![]() |
![]() |
|
|
اصطلاحات بیگانه ی رایج در زبان مردم مسجدسلیمان با یاد و نام خدا براثر اقامت طولانی خارجیها و خصوصا انگلیسیها در مسجدسلیمان و انضباط خاصی كه در شركت نفت ایجاد كرده بودند ، لغات و اصطلاحات زیادی ، در زبان و گویش مردم وارد شد كه بسیاری از آنها هنوز هم وجود دارند ، برخی كمتر استفاده می شوند و بعضی هم فراموش شده اند . همانگونه كه قبلا هم اشاره شد ما ایرانیها در برخورد باواژه های بیگانه خصوصا در شرایطی كه تحت فشار هم باشیم ، بسیار مهمان نواز! هستیم و به راحتی این كلمات را پذیرفته و با آنها مانند واژه های فارسی رفتار می كنیم . كلماتی كه در این مجموعه معرفی می شوند دارای یك وجه اشتراك هستند یعنی همه ی آنها به نوعی با كار در شركت نفت ارتباط دارند و كارگران معمولا بیسواد آن زمان ، تلفظ مسئولین را مانند وحی منزل پذیرفته و بین خود رواج دادند . معنی بسیاری از این واژه ها در متن هم آمده و در این بخش هم به اختصار توضیح داده شده است . سعی براین است كه تلفظ عامیانه ی آنها نیز با علائم و اعراب بیان شود . لازم به ذكر است كه كلمات بیگانه ای كه به زبان فارسی وارد شده اند بسیار زیاد بوده وشاید نتوان انها را از لغات فارسی تفكیك كرد ولی در این بخش فقط اصطلاحاتی كه در بین كاركنان شركت نفت در منطقه ی مسجدسلیمان و به تدریج در بین مردم عادی ، رواج یافته است ذكرمی گردند . یكی از مشاغلی كه در بین مردم رواج بیشتری داشت ، لوله كشی بود به همین علت اصطلاحات این شغل مانند نیم پل ، شورت نیم پل ، یونین ( قفل ) ال بو ( زانو ) را هم به كلمات ذكر شده اضافه كنید . واژه های تخصصی تر كه در مشاغل گوناگون به كار رفته است چون كاربرد عمومی نداشتند، ذكر نشده اند . آنچه شرح داده شد در حقیقت شنیده های خودم است ، لغات و اصطلاحات زیادی وجود دارند كه نشنیده ام و امیدوارم دوستانی كه اطلاعاتی دارند از یادآوری دریغ نفرمایند . اسپانه = آچار اسپكتر= یا اینسپكتر ( INSPECTOR) بازرس ، مامور مخصوص حراست شركت نفت كه در تریلیهای نفربر سبزرنگ شركت نفت ( كمرشكن ها ) دانش آموزان را سوارو پیاده می كرد و مسئول حفظ نظم بود . استور= فروشگاه ، فروشگاه مركزی شركت نفت در محله ی انبارخوراكی مورد نظر بود . استیم = بخار آب ( STEAM) اسكاچ كرسنت = نام یكی از محلات اعیانی شركت نفت در هشت بنگله اسكورواسپانه = آچار لوله گیر امبلیس = با فتحه ی الف و کسره ی ب آمبولانس ام پی = ماموران اداره ی حراست شركت نفت انجین = موتور (ENGINE ) اوپی دی = بخشی از بیمارستان شركت نفت ( O.P.D . احتمالاOUT-PATIENT DEPARTMENT ) اورتایم = اضافه كار ایركاندیشن = سیستم حرارت مركزی بای = احتمالا كلمه ی بوی ( BOY ) به معنی پسر و خانه شاگرد . بعضی از افرادی كه با سمت آشپزو یا باغبان در منازل خارجی ها كار می كردند ، ازاینكه روزی آن كارمند خارجی وی را بوی خودش نامیده است باافتخار یاد می كردند . ( به مشخصه های دوران طلایی مسجدسلیمان ، این را هم اضافه كنید ) . برك = با فتحه ی ب و ر یعنی ترمز ، (BRAKE ) بلك لیست = لیست سیاه ، كسانی كه به هر علت مغضوب مسئولین شركت نفت قرار می گرفتند . بمبو = با فتحه ی ب شیرهای آب عمومی كه در بین منازل بیست فوتی