تبليغاتX
مسـجـدسلـيـمـان
شهر اولین های شیرین و تلخ

    پاركها ، فضای سبز و اماكن تفریحی  شهر

    با یاد و نام خدا

    نمی دانم در فرهنگ اصطلاحات شهری از پارك چه تعریفی شده است  ولی آنچه به نام پارك درشهرما  وجود دارد عبارتند از پارك شهربازی  و پارك كوهستانی ملت در بی بیان كه امكانات كافی هم ندارند،  پارك های محله ای كوی نفت خیز،  بازار شوشتریها،  كلگه و بازار تمبی،  پاركهای درحال تكمیل محله ی حسین قصاب و ریل وی وپاركی كه جـدیـدا در كنار پل دبـیـرستان سینا درحال ساخت است . پارك جنگلی تمبی  نیزقـرار است از طرف اداره ی منابع طبیعی به شهرداری تحویل گردد .

   در مورد پاركهای مسجدسلیمان این نكته گفتنی است كه اولا فقط نامی از پارك دارند و امكانات لازم را ندارند . دوما استفاده از فضای پاركها به آن شكل كه درشهرهای دیگر می بینیم هنوز در شهر ما جا نیفتاده است . به ندرت خانواده ای را می توان دید كه پس ازكار وفعالیت روزانه،  عصریا ابتدای شب درپاركی به استراحت بپردازد . به قول یكی از دوستان در هركاری فرهنگ سازی لازم است . با چند نفراز كسانی هم كه از مسجدسلیمان رفته اند صحبتی پیش آمد كه چرا رفتید؟  یكی از جواب ها این بود، لااقل دراینجا به همراه خانواده  می توان در پاركی استراحت كرد .

  یك گروه از استفاده كنندگان از پاركها مسافرینی هستند كه هر از گاهی برای دیدن بستگان و یا احیانا برای دیدار از مسجدسلیمان به این شهر مسافرت می كنند وبه علت اقامت كوتاه و نبود هتل ویا مسافرخانه،  احتمالا در پاركها به استراحت خواهند پرداخت ( به این امید كه جای استراحت باشند ) . یكی از نیازهای اولیه و اساسی این مسافران،  وجود سرویسهای بهداشتی در پاركها است . ضروری است  شهرداری دراین زمینه اقدامات اساسی انجام دهد گرچه خوب می دانم با توجه به وضعیت آب شهر مشكل است و از طرف دیگر نگهداری از وسایل آنها هم مشكلاتی دارد وآخرین و بدترین مشكل،  پاتوق شدن این اماكن توسط افراد معتاد می باشد . با همه ی این شرایط باید كاری كرد كه استفاده ی صحیح از پاركها برای مردم امری عادی باشد كه این مهم  نیز تنها برعهده ی شهرداری نیست .

 

  فضا ی سبز

  سرانه ی فضای سبز مسجدسلیمان بسیاركم است كه دلایل متعدد ی دارد و شاید مهمترین آنها كمبود آب باشد . در گذشته ودر دوران شركت نفت منازل كارمندی و مناطقی چون تلخاب،  كمپ كرسنت،  پانسیون خیام و..   توسط باغبانانی كه در استخدام شركت نفت بودند،  كاملا مراقبت شده و همه دارای حیاط های بزرگ و غالبا مشجر بودند ( توجه داشته باشید كه این همه درخت و گل را با آب جیره بندی شده نمی توان آبیاری كرد و حتما وضع آب این اماكن و مناطق خوب بوده است ) . در باغچه های این منازل چمن كاشته شده  و ظاهر آنها شبیه به منازل ویلایی بود كه در فیلمهای غربی می دیدیم و می بینیم . امروزه هم اگر به آنها نگاه كنید آثار آن را خواهید دید . بیشتر ساكنان منازل كارگری سی برنجی هم  به تقلید از مسئولین،  در حیاط خانه درخت و گل می كاشتند ( هنوز یادم نمی رود كه گاهی هنگام رفتن به مدرسه از پشت حصار سیمی حیاط این منازل،  دور از چشم صاحب خانه گلی می چیدیم و با خود می بردیم ) ولی در بیست فوتی ها به سبب نبود فضای مناسب،  خبری از گل و درخت نبود . مسئولین شركت نفت هم یا به تقلید از خارجی ها و یا به علت علاقه ی شخصی در كنار محل كارشان درخت می كاشتند  كه شما  در اطراف یونیت های قدیمی  شركت نفت ممكن است آثار این كار آنها را ببینید . امروزه دیگر كسی به فكردرخت و درختكاری در فضای خانه ی مسكونی خود نیست چون علاوه بر كمبود آب،  سعی بر این است كه با ساخت اتاق و یا متعلقات دیگر بیشترین استفاده را از زمین  بنمایند . درخت و سبزه ای هم كه می بینید مربوط به خانه های قدیمی تر است .

