وجود نداشت و تنها راه , استفاده از حمام عمومي بود . در چشمه علي يك باب حمام عمومي وجود داشت كه متعلق به يكي از كارمندان شركت نفت بود و يك روز درهفته براي زنان و بقيه ي هفته به مـردان اختصاص داشت . منازل بيست فوتي تـوالـت نداشتند و در هر محـله يك يا دوباب تـوالـت عمومي ساخته شده بود شبيه توالتهاي پادگانها ي قـديـمـي . با اين تفاسير خود شما وضعيت بهداشتي مردم را حدس بزنيد . وضعيت منازل شخصي كه با ترس ولرز و ظاهرا مخفي از نـظـر ماموران حـراست شركت نفت و در مناطق نامناسبي هم ساخته مي شدند از نظر آب و مسائل بهداشتي مشخص است . تا آغاز دهه ي 1340 برق فقط مختص منازل شركتي بود و تـنـهـا يك مولد برق خصوصي در مسجدسليمان بود كه روزها كار مي كرد واز آن گذشته همه توانايي استفاده از برق را نداشته و به همان چراغهاي نفتي يا شمع قانع بودند . تا حدود سال 1347 وضعيت به همان شكل بود تـا ايـنـكـه سازمان آب و برق خوزستان در شهر, احداث خطوط برق را آغاز و به تـدريج منازل شخصي بـرقـدار شدند. هر ماه مـقـداري كمك غـيـرنـقـدي به كارگران شركت نفت مي دادند كه به آن رشن مي گفتند ( راستش را بخواهيد هنوز معني آن را نفهميده ام ). درهرمحله جايي را به اين كار اختصاص داده بودند كه به آن رشنخانه مي گفتند . رشنخانه چشمه علي بالاي پل دبيرستان سينا قرار داشت كه فعلا در اختيار ارتش مي باشد . كليساي سنت اندروز مخصوص ارامنه نيز در اين محله بود كه به علت مهاجرت ارامنه تعطيل و ساختمان آن به ارتش واگذار شد .درآن زمان بين منازل شركتي فضاي زيادي وجود داشت كه بعد از انقلاب مردم به علت نيازآن زمينهارا تـصـرف و خـانـه سازي كردند. متاسفانه بدون طرح و نقشه و نتيجه آن ساخت وساز بيقواره و بدشكل و حاصل آن شده كه براي گازكشي و يـا بقيه ي خدمات , سازمانها با مشكل روبرو هستند درمانگاه شركت نفت نيز بالاي پل دبيرستان سينا قــرار داشت و فـعـلا ساختمان آن در اختيار ارتش مي باشد . سيستم مخابرات مخصوص شركت نفت بود وبجز ادارات , گروه معدودي از كارمندان عاليرتبه در منزل تلفن داشتند . در سال 1352ش براي اولـيـن بـار از طرف شركت مخـابرات ايران براي تـلـفـنـهاي ثابت ثبت نام و مدتي بعد تلفنها واگذار شد . يكي از مشكلات مردم دوري بيمارستان بود . بيمارستان شيروخورشيد يا 22 بهمن فعلي تنها بيمارستان شهر بود (البته براي غيرشركتيها ) . با امـكانـات ضعيف آن روزها و نـبودن وسيله نقليه يا تاكسي اگر كسي شبها نـيـاز پيدا مي كرد واقعا رفتن به بيمارستان مشكل بود و از اين نظر فكر مي كنم خدا با ما فقير فقرا يار بود كه كمتر به بيمارستان نياز پيدامي كرديم . از آن زمان نكته اي برايم عجيب بود وهنوز هم هست . در حاليكه همه نياز شديد داشتند و لوله هاي آب وگازهم از روي زمين رد مي شد چرا مردم – مثل اين اواخر – اقدام به نصب انشعاب نمي كردند ؟ در مورد برق هم همينطور .بعد از نمره يك و كلگه , چشمه علي تنها محله اي بود كه بازار مجزا داشت و مجموعه ي مغازه هاي بازار چشمه علي جنب مسجد محله قرار دارد . در آن زمان كه فقط فروشگاه مركزي شركت نفت ( استور ) در محلي به نام انـبــار خـوراكـي , خدماتي شبيه سوپرماركتهاي مدرن امروز ارائه مي كــرد , در محله ي ما مغازه ي بود كه كم از سوپري هاي امروز نبود ومشتريهاي مخصوصي هم داشت . در بازار چشمه علي پشت ورك شاپ يا دبيرستان ارتش فعلي كه اكنون به زمين فوتبال تبديل شده است چند لين يا رديف منازل شركتي بود كه به آنها لين هنديها مي گفتند . هم زمان با تخريب منازل بيست فوتي , اين منازل هم تخريب شد ولي ديگر ساخته نشد . بعدها زمين آن به زمين فوتبال فعلي تبديل شد در حقيقت لين هنديها از محلاتي است كه از بين رفته است . اخيرا جهت تعريض جاده ي قديمي كه به سمت چهاربيشه مي رود , اقدام شده و درهمين راستا در كنار پل يك طرفه ي ماشين رو كنار دبيرستان سينا اقدام به احداث پل جديدي شده است . گرچه مدت زيادي است كه كار آن راكد است ولي با اتمام آن مشكل رفت و آمد خودرو ها در اين منطقه حل خواهد شد . مي دانم مطلبم خيلي به درازا كشيد و باور كنيد نتوانستم هيچ قسمتي را حذف كنم علت آن هم اقامت بيش از چهل سال در اين محله است ولي در مورد محلات ديگر اطلاعات مفصلی ندارم .
|
|
+ نوشته شده در
86/08/05ساعت 9:6 قبل از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
چاه شماره يك مسجدسليمان
تاريخچه
|
|
+ نوشته شده در
86/08/04ساعت 8:19 بعد از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .
|
| پیوندهای روزانه |
|
مسجدسلیمان شهر رها شده مسجدسلیمان شهرخفته پارسوماش شهرمن مسجدسلیمان مسجدسلیمان سرزمین پنج خورشید سرزمین پنج خورشید محمدی خین گل آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
ورزش کامپیوتر آموزش و پرورش اجتماعی زبان فارسی و شعر سرگرمی مسجدسلیمان معلم مناسبت ها وبلاگ و وبلاگ نویسی شخصی |
| پیوندها |
|
پارسوماش سرزمین پنج خورشید مسجدسلیمان شهرمن مسجدسلیمان محمدی خین گل سرزمین پنج خورشید شهر خفته مسجدسلیمان شهر رها شده |
|
RSS
|