![]() |
![]() |
|
| شهر اولین های شیرین و تلخ |
|
جاده و جاده سازی در مسجدسلیمان با یاد و نام خدا
جاده سازی در مسجدسلیمان قدمتی به اندازه ی صنعت نفت دارد . با پیدایش نفت و گسترش فعالیتهای شركت نفت ، راههای ارتباطی جهت حمل وسایل و ابزار لازم مورد نیاز بود ، جاده هایی كه باید در هرماه بالغ بر 7000 تن تجهیزات را از طریق آنها به منطقه وارد می كرند . برای این كاردر سال 1932 میلادی شبكه ی راه آهنی ساخته شد كه از طریق دره ی تمبی ، گچ امام رضا و تل خیاط به درخزینه می رسید و وسایل و تجهیزات لازم كه توسط قایق به درخزینه می رسید ، با استفاده از این خط آهن به مسجدسلیمان حمل می گردید . مسافران هم از طریق این خط آهن به درخزینه رفته و از آنجا با قایق به اهواز می رفتند . بتدریج وبا گسترش وسایل نقلیه ، جاده ی مسجدسلیمان به اهواز( اولین جاده ی آسفالته ی منطقه ) ساخته شد وشبكه ی راه آهن محلی برچیده شد . در آن ایام شركت نفت به صورت مستقیم و یا با استفاده از نیروهای پیمانكار ، حدود 4000 نفر كارگر ایرانی را در استخدام خود داشت كه در احداث و یا نگهداری جاده های مسجدسلیمان مشغول كاربودند . افراد مسن وقدیمی خاطرات زیادی را از كارگران جاده سازی در مسجدسلیمان نقل كرده اند از جمله به علت نبودن سنگ شكن ، با استفاده از پتك و چكش سنگها را خرد كرده تا برای ساختن جاده استفاده كنند و یا قیر مورد نیاز را با استفاده از چهارپایان از بندقیر، محلی بین اهواز و شوشترمی آوردند . افراد زیادی هم به خاطر پیمانكاری جاده توانستند اسم و رسم و پول وپله ای به هم بزنند . هنوز هم یادم می آید برخی افراد قدیمی با چه حسرتی از كلمه ی سرفعله و كنتراتچی ( یا به بیان خودشان قنتراتچی ) یاد می كردند شاید باور نكنید درست به همان حالتی كه ما امروزه از پولدارانی چون اوناسیس و یا بیل گیتس یاد می كنیم . بعدها قسمتی از مسیر جاده از مسجدسلیمان تا نزدیك روستای بتوند ، تغییر داده شد كه از دوراهی لالی گذشته و به جاده ی اهواز - مسجدسلیمان متصل می شد ، جاده ای كه با تغییراتی هنوز هم مسیر ارتباط مسجدسلیمان با دیگر شهرهای استان است . در فاصله ی سالهای 1349 تا 1357 یك بار دیگر به علت بازسازی جاده ی مسجدسلیمان ، جند سالی جاده از مسیر قدیمی می گذشت كه هم سن وسالهای من هنوز آن روزها و مشكلات آن را به خاطر دارند . جاده ی مسجدسلیمان به هفتگل نیز وضعیت جالبی ندارد ولی در حال بازسازی آن هستند گرچه این احتمال وجود دارد كه با فعال شدن آن مسجدسلیمان بیشتر به انزوا كشیده شود چون كامیون های حامل سیمان احتمالا از آن مسیر تردد خواهند كرد . جاده ی مسجدسلیمان به سد شهید عباسپور و اندیكا نیز كه همه امید دارند آن را راه ارتباطی مسجدسلیمان به اصفهان ببینند ، گرچه آسفالت نسبتا خوبی دارد ولی از همان جاده های قدیمی، پر پیچ و خم و خطرناك است . یكی از ویژگیهای جاده های قدیمی مسجدسلیمان این است كه تابع شرایط جغرافیایی هستند یعنی با ناهمواریهای زمین تطابق داده شده اند . در گذشته به علت نبود امكانات ، به جای ایجاد مسیر در پستی و بلندی ها ، جاده را در كنار آنها ساخته و ادامه می دادند ( كوهها و تپه ها را دور می زدند ) و به همین علت جاده ها طولانی تر از معمول می شدند . ویژگی دیگر، كم عرض بودن جاده ها است شاید به این علت كه در آن موقع خودروهای زیادی در منطقه وجود نداشت و همان جاده ی كم عرض هم، برای عبورو مرور آن تعداد كم اتومبیل كافی بود . جریان یافتن آب های سطحی مانند سیلابها و آب باران ، سبب تخریب جاده ها و معابر می شود به همین جهت در جاهایی كه این آبها از مسیر جاده ها می گذرند، آب نما احداث می شود . در گذشته در فصل بارندگی بیشتر این آب نماها دچار آب گرفتگی شده و مسیر برای مدتی بسته می شد ( این از وقایع عادی در فصل زمستان بود ) . برای ساختن آب نماها ، بسته به میزان آبی كه در آن محل جریان پیدا می كرد ، از یك یا دو یا تعداد بیشتر لوله های دارای قطربالا در كنار ویا روی هم استفاده كرده و بین آنها را با سیمان پركرده وسپس روی آن راآسفالت می كردند . اخیرا به جای استفاده از لوله ، باسیمان وسنگ ویا با قالب بندی سیمان تونلهای كوچكی درست كرده اند . در بسیاری از جاها كه قبلا آب نما احداث شده بود در زمان حال پل ساخته شده است . در درون شهر هم بتدریج ساختن جاده ها و معابر آغاز شد . دراین زمینه اطلاعات چندانی ندارم فقط می دانم كه اولین خیابانهای آسفالته در مسجدسلیمان ساخته شد ولی این را هم می دانم كه همه جا آسفالت نمی شد . مثلا در حالیكه هشت بنگله و تلخاب به یمن وجود روسا همان زمان آسفالت شدند ، محله ی حسن قصاب در بازار چشمه علی تا همین اواخر هم آسفالت نبود و یا دیگر محلات هم همینطور . تنها خیابان یا به عبارتی جاده ی شهر كه هنوز هم با تغییراتی وجود دارد، از دروازه ی ورودی از سمت اهواز شروع شده و در پنج بنگله دو شاخه می شد . یك شاخه به هشت بنگله و … وسپس در نزدیكی اداره ی مركزی شركت نفت به شاخه ی دیگر متصل شده و تا انتهای شهر ادامه می یافت . شاید از تاكید من بر بعضی نكات تعجب كنید و حق هم دارید . به این مورد توجه كنید . در حالیكه در دره اشكفت و بین نفتون وباغ ملی ( پل نفتون فعلی ) باآن همه عبورومرور آب نما احداث شده بود ، برای مسیرهشت بنگله كه مردم عادی اجازه نداشتند از آن عبور كنند و مختص خارجیها وبسیار كم تردد و خلوت بود، پل ماشین رو ساخته بودند . به راستی چرا ؟ قدیمی ترها به خاطر دارند كه در فصل بارندگی چند نفرهنگام عبور از آب نمای دره اشكفت درسیلاب غرق شده و جان خود را از دست داده اند . در آن زمان شركت نفت برای اینكه هنگام عبورومرور خودروها غبار كمتری بلند شود، معابر را نفت پاشی می كرد یعنی روی زمین نفت سیاه می ریخت . این كار باعث می شد هنگام بارندگی زمین خیس نشده و گل آلود نشود وغبار كمتری هم بلند شود ولی در عوض، همان مقدار كم غبار هم كه مستقیما وارد ریه ها می شد چون آغشته به نفت بود مشكلات بعدی زیادی به وجود می آورد . نتایج تحقیقات انجام شده نشان می دهد كه اگر مواد و مشتقات نفتی وارد ریه شوند سبب بروز آسم می گردند . نكته ای كه ذكر آن ضروری است این است كه خیابانها! و جاده های مسجدسلیمان با هر نگرشی و هر معیاری كه ساخته شده اند ، برای آن زمان تقریبا كافی بوده اند و نیاز شهر