   شهرداری می تواند وباید به فكر گسترش فضای سبز شهر و نیز نگهداری و مراقبت از فضاهای ایجاد شده باشد . در شهری چون مسجدسلیمان كه گازهای طبیعی در فضای بیشتر محلات آن پراكنده شده است،  وجود فضای سبزبسیار ضروری بوده و می تواند به تصفیه و تلطیف هوا كمك شایانی بنماید ( درخت ها ریه های زمین هستند ) . یكی از موانع ایجاد و نگهداری این فضاها در مسجدسلیمان،  احشام سرگردانی هستند كه همانند ملخ های صحرایی به هرنوع سبزی و گیاهی حمله كرده و آنها را می خورند . چریدن یا چرانیدن این احشام درمعدود پاركها ی شهر و نیز در فضای محلات و یا هرجا كه اثری از سبزه و گیاه باشد،  از مناظر عادی است .

   اماكن تفریحی

  اماكن تفریحی یكی از ضروریات شهر ها است . اماكنی چون شهربازی ویا مراكز تفریحی دیگر می تواند اوقات فراغت خانواده ها را پر كرده و علاوه براین منبع درآمد خوبی برای شهرداری باشد . متاسفانه شهر ما از این نظر هم مشكل یا بهتر بگویم كمبود دارد .

  پارك تفریحی پنج بنگله با نام پارك شهر بازی گل نرگس ،  بازسازی شده و مورد استفاده ی شهروندان قرار گرفته است . در این مجموعه،  ساخت سرویسهای بهداشتی برای خانم ها و آقایان، خرید یك دستگاه كشتی یازی، نصب چراغهای چمنی ، خرید و نصب آبسردكن از جمله ی  اقدامات انجام شده است ( به نقل از نشریه ی پیام شهر مسجدسلیمان چهارشنبه 18 مهرماه 1386) .
+ نوشته شده در  87/04/20ساعت 9:38 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  جاده و خیابان

  با یاد و نام خدا

  در این بخش می خواهم به وضعیت خیابانها و جاده های مسجدسلیمان بپردازم شهری كه دارای اولین و بهترین خیابانهای آسفالته ی ایران بود . ابتدا به جاده ی كمربندی بپردازم كه نیاز اساسی همه ی شهرهاست و  متاسفانه مسجدسلیمان به علت شكل جغرافیایی خاصی كه دارد از این مهم بی بهره است . طرح جاده ی كمربندی هم كه برای شهردرنظرگرفته شده و تابلوآن از مدتها قبل نصب گردیده است،  نزدیك پمپ بنزین ریل وی جدا می شود كه علاوه بر نیمه كاره ماندن،  مسیر جالبی نیز نیست . مسیرمناسب جاده ی كمربندی این است كه از ورودی شمالی شهر( دروازه ی سابق ) آغاز شده،  پس از دور زدن كارخانجات تانك سازی ارتش( شهید فرخ نیا ) به جاده ی قدیمی تلخاب یعنی مدرسه ی خارجی ها وصل شده و از آن طریق به جاده ی فعلی مالكریم اتصال یابد . بعدهابا توجه به نیاز می توان این مسیر را تغییرداد .

   جاده ی مسجدسلیمان اهواز وضع خوبی دارد و اخیرا بخشی از آن را دوباره آسفالت كرده اند و قرار است ورودی های شهر دوبانده شوند . جاده ی هفتگل در دست تعمیر و ترمیم است ولی فعلا وضعیت جالبی ندارد . جاده ی سد شهید عباسپورو اندیكا هم علیرغم آسفالت شدن ،  جاده ای قدیمی و خطرناك است . جاده ی اصفهان  كه تونل دلا در مسیر آن حفاری هم شده است،  مدتها به همان شكل باقی مانده است . تنها امید مسجدسلیمان برای زندگی مجدد،  شاید همین جاده باشد كه فعلا به آن توجهی نمی شود .