ویا در محلات دیگر هم نصب شده بود تا مردم بتوا نند از آنها آب گیری كنند ( شاید به علت فشار زیاد آب، مخفف كلمه ی بمب آب باشد ) . بنگله = ساختمانهای بزرگ ، جادار و ویلایی كه شركت نفت به تقلید از ساختمانهای اروپایی برای روسا و خصوصا انگلیسی ها ساخته بود . BUNGALOW . بوكینگ = لیست مسافران اعزامی به شهرهای دیگر ( هنوزهم استفاده می شود ) . بی اس نامبر = شماره پرسنلی هركدام از كاركنان ( B.S. No) بیست فوتی = منازلی كه درابتدا برای كارگران مجرد ساخته شده بود و مساحت دواتاق بررویهم بیست فوت مربع بود ولی بعدها به متاهلین واگذار گردید تا در آن اقامت كنند . بیلرسوت = لباس های كار مخصوصی كه شركت نفت به كارگران می داد و رنگ آنها معمولا بنفش روشن بود ( احتمالا BOILER SUIT) . پاورهوز = پاور هوس (POWER HOUSE ) مركز تولید برق كه منظور نیروگاه برق تمبی بود . پرمیت = اجازه نامه پمپ = با فتحه ی پ به معنی پمپ یا تلمبه پمپ هوز = تلمبه خانه ، پمپ هوس (PUMP HOUSE) منظور تلمبه خانه ی آب در گدارلندر كنار رود كارون است كه از آنجا آب برای مسجدسلیمان پمپاژ می شود . پوردكشن = پروداكشن ( PRODUCTION) تولید، منظور اداره ی بهره برداری شركت نفت بود . تانكی = بشكه ی ذخیره ی آب یا مایعات دیگر تایر ( طایر ) = لاستیك خودرو (TIRE) تریپ = قطع برق تنسپورت = ترانسپورت ( TANSPORT) حمل ونقل كالا ومسافر، مجازا به معنی انتقال كاركنان به منطقه ی دیگر بود . تیپ = نوار چسب ( TAPE) جالیجیس = جئولوجیست . ( GEOLOGIST) كسانی كه در كار نقشه برداری از منابع زیرزمینی نفت وگاز فعالیت می كردند . كار این افراد در مناطق صعب العبور بود و معمولا وسایل و ملزوماتشان را بااستفاده از چهارپایان جابجا می كردند . جونیور استاف = گروهی ازكارمندان شركت نفت را می گفتند . جی پی بی بیان = منظور پالایشگاه گاز بی بیان بود . جی تایپ = مجموعه ی منازل كارمندی در كنار محله ی كولرشاپ و سرمسجد چكر = بازرس ( CHECKER) درام = بشكه های 200 لیتری یا چهل گالنی (DRUM) دریل = درل . وسیله ای برای سوراخ كردن آهن و چوب و سطوح مختلف با استفاده از مته های فلزی درلنگ = قسمت حفاری شركت نفت ( DRILLING ) دریول = با كسره ی دال و ر درایور . راننده . (DRIVER) دیس = حدیده . وسیله ای برای رزوه داركردن لوله های آب و گاز رست هوز = رست هوس (REST HOUSE) محل اقامت كاركنان اعزامی در مناطق رشند = با فتحه ی ر و شین ، رشن ، جیره ی غیرنقدی كه به كارگران داده می شد ( RATION) رول = رل ، فرمان خودرو ( ROLE) ریل وی = از محلات مسجدسلیمان است كه چون یكی از ایستگاههای قطار در این محله قرار داشت به این اسم نامیده شد . ( RAILWAY STATION) . ساکت = با کسره ی کاف به معنی پریز برق سلنج = با كسره ی سین و لام جرثقیل ، كرن (CANE) سلف = استارت خودرو ( SELF) سمنت = با فتحه ی سین و میم ، سیمان ( SEMENT) جالب این كه مردم عادی از این كلمه مشتقاتی هم ساخته واستفاده می كردند ازجمله سمنتی یا سمنتویی یعنی سیمانی یا با سیمان ساخته شده . سویچ = كلید قطع ووصل برق سی برنجی = منازل كارگری دو و سه اتاق خوابه با شیروانی فلزی ( پلیتی ) كه آب و گاز مجزا داشتند. سینیر استاف = به گروهی ازكارمندان شركت