را به خوبی رفع می كرده اند . ولی امروزه اینطور نیست و با توجه به گسترش وسعت شهر ، افزایش جمعیت و به تبع آن ازدیاد تعداد خودروها ، این نیاز وجود دارد كه خیابانها ومعابر شهر تعریض ، بازسازی و نوسازی شده و یا خیابانهای جدید ایجاد شود تا جوابگوی نیاز مردم در زمان حال باشند . شكل جغرافیایی مسجدسلیمان سبب شده كه فقط یك مسیر اصلی وجود داشته باشد و در مواقع ضروری كه این مسیر به عللی بسته می شود، ارتباط قسمتهای مختلف شهربا مشكل روبرو می شود ( نمونه ی روشن آن اولین حمله ی موشكی عراقیها و بسته شدن مسیر عبور مردم و متعاقب آن حمله ی بعدی و نتایج اسف بار آن ) . اقدامات مثبتی هم صورت گرفته ولی كافی نیست و مطمئنا با گذشت زمان و تداوم این اقدامات می توان مشكلات شهر را در این زمینه برطرف كرد ( دوبانده كردن جاده ی اصلی ، ایجاد میدان در ورودی محلات ، تعریض بعضی خیابانها و احداث پل های عریض تر از جمله ی این اقدامات هستند ) . شاید بتوان گفت ضروری ترین نیاز در زمان حاضر جاده ی كمربندی شهر است كه تابلو احداث آن كمی پایین تر از پمپ بنزین ریل وی دیده می شود و اگر ساخته شود كه امیدواریم چنین شود، برخی مشكلات ترافیكی شهر را مرتفع خواهد ساخت . آنچه می نویسم نظرات شخصی خودم است ونباید از یك معلم بازنشسته انتظار داشت همانند یك كارشناس مسائل شهری سخن گفته و نظر دهد ، ولی امتیاز مهم من وامثال من این است كه چون مستقیما با مشكلات برخورد داریم آنها را با تمام وجود حس می كنیم . بسیاری از مسئولین به شهر سرزده اند ولی در آن زمان شرایط به گونه ای مهیا شده كه یا آنچه را كه واقعا هست ندیده اند و یا با وضعیت به شكل بهتری برخورد داشته اند و به اصطلاح شاید درد دل ما را ندانند ( آسفالت های 24 ساعته كه معمولا بیش از یك ماه هم دوام نمی آورد ، آب رسانی بیش از دو ساعت در روز به مدت كوتاه و برقراری روشنایی خیابانها از جمله ی این موارد هستند ) . |
|
+ نوشته شده در
87/01/07ساعت 4:26 بعد از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
چهارشنبه سوری یا چهارشنبه صوری با یاد و نام خدا قصد ندارم درباره ی چهارشنبه سوری مطلب بنویسم اینكه چیست و چگونه به وجود آمد، چه تغییراتی داشت تا به صورت امروزی در آمد و در مناطق مختلف كشور در گذشته وحال چگونه برگزار شده و یا می شود . تا آنجا كه اطلاعاتم قد می دهد این رسم از گذشته های دور در ایران وجود داشته و شب آخرین چهارشنبه ی سال، مردم هر محل بنا به رسوم خود بته های خشك را از صحرا جمع آوری كرده وبا غروب آفتاب بته هارا آتش زده و بزرگ و كوچك از روی آن پریده و ضمن آرزوی سلامتی برای همه ، این شعر را هم می خواندند كه : زردی من از تو سرخی تو از من . طبیعی است كه مردم در گذشته و با توجه به وضعیت تغذیه ی خود معمولا صورتهای زردگونه و ضعیفی داشتند ( اگربه عكس های فامیل وبستگان خود در سالهای قبل نگاه كنید حتما متوجه خواهید شد ) و به همین علت آرزو می كردند زردی صورت خود را با سرخی آتش عوض كنند . امروزه كه به لطف استفاده از مواد غذایی ( اگر نگوییم تقلبی ) اشباع شده با مواد مصنوعی یا میوه و سبزیجات رشد داده شده با مواد شیمیایی، صورتها دارای تورم كافی است ( منظور آماس است نه تورم قیمتها) و استفاده از مواد آرایشی سبب شده رنگ چهره ها قابل تغییر باشد، دیگر نیازی به سرخی آتش نیست و به این علت کمتر كسی از روی آتش می پرد و می خواند زردی من از تو سرخی تو ازمن . از شوخی گذشته زندگی آپارتمان نشینی و گسترش شهرها هم با اجرای این گونه مراسم همخوانی ندارد . تصور كنید در شهرهای بزرگ اگر همه بخواهند این كاررا در محلات انجام دهند، ممكن نیست واگر بخواهند در خارج از شهر به این كار مبادرت كنند چه وضعیتی از نظر رفت و آمد پیش خواهد آمد . تا چندین سال قبل این مراسم به صورت محدود انجام می شده است . این راهم ازخاطرات شخصی خودم بگویم . در زمان تحصیل در دانشسرای مقدماتی ، روبروی پنجره ی خوابگاه ما دو لین از منازل كارمندی شركت نفت قرار داشت كه روز چهارشنبه سوری بیشتر بچه های دانشسرا در مقابل این پنجره جمع شده و مراسم چهارشنبه سوری بچه های محله ( بخوانید دختر و پسرهای كارمندهای شرکت نفت ) راتماشا می كردند وزمانی كه دختران با آن دامنهای كوتاه از روی آتش می پریدند ، بقیه ی قضایا را خودتان حدس بزنید . البته به تدریج وبا گسترش شهرها ، بته جای خود را به صندوقهای چوبی میوه و سپس به كارتن مقوایی داد كه آتش كمتر و كم دوامتری داشت . متاسفانه برخی فكر كردند كه منظور از اجرای مراسم چهارشنبه سوری ، فقط آتش بازی است و هرچه آتش شعله ی بیشتری داشته باشد بهتر است . به همین دلیل برای روشن نمودن آتش از لاستیك خودرو استفاده می كردند كه علاوه بر تمام مشكلات ، دوده و دود زیادی هم تولید می كند و به این ترتیب آتش كوچك چهارشنبه سوری تبدیل به شعله های سركش ناشی از سوختن لاستیك خودروها شد . هوای برخی شهرها پس از مراسم چهارشنبه سوری ، مرا به یاد دود ناشی از آتش زدن چاههای نفت كویت توسط نیروهای عراقی در جنگ خلیج فارس می اندازد . در سالهای اخیر فكر نوجوی ایرانی! استفاده از ترقه و مواد محترقه ی ( معمولادست ساز) را نیز به لیست وسایل چهارشنبه سوری اضافه كرد كه این را باید سوغات فرنگی ها دانست كه در جشن هایشان از این گونه وسایل استفاده می كنند ، با ذكر این نكته كه متاسفانه نحوه ی درست استفاده را از فرنگیها یاد نگرفتیم و طبق معمول در این مورد هم راه افراط را در پیش گرفتیم . آماری ندارم ولی فكر كنم اگر مقایسه ای انجام شود میزان حوادث ناگوار این قبیل مراسم ، در كشورهای غربی بسیار كمتر از ایران است . |
|
+ نوشته شده در
87/01/03ساعت 10:17 قبل از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .
|
| پیوندهای روزانه |
|
مسجدسلیمان شهر رها شده مسجدسلیمان شهرخفته پارسوماش شهرمن مسجدسلیمان مسجدسلیمان سرزمین پنج خورشید سرزمین پنج خورشید محمدی خین گل آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
ورزش کامپیوتر آموزش و پرورش اجتماعی زبان فارسی و شعر سرگرمی مسجدسلیمان معلم مناسبت ها وبلاگ و وبلاگ نویسی شخصی |
| پیوندها |
|
پارسوماش سرزمین پنج خورشید مسجدسلیمان شهرمن مسجدسلیمان محمدی خین گل سرزمین پنج خورشید شهر خفته مسجدسلیمان شهر رها شده |
|
RSS
|