  خیابانها و جاده های درون شهر وضع جالبی ندارند ومانند اكثر شهرها،  تردد در آنها مشكلات خاص خودش را دارد . به محض ترمیم و آسفالت یك قسمت،  سازمان آب وشركت مخابرات یادشان می آمد كه كارهایی  در آن قسمت دارند و با كندن آسفالت،  شیرینی عبور از یك مسیر صاف و بدون دست انداز را به كام مردم  تلخ     می كردند .  متاسفانه به ندرت كانالهای حفرشده مجددا آسفالت شده ومی شود و در صورت آسفالت شدن هم بسیار ناقص  و معمولا پس از مدت كوتاهی به علت عدم وجود زیر سازی درست نشست كرده و ایجاد پستی و بلندی و روز از نو روزی ازنو .  با شروع فصل بارندگی مانند خیابانهای بقیه ی شهرها،  آب گرفتگی معابر اولین منظره ای است كه دیده می شود .

  در زمینه ی آسفالت معابرمحلات  هم با كمك وهمیاری اهالی تلاشهای زیادی شده و كارهای زیادی هم انجام گرفته كه خود جای تقدیر دارد،  ولی نباید از  حفاریهای مجدد هم غافل شد .  در بسیاری محلات هنوز كارهای زیادی برای انجام وجود دارد از جمله كوی شهید موسوی و بازار چشمه علی كه  آسفالت  خیابانها و معابر به صورتی نیمه كاره  باقی مانده و سبب بروز مشكلات برای اهالی گردیده است . خیابان اصلی بازار چشمه علی تعریض و مقداری از آن آسفالت هم شده ولی بخش زیادی هم به همان صورت نیمه تمام باقی مانده و آبهای زاید در كنار آن جمع شده و منظره ی بدی پیدا كرده است . یك باند از جاده ی چهاربیشه ( بعد از كلانتری )كه اتفاقا پارسال هم زیرسازی و آسفالت شده بود،  متاسفانه وضعیت بسیار بدی  پیدا كرده  و عبورومروردرآن با مشكل صورت می گیرد .

   از آنجا كه مسجدسلیمان در یك منطقه ی ناهموار بنا شده ودارای پستی و بلندیهای زیادی است،  پل ها و آب نماهای زیادی در نقاط مختلف ساخته شده است . این پل ها در گذشته  توسط شركت نفت ساخته شده و بیشتر آنها یكطرفه هستند . اخیرا پل جدید و دوطرفه ای در جوار دبیرستان سینا در كنار پل قدیمی و یك طرفه ی سینا ساخته شده و مشكل تردد در این منطقه را حل كرده است . پل های جدیدی در مسیر هشت بنگله و مسیر كلگه نزدیك دبیرستان شهید داریوش محمدی  در دست ساخت است كه با اتمام آنها مشكل این مسیرها هم حل خواهد شد . پل جدیدی  در كنار پل قدیمی تمبی در خروجی شهر در حال احداث است كه با اتمام آن  وضعیت تردد كامیونهای حامل سیمان نیز بهتر خواهد شد گرچه مشكل این خودروها هنگام گذشتن از درون شهر است . آب نماهای موجود بیشتر در مسیر جاده های قدیم شركت نفت چون بی بیان و مالكریم به تمبی قرار دارند .

    به علت پستی و بلندی  قسمتهای مختلف شهر،  هنگام بارندگی مقدار زیادی گل ولای از بلندیها به همراه آب باران به سطح معابر آورده می شود كه علاوه بر ایجاد خطر در زمان عبور ومرور اتومبیل ها،  پس ازپایان بارندگی هم خشك شده و با عبور وسایل نقلیه در هوا پراكنده گردیده و مشكلاتی برای مردم پیش می آورد .

  یكی از مشكلات فعلا لاینحل مسجدسلیمان در زمینه ی جاده و خیابان این است كه به علت شكل جغرافیایی شهر،  تنها مسیر ورودی از سمت اهواز تا انتهای شهر ادامه یافته و دركنار آن هیچ جاده و یا خیابانی احداث نشده است .لازم است یك مسیر دیگر به موازات جاده و خیابان اصلی شهر ساخته گردد تا در مواقع ضروری چون بلایای طبیعی و حوادث پیش بینی نشده،  مشكلی پیش نیاید . برای مثال در سال 1362 در اولین حمله ی موشكی عراقی ها به مسجددسلیمان خیابان اصلی شهر بسته شد وعبورو مرور كند سبب گردید،  جاده ی پشت دبیرستان معلم هم شلوغ شود و از قضای اتفاق موشك بعدی درست به همان محل اصابت كرد و آن  تلفات كه هنوز از خاطره ها نرفته است . تنها راه حل برای ایجاد چنین مسیری،  گسترش عرضی شهر است .