نفت اطلاق می شد . شارت = كلمه انگلیسی ( SHORT) یعنی كوتاه و منظور اتصال كوتاه در مدار جریان برق كه سبب می شود فیوز سوخته و جریان برق قطع گردد . شندی = با فتحه ی شین ، سایبان . احتمالا شنتی (SHANTY ) به معنی آلونك و كلبه است . شفت = با كسره ی شین ، شیفت یا نوبت كاری ( SHIFT) صاحب یا صاحاب = لقبی كه به انگلیسیها می دادند و در اصل از نتایج استعمار انگلیس درهندوستان است و از آنجا به بقیه ی مناطق تحت سلطه و نظارت انگلیسیها راه پیداكرده است . فایراستیشن = آتش نشانی فریج = یخچال (REFIGERATOR) فنس = حصارهای فلزی (FENCE) فیت = اندازه ( FIT ) فیتینگ = قطعات لوله كشی فیوز = وسیله ی قطع و وصل برق در صورت بروز اتصال در مدار برق فیول پمپ = پمپ بنزین خودرو كلمس = كلیپس . كمپ كرسنت = محله ی اعیانی و مسكونی شركت نفت در مقابل سی برنج كولرشاپ = محله ای از محلات مسجدسلیمان كویل = از وسایل خودرو گراج = با فتحه ی گاف به معنی گاراژ (GARAGE) گرید = درجه ، رتبه . درجه ی شغلی (GRADE) گست هوز = گست هوس ( GUEST HOUSE ) مهمانسرای مخصوص كاركنانی كه برای انجام ماموریت اعزام می شدند . گلف كلب = گلف كلاب (GOLF CLUB) باشگاه گلف گلن = با فتحه ی گاف و لام ، گالن ، ( GALON) واحد اندازه گیری مایعات . گلوپ = لامپ گیج = بر وزن سیل به معنی اندازه ، اندازه گیری (GUAGE ) مانند گیج بنزین یا گیج روغن . هنوز هم در مكانیكی و تعمیر خودرو كاربرد دارد . در تعمیرگاهها ، تعمیركاران برای تنظیم دهانه ی چرخ های جلو خودرو از این اصطلاح استفاده می كنند . گیربكس = جعبه دنده ی خودرو گیس بروزن ریل = گاز ( GAS ) لیمن = خط نگهدار ( LINE MAN ) لین = چند واحد مسكونی كه در یك ردیف ساخته شده بودند ( LINE ) مكینه = تلفط تحت اللفظی ماشین (MACHINE) است به معنی موتور ( از این كلمه حتی به عنوان اسم زنانه و دخترانه نیز استفاده شده است . مكینه كار = كارگران بهره برداری را می گفتند . من هول یا مین هول = فاضلاب میترشاپ = اداره ی ابزار دقیق كه مسئول تعمیر ادوات اندازه گیری بود . میلن = اتوموبیلهای سواری جهت حمل و نقل مسافرین ( خارجیها و كارمندان عالیرتبه ) به خارج از منطقه كه معمولا شیكترین خودروها هم بودند . مین آفیس = اداره ی مركزی ، در تلفظ عامه مین آفیز هم گفته می شد . كلمه ی آفیس در برخی موارد حتی به شكل هفیز هم تلفظ می شده است . نرس هاستل = ساختمان مخصوص اقامت پرستاران بیمارستان شركت نفت وارد = بخش . به بخش های مختلف بیمارستان می گفتند . واردمستر = بخش مركزی بیمارستان شركت نفت وارنینگ = اخطار والف = والو ( VALVE) شیر آب و گاز كه در اندازه های مختلف وجود داشت . نوع خاصی از آنها كه فقط 90 درجه دوران داشت ( شبیه شیرهای گاز كه امروزه رایج شده اند ) به كاك والف معروف بودند که تلفظ صحیح انگلیسی آن را نمی دانم . وایر = سیم های روپوش دار برق ( WIRE) ، به شیلنگ آب هم می گویند . ورك شاپ = در لفظ عموم با فتحه ی و ر تلفظ می شد وهمان( ورك شاپ ) بود . ولدنگ = با كسره ی واو و لام جوشكاری برق ( WELDING) . ویلس = با کسره ی واو و لام . به معنی بیسیم . این واژه در اوایا کار شرکت نفت رواج داشت . هندل = با كسره ی ه و نون ، وسیله ی روشن كردن خودروها . در گذشته اتوموبیل ها استارت نداشتند و با این وسیله یعنی چرخاندن پولی سرمیل لنگ موتور را چرخانده تا روشن می گردید . هولدور = احتمالا (HOLDER ) به سرپیچ لامپ گفته می شد . یارد = به سوله هایی كه شركت نفت در ادارات ساخته بود اطلاق می شده است . حیاط و نیز نوعی واحد طول
|
|
+ نوشته شده در
86/11/21ساعت 4:44 بعد از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
ناتوانی جسمی وناتوانان جسمی ناتوانیهای جسمی یا معلولیتها می توانند مادرزادی بوده ویا براثر حوادث و عوامل محیطی به وجود آیند . برخی بیماری های مادر درزمان بارداری مانند ایدز، هپاتیت وسرخجه ، استفاده ازبرخی داروها ، تزریق گونه ای از واكسن های مختلف، قرارگرفتن در معرض اشعه ی ایكس و سایر تشعشعات مضر ، ضربه هایی كه به شكم مادر باردار می خورد ، مواد الكلی، سیگار ، تغذیه ی مادرو حتی حالات روحی او ، مشكلات زمان تولد و… می توانند سبب بروز بیماری های بعدی در كودك گردند . مثلا تزریق واكسن سرخجه ویا ابتلای مادر به این بیماری دردوران آبستنی، به احتمال زیاد سبب نابینایی نوزاد می گردد . برخی عوامل ژنتیك بیماریهایی مانند تالاسمی ، هموفیلی ، دیابت و بیماری آرپی (RP ) راسبب می شوند . متاسفانه علیرغم پیشرفتهای علمی ، تاكنون برای این بیماریها ومعلولیتها روش درمان و معالجه ای پیدا نشده و همه ی امیدها به آینده است . خوشبختانه امروزه با انجام آزمایشات مختلف می توان از وصلت افرادی كه نتیجه ی ازدواج آنها فرزندان معلول است ، جلوگیری و از بروز بسیاری از این معلولیتها پیشگیری كرد . بسیاری از این عوامل مادرزادی و یا به وجود آمده در دوران آبستنی ممكن است در سالهای اول زندگی خودرا نشان ندهند ( مانند بیماری آرپی ) گرچه اگرهم مشخص شود كاری ازدست كسی برنمی آید ، ولی چنانچه تشخیص داده شود می تواند فرد وخانواده را برای مقابله ی صحیح با آن آماده تر كند . در كشورهای غربی با انجام برخی آزمایش ها و یا عكسبرداری ها می توانند جنین ناسالم ویا بیماری های بعدی وی را تشخیص داده و از تولد بچه ی معلول جلوگیری كنند . برخی ناتوانی ها براثر حوادثی مانند تصادفات به وجود می آیند . در این مواقع بسته به شرایط سنی ، فرد تا میزان زیادی توان مقابله بانتایج و سازگاری با شرایط جدید رادارد . گاهی این معلولیت ها نتیجه ی افزایش سن است مانند آلزایمر ، سنگینی گوش و یا كم شدن دید چشم . در این گونه موارد واكنش های شدیدی ازجانب فرد دیده نخواهدشد ولی سازمان ها می توانند وباید برای آنان تسهیلاتی ایجادكنند ازجمله درمورد حاضرشدن در محل كار . در بین معلولین ، عقب ماندگان ذهنی كه از نظر میزان عقب ماندگی نیزبا هم متفاوت هستند ، بیشترین تعداد را تشكیل می دهند كه نمی توان آن ها را بیمارنامید .این گروه مشكلات خاص خودشان رادارند و تا آخر عمرشان كه معمولا طولانی هم نیست ، سربار خانواده هستند . نكته ای از زمان تحصیل بگویم . استاد درس آموزش وپرورش كودكان استثنایی كه فكر كنم دكتر كریمی نام داشت اظهار داشتند كه بیش از نوددرصد ( حدود نودوچهار درصد ) كودكان معلول ، زنده به دنیا نمی آیند وآنچه مامی بینیم درحقیقت كمتر از ده درصد از مجموع این كودكان است . دومورد مهم درباره ی این افرادباید ذكر گردد . اول ، برخی از این افراد علائم ظاهری ندارند مانند كسانی كه آلزایمر یا نقایص شنوایی و یا بینایی دارند . دوم اینكه تقریبا تمام این افراد ( علیرغم آن كه ممكن است بیماریشان علائم ظاهری هم داشته باشد )، دوست دارند طوری رفتارنمایند كه گویی هیچ كمبودی ندارند و به طور غیرمستقیم از دیگران هم می خواهند با آنان اینگونه رفتاركنند . اما برخورد خانواده ومردم دراجتماع با این افراد چگونه باید باشد ؟ لازم است این افراد با مشكل خود آشنا شوند ولی نحوه ی این آشنایی ونیز زمان این آگاهی ، بسیار مهم است . چنانچه فرزندتان خدای ناكرده مشكل دارد ، زمان مراجعه به پزشك حتما همراه او باشید تا بتوانید تطابق وی باشرایط بیماریش را تسهیل كنید . خانواده ها باید درمورد ناتوانی جسمی و یا بیماری فرزندانشان اطلاعات زیادی داشته باشند تادر صورت لزوم بهتر بتوانند به وی كمك كنند . دانش آموزی داشتم كه در پایه ی سوم ابتدایی تحصیل می كرد و مبتلا به دیابت بود . مادرش كه زنی بیسواد و ساكن عشایر بود از تزریقاتچی مركز بهداشت محل زندگیشان نحوه ی تزریق را یادگرفته و انسولین روزانه ی او را تزریق می كرد كه گاهی به علت ییسوادی و عدم توانایی درخواندن درست ارقام روی سرنگ ، میزان كمتر یابیشتری تزریق می كرد كه مشكل ایجاد می كرد . مسئولین مدارسی كه اینگونه افراد در آن تحصیل می كنند باید از طرف خانواده در جریان قرار گیرند وحتی كمك های اولیه ی ضروری را نیز از خانواده بپرسند تادر صورت لزوم بتوانند اقدامات لازم را انجام دهند . یكی از موارد ناراحت كننده و بالطبع بسیار زشتی كه ممكن است دیگران انجام داده و این افراد بیمار را به سختی آزار دهد ، تمسخر آنان است . این مسئله میتواند پیامدهای بسیار ناگواری را در آنان به وحود آورد ه وگاهی سبب شده كه فرد بیمار به مرز جنون هم رسیده وحتی دست به خودكشی بزند . این تمسخر حتی اگر ناآگاهانه هم باشد مشكلات زیادی را به وجود می آورد وگاهی موجب گردیده آنان به اصطلاح از پایه خراب شوند . دادن لقب هایی چون كور یا لنگ و… می تواند سبب شود كه فرد ازحالت عادی خارج و چه بسا به كارهای خطرناكی دست بزند كه بیشترین ضرروزیان دروحله ی اول متوجه ی خود او وخانواده اش می گردد . درشرایطی كه فرد ناتوان براثر برخورد نامناسب دیگران ازنظر روحی مشكل پیدامی كند ، مشاوره با یك فرد آگاه به مسائل روانی حتی برای اولیا ودیگر افراد خانواده بسیار مفید خواهد بود . یكی دیگر از واكنش های نامناسب نسبت به این گروه از بیماران، دلسوزی كردن در حق آنان است كه ممكن است سبب شود فرد سرشكسته شده ویا ناامید گردد ، ممكن است از نظر روحی تحت فشار قرارگیرد ویا اعتماد به نفسش را ازدست بدهد . خانواده باید طوری رفتاركند كه فرد از كمك آن ها ناامید نشده و ضمنا بیش ازاندازه هم به آن ها متكی نشود . تسهیلاتی كه درجامعه برای این افراد درنظر گرفته شده درجای خود خوب است . شیب داركردن سكوهای سوارشدن به اتوبوس یا جلو درب بیمارستان ها وادارات ، معین كردن محل های خاص برای این گونه افراد ، قراردادن داروهای مورد نیاز در اختیار آن ها ، دادن تجهیزات لازم به بیماران خاص ، درنظرگرفتن تسهیلاتی حتی دربرنامه های كامپیوتری ، بازنشستگی زودتراز موعد و … از جمله ی این اقدامات هستند . یكی از مهمترین كارهایی كه می توان برای افراد معلول انجام داد، تامین هزینه های دارویی وبیمارستانی آن ها است كه معمولا این هزینه هابسیار بالا هم می باشد . اقدامات زیادی در این زمینه انجام گرفته از جمله تامین داروی بیماران خاص و یا اهدای وسایل تست قند خون ونیز سرنگ و داروی انسولین به بیماران دیابتیك . بنیاد بیماری های خاص كه محدوده ی وظیفه اش از نامش پیداست ، نمونه ی خوبی از توجه به این گروه زیاد از بیماران است گرچه باید در تعریف بیماری های خاص و گسترش دامنه ی فعالیت این بنیاد تجدید نظر كرد . تامین آینده ی این افراد مهمترین موضوعی است كه باید مدنظرقرارگیرد . استفاده ی بیماران خاص از تسهیلات ویژه چون بازنشستگی زودتر از موعد ، بسیار عالی است و خوشبختانه در قوانین كار ایران مدنظرقرار گرفته است البته به شرطی كه فشار مالی بر آنان وارد نكند . بسیاری از معلولین ازروحیه ی بالایی برخوردارند كه درجای خود عجیب است . روزی با اتوموبیل در حركت بودم . خردادماه ، حدود ساعت یازده ظهر وهواهم بسیار گرم بود . به دختری حدودا ده ساله كه پاهایش نیمه فلج بود وبا عصا به سختی راه می رفت برخوردم . ایستاده وبه او تعارف كردم به سختی پذیرفت ولی حاضرنشد حتی زنان رهگذر به او كمك كنند بلكه با تلاش خودش هم سوار و هم پیاده شد . دراجتماع افراد معلول زیادی را دیده ویادرباره ی آنها شنیده ایم كه بااتكا به نفس و تلاش زیاد نه تنها روی پای خود ایستاده اند بلكه مانند افراد عادی هم كار می كنند . یكی از این موارد در شهر خود ما زندگی می كرد . وی نابینای كامل بود اما مسئولیت مركز تلفن یك اداره را برعهده داشت ودر انجام وظیفه اش هیچگاه مشكلی پیدا نكرد . یا مردی دراستان چهارمحال وبختیاری كه با نابینایی كامل ، شطرنج بازی می كرد . طبیعت بشر این است كه وقتی ازیك یا چند حس محروم است ، از بقیه ی قوای بدنی وفكریش بیشترو بهتر استفاده می كند . در این مورد كه فرد چه زمان به معلولیت دچار شود راحت تر می تواند با آن كنار بیاید نمی توان اظهارنظر كرد . برخی می گویند اگر ازابتدای زندگی باشد فرد ازكودكی با آن خوگرفته و می پذیرد . برخی می گویند در بزرگسالی فرد با قدرت تفكر، بهتر با مسئله احتمالی كنار می آید . این كه فرد ازابتدای زندگی مشكل داشته ویا به تدریج مشكل پیش آمده است تفاوتی ندارد مهم سازگاری فرد واطرافیان با مشكل است . مهمترین نكته این است كه فرد ناامید نشده ، ناتوانیش را بپذیرد و سعی كند با آن كنار بیاید . وی بسته به نوع معلولیت باید خود را برای انجام كارهای عادیش آماده كند . این كه چرا اینطور شده مهم نیست و دردی را دوا نمی كند مهم این است كه این وضع پیش آمده واوباید خودرابرای مواجهه با این مشكل آماده كند . باید به تدریج وقبل از اینكه فرد به نهایت وضعیت ناتوانیش برسد ، اورا باشرایط آشناكرده و به وی كمك نمود تا خودرا برای این زمان آماده كند . آشنایی با سرگذشت افرادی كه باناتوانی های جسمی توانسته اند بااتكا به نفس و فراموش كردن نقص بدنی به زتدگی عادیشان ادامه دهند ، می تواند كمك بزرگی به فردناتوان جسمی بنماید تا باوضعیت خود كناربیاید . از این طریق می توان به تقویت اراده ی او كمك كرد كه این بیشترین كمكی است كه می شود به این افراد كرد . استفاده از زندگینامه ی افراد ناتوان جسمی، فیلم های سینمایی ویا تلویزیونی نیز مفید است . در صورت وجود امكانات می توان نشانی سایت های مختلفی را درباره ی بیماریشان به این افراد ارائه دادتا ضمن آشنایی با زندگی بیمارانی از دیگر نقاط ، خود به نتایج تحقیقاتی كه در این زمینه شده یا می شود دست یابند . درباره ی افرادی كه اعتقادات مذهبی دارند بایدازاین اعتقادات به عنوان وسیله ی موثری استفاده كرد تا بتوانند با كمك آن ، خود را برای تطابق با پیامدهای بیماریشان آماده كنند . شناختن بنیادها ویا سازمان هایی كه به اینگونه افراد امدادرسانی می كنند و در صورت امكان عضویت در آن ها وكمك به افراد ناتوان جسمی ، علاوه براینكه فرد را با كسانی كه چون خود او مشكلاتی دارند آشنا می كند سبب می شود فرد به نوعی باكمك به این افراد مشكل خودرا فراموش كند وحتی بادیدن افرادی كه مشكل حادتری دارتد به زندگی خود امیدوارتر گردد . تلاش كنیم هیچگاه بی جهت فرد را كاملا امیدوار نكرده وضمنا به گونه ای عمل كنیم كه ناامید هم نشود كه هردو می تواند خطرناك باشد . مشكل بزرگ برخی از این افراد این است كه كم كم اعتقاداتشان سست می شود وباید برای این موضوع فكری كرد . بیشترمواقع از خود یا دیگران می پرسند مگر ماافراد ناتوان جسمی چه كرده ایم كه خداوند مارا ناقص آفریده است ؟ این افراد به علت مشكلاتی كه دارند ویا می دانند كه در آینده با آن روبرو خواهند شد ، بسیار حساس ، زودرنج و عصبی هستند و به سهولت قانع نمی شوند . چون فكر می كنند هركسی به آنها نزدیك می شود به خاطر دلسوزی و ترحم است و از آنجا كه دوست ندارند كسی به آنان ترحم كند ، از دیگران دوری كرده و انزواطلب می شوند . برقراری ارتباط با آنها بسیار مشكل است خصوصا اگر از دیگران رفتار نامناسبی هم دیده باشند و بیشترین فشار را در این زمینه ، خانواده های آنان تحمل می كنند كه نابودی تدریجی فرزندشان را می بینند و متاسفانه كاری هم از دستشان برنمی آید . انسانی ترین كاری كه در مورد این افراد می توان انجام داد این است كه با آن ها بسیارعادی و معمولی رفتار كنیم و سعی نكنیم در حق آنان ترحم و دلسوزی كنیم . تازمانی كه خودشان نخواسته اند به آن ها كمك نكنیم و مهمتر ازهمه این كه از تمسخر آنان جدا خودداری كنیم چرا كه یك عمل نسنجیده ی ما ممكن است وی را از درون آنچنان به هم بریزد كه حتی پیش بینی واكنش یا واكنش های او نیز ممكن نباشد، عكس العمل هایی كه بسته به نوع ناتوانیش حتی تا خودكشی را هم می تواند شامل شود . |
|
+ نوشته شده در
86/11/21ساعت 4:38 بعد از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .
|
| پیوندهای روزانه |
|
شهرخفته پارسوماش شهرمن مسجدسلیمان مسجدسلیمان سرزمین پنج خورشید سرزمین پنج خورشید محمدی خین گل آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
ورزش کامپیوتر آموزش و پرورش اجتماعی زبان فارسی و شعر سرگرمی مسجدسلیمان معلم مناسبت ها وبلاگ و وبلاگ نویسی شخصی |
| پیوندها |
|
پارسوماش سرزمین پنج خورشید مسجدسلیمان شهرمن مسجدسلیمان محمدی خین گل سرزمین پنج خورشید شهر خفته |
|
RSS
|