  چندی  قبل در بخش اخبار شبكه ی خوزستان خبری پخش شد كه بی نهایت مرا خوشحال كرد . در متن خبر آمده بود كه مدیركل راه آهن جنوب ( اگر عنوان پست سازمانیش را اشتباه نكرده باشم ) ، اعلام كرده است با اعتباری در حدود هفت میلیارد تومان چند طرح خط آهن در دست اقدام داریم كه یكی از آنها راه آهن اهواز به مسجدسلیمان است . از آنجا كه هیچ مسئولی تا مطمئن نباشد خبری را در رسانه های گروهی پخش نخواهد كرد، با احداث این خط آهن و احیانا ادامه ی آن تا اصفهان،  مسجدسلیمان از این بن بستی كه به آن دچار شده بیرون خواهد آمد و امید كه شاهد ترقی و پیشرفت شهرمان باشیم .

  در پایان این بخش بایدگفته شود برای شهری كه روزی اولین جاده ی آسفالته ی كشور درآن ساخته شد،  اولین  سیستم حمل و نقل خاورمیانه در آن به وجود آمد و یا اولین راه آهن خاورمیانه در آن احداث شد،  شایسته نیست كه امروزه فاقد جاده های ارتباطی مناسب بوده و در مسیر یك جاده ی اصلی كشور قرار نداشته باشد .

   گسترش عرضی شهر

   یكی از مشكلات عمده ی مسجدسلیمان كه سبب شده حتی خدمات رسانی به آن با مشكل روبرو شود،  شكل جغرافیایی شهر است . این شهر در بین دو رشته بلندی قرار گرفته كه  پهنای كمی دارد و این سبب گردیده كه شهرفقط  به صورت طولی بتواند رشد كند . برای حل این مشكل می توان مناطقی  چون روبروی پمپ بنزین ریل وی را تسطیح كرده و عرض شهررا بیشتر نمود تا بتوان با احداث خیابان و جاده این حالت را از بین برد .  مناطقی ازهشت بنگله را افراد دارای تمكن مالی تسطیح كرده و درحال خانه سازی هستند .  شهرداری،  ارگان ها یا ادارات  ذیربط خود می توانند در مورد تسطیح این قسمتها اقدام كرده و در مورد  واگذاری زمین وتامین مسكن هم كارهای مفیدی انجام دهند وعلاوه بر این هدف اصلی كه همانا گسترش عرضی شهر است نیز محقق می شود . با گسترش عرضی شهر می توان یك مسیر دیگر به موازات جاده و خیابان اصلی شهر احداث كرد تا در مواقع ضروری  مشكلی پیش نیاید .

+ نوشته شده در  87/04/20ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  شعر

    بایاد و نام خدا

  از زمان كودكی به یاد دارم كه همیشه به شعر وادبیات علاقه داشتم . دلیل این امر در ابتدا مرحوم پدرم بود كه به علت علاقه به شاهنامه ی فردوسی،  هر از گاهی از اشعار این كتاب بزرگ ابیاتی را می خواند و خود نیز در شعر دستی داشت و همیشه حالت چهره اش را زمانی كه این دو بیت شعر  شاهنامه را می خواند به یاد دارم  كه :

    بسی رنج بردم در این سال سی      عجم زنده كردم بدین پارسی

    نـمیرم ازاین پس كه من زنده ام       كـه تخـم سخن را پراكنده ام

  سپس آقای ناظریان دبیر ادبیات ما در سال اول دبیرستان كه با لهجه ی شیرین اصفهانی مرا به این سو جلب كرد و آقای سارنج دبیر ادبیات دانشسرای مقدماتی كه بیشترین تاثیر را در علاقه ی من به ادبیات داشتند كه هیچگاه كلاسهایشان را از یاد نخواهم برد . یادم می آید روزی سر كلاس درس،  یك دوبیتی خواندند كه مصراع اول آن را نتوانستم به خاطربسپارم و هنوز هم آن را نمی دانم . این دوبیتی ناقص را         می نویسم شاید یكی از خوانندگان مطلب،  مصراع اول را یادآوری كند و یا از قضای اتفاق آقای سارنج خودشان  این متن را بخواند و به دانش آموز كند ذهنشان محبت كرده و آن را كامل كنند :

       ---------------- مصراع اول ------          صد دختر گلچهره ، بمالند تنش را

       مزدور كه نعمت ده داراست چو میرد         صدروز كسی نیست كه دوزد كفنش را

  زمانی كه ما درس می خواندیم  در كتب فارسی ابتدایی متون ادبی زیادی چاپ می شد كه برای آن دوران سنی واقعا سنگین بود  برای مثال داستان بهرام و كنیزك از جامی و داستان اكوان دیو از شاهنامه ( به خط نستعلیق) . شاید باور نكنید كه حتی در حفظ و ازبركردن  اشعار گاهی باهم مسایقه هم می گذاشتیم .

    اولین بار كه شعر نو را شنیدم به سالهای ابتدای متوسطه در دبیرستان سینا برمی گردد و شعر اروند رود كه در برخی جشنها توسط یكی از علاقمندان دكلمه می شد و سپس در دانشسرا كه یكی از دوستان بیشتر شعرهای   كتیبه  و  زمستان از  مهدی اخوان ثالث ( م.امید )  را دكلمه می كرد و به همین سبب من بیشتر به اشعار این شاعر اندیشمند علاقمند شدم .

  اولین سال خدمتم در پایه ی پنجم دبستان ( ششم بهمن سابق)  دكتر شریعتی فعلی مشغول كار شدم و در آن زمان شعر آرش كمانگیر  یكی از دروس فارسی بود كه مانند بقیه ی اشعاربا خط نستعلیق  چاپ شده بود . بعد از اتمام تدریس این شعر،  خواستم كه آن را برای بچه ها بخوانم . آن چنان در این شعر غرق شده بودم  كه وقتی ابیات آخر آن را خواندم كه :

تیر آرش را سوارانی كه می راندند بر جیحون

به دیگر نیمروزی از پس آن روز

نشسته بر تناور ساق گردویی فرودیدند و

آنجا را از آن پس مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند .

   به دانش آموزان نگاه كردم و دیدم كه همه،  نه به علت فهمیدن موضوع شعر بلكه به خاطر حالت من،  با حالی عجیب  نگاهم می كردند . این علاقه به شعر در من باقی مانده است و امروزه هم،  نه به شدت دوران نوجوانی و جوانی، هنوز به شعر علاقه دارم البته از اشعار شاعران شعر نو بیشتر به آثار زنده یاد مهدی اخوان ثالث  علاقمند هستم . به همین علت تصمیم دارم هراز گاهی یكی از اشعار این شاعر گرامی را برای شما در وبلاگ بیاورم .

   علاوه بر شعر نو، از اشعار شعرای قدیم و جدید، شاعرانی از گذشته  و دوران معاصر هم استفاده خواهم كرد و برای ادای دین به شاعرانی كه به زبان محلی شعر می گویند،  به آثار این عزیزان هم  خواهم پرداخت .

  در اینجا به عنوان شروع كار و نیز حسن ختام این مطلب،  قسمت پایانی یكی از  اشعار  مهدی اخوان ثالث ( م . امید )  به نام   نطفه ی یك قهرمان باتوست   را نقل می كنم . این شعر از مجموعه ی اشعار م . امید  است (1) كه  در سال 1346 وقتی در حبس بوده،  سروده است . شعر،  داستان زندگی  زنی  است از اهالی کرمانشاه كه چند ماهه  باردار بوده  و با مادر شوهر  به ملاقات شوهرزندانیش در زندان قصر         می آید،  در حالیكه اطلاع ندارد  همسرش را چند روز قبل اعدام كرده اند :

دخترم ! ای دختر كرد،  ای گرانمایه

یادگار آن شهید،  آن پهلوان با توست .

قصر شیرین جوانی،  ای بهین تندیسه ی جان دار زیبایی

بیستون غیرت كرمانشهان با توست .

قدر بشناس و گرامی دار،  دخترجان

نطفه ی یك قهرمان با توست .

  

    ( 1 ) زندگی می گوید : اما باید زیست، باید زیست، باید زیست !..- انتشارات توكا تهران - سال ۱۳۵۷
+ نوشته شده در  87/04/18ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .

پیوندهای روزانه
مسجدسلیمان شهر رها شده
مسجدسلیمان
شهرخفته
پارسوماش
شهرمن مسجدسلیمان
مسجدسلیمان
سرزمین پنج خورشید
سرزمین پنج خورشید
محمدی
خین گل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
آرشیو موضوعی
ورزش
کامپیوتر
آموزش و پرورش
اجتماعی
زبان فارسی و شعر
سرگرمی
مسجدسلیمان
معلم
مناسبت ها
وبلاگ و وبلاگ نویسی
شخصی
پیوندها
پارسوماش
سرزمین پنج خورشید
مسجدسلیمان
شهرمن مسجدسلیمان
محمدی
خین گل
سرزمین پنج خورشید
شهر خفته
مسجدسلیمان شهر رها شده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان