تبليغاتX
مسـجـدسلـيـمـان

   مشکلات كسانی كه ناچار به مهاجرت از شهر شده اند

   با یاد و نام خدا  

  همه وقتی به سالهای پایانی عمر خود می رسند ویا بازنشسته  ومعمولا تنها می شوند ،  دوست دارند و ضرورت ( كهولت و بیماری و مشکلات غیر منتظره ی دیگر )  ایجاب می كند كه در كنار بستگان و اقارب و در محل زندگی آباو اجدادیشان  سكونت كنند . از این نظر هم به ما مسجدسلیمانی ها اجحاف شده است چون،  قادر به ماندن در اینجا نیستیم وآخرعمر باید درجای دیگری  سكونت كنیم كه به آن هیچ تعلقی و تعلق خاطری نداریم كه این واقعا سخت است . سكونت در محل جدیدی كه هیچ ارتباطی با آن نداشته ودور از فامیل و اقارب یا به عبارت بهنردرغربت وآنهم در سالهای آخر عمر،   شاید بدترین نتیجه ی بی توجهی به این شهرو مردمش  باشد . به عبارتی درآخرعمر مثل درخت كهنسالی شده ایم كه  آن را جابجا كرده باشند  ومطمئنا ریشه اش  در هیچ زمین دیگری نروییده و خیلی زود خواهد خشكید . بهترین شاهد براین مدعا افرادی هستند كه پس از بازنشستگی و اقامت كوتاه در شهرهایی چون اهواز، اصفهان ، كرج و. فوت كرده و برای خاك سپاری به محل آبا و اجدادیشان ! ( مسجدسلیمان ) برگردانده  می شوند .

  موتورسواران

  یكی از مشكلات مسجدسلیمان وجود موتورسوارانی است كه گاه و بیگاه و مخصوصا  شبها و دیرهنگام ، با موتورهایشان كه معمولا اگزوز آن مشكل داشته و صدای ناهنجاری هم تولید می كند،  آسفتالت خیابانها را با پیست موتورسواری اشتباهی گرفته و به ویراژ دادن می پردازند و یا حتی دركوچه ها هم به همان شكل تردد می كنند . چندبار از پلیس راهنمایی در محلهای مختلف و حتی شهرهای دیگر هم در این رابطه پرسیدم و نكته ی جالب جواب یكسان آنهاست؛  باید كسی شكایت كند تا موضوع از طریق مراجع ذیصلاح رسیدگی شود . متاسفانه اگر كسی به این موتورسواران اعتراض بكند( نه شكایت )،  به طور غیر مستقیم بلایی بر سرش  می آورند كه نه تنها از اعتراض خود پشیمان شود بلكه شاید به نوعی با آنها همراه هم بشود . 

   سوال من  این است : اگر راننده ای در خیابان خلاف كند پلیس  به شكایت چه كسی او را جلب و یا جریمه می كند ؟  مگر جلوگیری از تخلفات راهنمایی و رانندگی ازوظایف پلیس نیست ؟ ومگر بسیاری از اعمال ونیزحركات آكروباتیكی كه  موتورسواران انجام می دهند خلاف مقررات نیست ؟ مگرایجاد صدای  ناهنجار و مزاحمت شبانه برای مردم،  تخلف محسوب نمی شود ؟ چرا دراین مقوله پلیس منتظر شكایت دیگران می ماند ؟  اگر رسیدگی به كار خلاف این موتورسواران نیاز به  قوانین ومقررات تازه ای هم دارد،  باید مسئولین در این رابطه اقدام كرده و آرامش را به ساكنان بازگردانند كه دعای خیرمردم  را به دنبال  خواهد داشت . برای درك  مشكلات ساكنان كافی است شبها و به صورت ناشناس،  سری به محلات مختلف بزنید تا صدق گفته های مرا دریابید،  گرچه اطمینان دارم بهتر از من از همه چیز آگاهی دارید زیرا كه شما و بستگانتان هم در همین شهر و در محلات مختلف آن سكونت دارید .

   لباس بد و بد لباس پوشیدن

  از دیگر مشكلات شهر ما و به نوعی همه ی شهرها،  مسئله ی لباس های بد و نامناسب است . لباس های ناجور،  تنگ،  بدن نما،  چاك داربرای زنان  ونیز دارای رنگهای تند و نامتناسب با جامعه ی امروزه  و دارای تصاویر یا نوشته های معمولا بی محتوا برای مردان،  در همه جا دیده می شود .

   بد لباس پوشیدن ازدیگر مشکلات جامعه ی ماشده است . دیدن پسران و مردانی كه با زیرپوشهای بدون آستین یا به قولی ركابی درحالیكه شلواركهای كوتاه پوشیده و كنار درب  حیاط ایستاده اند،  تصویر متداولی در شهرهای ما شده است . متاسفانه این بد لباس پوشیدن به خانمها هم سرایت كرده و در شهرهای بزرگتر، زنان و دختران زیادی را می بینیم كه با پوشش نامناسب  به راحتی در حیاط خانه های معمولا آپارتمانی رفت و آمد می كنند .

   آرایش بد و نامناسب

    مسئله ی آرایش كه زمانی مختص زنان بود و به غلظت آن در بین خانم ها ایراد می گرفتیم، امروزه به آقایان! هم سرایت كرده و دیگر دیدن چهره ی مردانی كه چون زنان ابروهای خود را اصلاح كرده اند،  كسی را متعجب نمی كند . زمانی كه در تلویزیون چهره ی مجری برنامه و در زمین فوتبال چهره ی ورزشكاران را  اینگونه می بینیم دیگر نباید از پسرجوانی در شهر كوچكی چون مسجدسلیمان انتظار داشت چنین نكند . آرایش عجیب و غریب موها نیز جنبه ی دیگری از این موضوع است كه دیگر نگو ونپرس و هراز چند گاهی شكل جدیدی از آرایش ! موها را شاهد هستیم . زمانی كه جوان بودیم چقدر بزرگترها به پازلفی های ما ایراد می گرفتند و حالا  شكل وحالت های مختلفی كه جوانان به  ریش وسبیل  می دهند،  واقعا بازار مكاره ای شده است .
+ نوشته شده در  87/04/30ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  برخی مشکلات

  نانواییها  

  نانواییها ومشكلات آنها تقریبا مبتلابه تمام شهرهاست . كیفیت پایین نان كه آن رابه نوع آرد نسبت میدهند، مشكل عمده است . در گذشته ساكنین روستاها كه جمعیت زیادی راهم تشكیل می دادند ازمحصول سالانه ی گندم خود در آسیاب های محلی،  به میزان كافی آرد تهیه كرده و زنان روزانه نان می پختند ( هنوز بوی خوش آن نان ها را فراموش نكرده ایم ) . این رسم پسندیده به همراه مهاجرت روستاییان،  از روستا به شهر وارد شد و تا مدتها هم باقی ماند . در سالهای اخیر با گسترش علم وتكنولوژی ( برق و تلویزیون و كولر ) ،  خرید گندم مازاد كشاورزان ( كه برخی از آنها تمام محصول را می فروشند)،  بسته شدن آسیاب هابه علت عدم نیاز،  كمبود و گرانی آرد همه مشتری نانواییها شده اند . بسیاری از ساكنین روستاها از شهر نان تهیه می كنند و این بر مشكلات  افزوده است . یكی از آشنایان به شوخی می گفت:  زنها دیگر ازما حرف شنوی ندارند و حاضر نیستند نان بپزند و یا در گرمای اردیبهشت و خرداد! در درو كردن كمك كنند  .

  برخی ازروستا نشینان و بعضی ساكنان شهر با خرید آرد ( معمولا آرد سهمیه ای عشایر )،  در خانه نان    می پزند و این نشان می دهد كه اگر آرد به میزان كافی و قیمت مناسب در اختیار باشد بسیاری از مردم به علت عادت و یا گریز از نان بی كیفیت نانواییها،  سعی خواهند كرد تا در خانه نان خود را تهیه كنند . جالب اینجاست كه بسیاری از افرادی كه حاضر به پخت نان برای خانواده ی خود هم نبودند امروزه  به علت نیاز مالی،  به پختن  و فروش نانهای محلی روی آورده اند كه  شغل پردرآمدی هم شده است . فروش نان محلی  در كنار میدان مركزی شهردر نمره یك  و یا در ترمینال،  از مناظر عادی است .

  یكی ازمشكلات نانواییها مثل بسیاری از مشاغل دیگر،  واگذاری امتیاز آن به افرادی است كه یا به این كار وارد نیستند یا از روی تفنن ویا به عنوان سرمایه گذاری این امتیاز را گرفته و یا خریده اند .

   وضعیت تلویزیون و رادیو 

  در خاطراتم از گذشته ی شهر به مسئله ی تلویزیون اشاره داشتم . پس از سال ها بالاخره با نصب مراكز جدید  در شهر،  مردم توانستند بدون مشكل! به تماشای تلویزیون بنشینند . البته ایستگاههای رله ی جدید هم   مشكلات خود را دارند،  درگرما دچار مشكل می شوند و در شهری كوهستانی چون مسجدسلیمان،  قدرت پوشش كمی   دارند . به همین دلیل مثلا در نمره یك می توان برنامه ی شبكه ی خوزستان و كانال 1 تا 4 تلویزیون را دید ولی در چشمه علی بازهم بعضی دست به دامان آنتن های با تقویت داخلی شده اند . دریافت امواج رادیوهم ( بجز موج اف ام ) خصوصا در قصل گرما با اشكال صورت می گیرد . بارها شاهد بوده ام كه درمسجد چشمه علی برای  تنظیم موج رادیو اهواز هنگام پخش اذان،  مشكل داشته اند و در نهایت قید آن را زده وموذن مسجد خود اذان گفته است .

   در حالیكه در فاصله ی كمی ازما در شوشتر هرروز شاهد افزایش امكانات رادیو وتلویزیون هستیم،  در شهر  ما هنوز در بیشتر مناطق به سختی می توان حتی برنامه های كانال های مختلف را دید،  گرچه انصافا چیزی هم ندارند . شاید همین وضعیت برنامه های  تلویزیون،   یكی از مهمترین علل تمایل مردم به استفاده از ماهواره،  باشد .

   نظافت شهر

   شهرداری  در بیشتر نقاط شهر چهار دیواریهایی با بلوكهای سیمانی و سیمان ساخته كه رفتگران زباله های منازل را با گاریهای دستی جمع آوری كرده و در آنها می ریزند . سپس كارگران زباله های موجود در این محل ها را در كامیون های مخصوص دفع زباله  بار كرده و به خارج از شهر منتقل می كنند . در این فاصله مقداری ازاین زباله ها ( كاغذهای باطله)  را،  احشام سرگردان در كوچه و خیابان می خورند و كار كارگران شهرداری را تا حدودی سبكتر می كنند .

  به احشام سرگردان در خیابانها و محلات اشاره شد كه منظره ی نازیبایی را به مسجدسلیمان داده است .  این احشام با خوردن كاغذ های باطله،  پخش كردن زباله ها،  كثیف كردن محیط و با تغذیه ی نامناسب و در محلهای كثیف،  می توانند به گسترش بیماریهایی كه از طریق دامها منتقل می شوند كمك كنند . متاسفانه امروزه به علت كمبود مواد لبنی،  بیشتر مردم از شیر آن ها استفاده می كنند .  تنها راه حل جمع‌ آوری این احشام است،  ولی با توجه به بافت شهر و نیاز صاحبان آنها به درآمدی كه از این طریق كسب می كنند،  لازم است با دقت بیشتری به این مسئله و مشكل پرداخته شود . اخیرا پلاكاردی كه از سوی روابط عمومی شهرداری مسجدسلیمان بر روی دیوار استادیوم شهر نصب شده بود دیدم با این متن : نگهداری احشام در محیط شهر، تخریب وجهه ی شهر و تضییع حقوق شهروندان است . این نگرش مسئولین می تواند نمایانگر روش آنان در برخورد با مسئله ی احشام سرگردان باشد .

  مورد دیگر وجود تعداد زیادی سگ های ولگرد  است كه صدای آنها،  مسجدسلیمان را در شبها به شكل یك روستا درآورده است . فكر می كنم اواخرشب عبور مرور در خیابانها و معابر محلات،  بسیار مشكل باشد كه باید به این مسئله هم توجه جدی بشود .  چند مورد فعالیت ماموران در از بین بردن سگها ی ولگرد در سطح شهر را هم دیده ایم ولی كافی نبوده و باید فعالیت بیشتری در این زمینه صورت گیرد .

+ نوشته شده در  87/04/26ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

 برخی نیازها

 آتش نشانی

 شهرداری  دو پایگاه آتش نشانی  دارد كه یكی در كلگه و دیگری  در دره اشكفت احداث شده است . با توجه به وسعت شهر وشكل خاص جغرافیایی آن، این دو پایگاه كم است وباید بر تعداد آنها افزوده شود . كافی است شما با توجه به فاصله ی  بی بیان،  تمبی، مالكریم و نفتك  به نیاز احتمالی این محلات توجه نمایید .  ایجاد مركز آتش نشانی دیگری در نفتك نیز،  در زمره ی برنامه های شهرداری قرار داشت كه اخیرا در كنار فلكه ی باشگاه مركزی پلاكاردی  دیدم كه شروع  كاراحداث این مركز را اعلام كرده بود .

  مركز آتش نشانی شركت نفت مقابل مدرسه ی طالقانی ومراكز ارتش و هوانیروز در تلخاب واقع شده  و مختص  تاسیسات  شركت نفت و ارتش و هوانیروز  می باشند .

   اخیرا در اخبار سیمای خوزستان شنیدم كه سازمان منابع طبیعی با فرارسیدن گرما نسبت به وقوع آتش سوزی در زمین های زیر نظر این اداره هشدار داده و از ادارات آتش نشانی خواسته بود درصورت لزوم همكاری كنند . مسئولین می توانند از این فرصت استفاده كرده وبا گرفتن اعتبارات لازم،  برای گسترش مراكز آتش نشانی در شهرهایی چون مسجدسلیمان اقدام كنند .

   پمپ بنزین

   سه پمپ بنزین در مسجدسلیمان وجود دارند،  در ورودی شهر كنار دانشگاه آزاد،  در ریل وی و سومی همان پمپ بنزین قدیمی شهركه كنار استادیوم نمره یك قرار دارند . دو پمپ بنزین اول نفت گاز هم عرضه می كنند و پمپ بنزین ریل وی   جایگاه عرضه ی گاز طبیعی (CNG  ) جهت خودروهای گازسوزاحداث كرده است . با توجه به جیره بندی  بنزین، این سه جایگاه فعلا جوابگوی نیاز شهر هستند . در پمپ بنزینهای ریل وی و نمره یك نفت سفید هم عرضه می شود،  به این علت درفصول سرد سال معمولا بیش از حد معمول شلوغ می شوند كه باید برای ترافیك ایجاد شده خصوصا در پمپ بنزین شهر فكری كرد . سطح زمین پمپ بنزین ریل وی به سمت جاده ی اصلی شیب داشته و در فصل بارندگی،  بنزین و گازوئیلی كه از باك اتومبیل ها سرریز می كند و یا اشتباهی بیرون می ریزد،  به وسیله ی باران به سطح جاده آورده          می شود كه می تواند  خطرآفرین باشد .

     نبود نماز خانه برای مسافرینی كه بد موقع وارد شهرمی شوند،  نیز باید مورد نظرقرار گیرد . گرچه در بیشتر شهرهای بزرگ هم این مشكل وجود دارد،  ولی باید به آن توجه كرد وحداقل با احداث نمازخانه در كنار پمپ  بنزین ها این مشكل را رفع كرد .

   حمام عمومی و هتل

   در گذشته در مسجدسلیمان سه باب حمام عمومی در بازار چشمه علی،  نمره یك و كلگه وجود داشت كه بسیار هم ضروری بود . متاسفانه با گذشت زمان و تغییر وضعیت زندگی مردم،  استفاده از این حمام ها منسوخ  و كم كم فراموش  و تعطیل شد ند . در مسجدسلیمان كه امروزه هم بسیاری ازمردم وسیله ای برای گرم كردن آب ندارند ونیز به علت وجود پادگان آموزشی نظامی و دبیرستان ارتش و دانشگاه،  مسافران زیادی به آن وارد می شوند وجود حمام عمومی ضروری است و باید برای آن فكری كرد . البته باتوجه به وجود بیماریهای مسری و خطرناك،  رعایت مسائل بهداشتی كاملا ضروری است .

   به علت وجود پادگان آموزشی و نیز دبیرستان ارتش، عده ی زیادی برای دیدن قرزندان و یا بستگانشان كه در این مراكز مشغول خدمت هستند، به مسجدسلیمان مسافرت می كنند و به همین علل، وجود مسافرخانه وهتل هم ضروری است كه متاسفانه مسجدسلیمان فاقد هردو می باشد . علاوه بر  بخشی از باشگاه فرهنگیان در سه راهی نفتون ،  مهمانسرای جهانگردی در پنج بنگله  نیز دراین زمینه فعالیت دارند كه هزینه ی نسبتا بالایی دارند . بعلاوه اینها هم مشكل را حل نكرده و نیاز را كاملا برآورده نمی سازند  ( بهای اتاق دو نفره درمهمانسرا یك شب  حدود 15000  تومان است ) .

   كارخانه ی یخسازی

  درمسجدسلیمان چهار كارخانه ی یخسازی وجود دارند . دو واحد در نمره یك،  یك واحد در كلگله و یك واحد در شهرك صنعتی . این كارخانه ها در حالت عادی نیاز شهر را برطرف می كنند ولی در فصول گرم سال و خصوصا در مراسم عزاداری و شادی بعضی مواقع كمبود دیده می شود كه باید یرای آن هم فكری كرد . تولید این واحدها رویهم 3000 قالب در حدود 80 تن است . صاحب یكی از این یخسازی ها می گفت اگر وام مناسبی در اختیار من بگذارند، می توانم با راه اندازی یك كمپرسور دیگر،  حتی  یخ مورد نیاز یكی از شهرهای همجوار را نیز تامین كنم .

  سرویس های بهداشتی عمومی

  درپارك های عمومی بیشتر شهرها،  سرویسهای بهداشتی عمومی احداث گردیده كه از ضروریات است . متاسفانه در شهر ما كه فاقد پارك به معنای واقعی كلمه است و به دلایل دیگر كه شاید مهمترین آن وضع آب باشد، این مسئله فراموش  شده است . اخیرا در نمره یك رویروی سازمان آب ، ساختمان نیمه تمامی را دیدم كه ظاهرا به همین منظور یعنی سرویس بهداشتی عمومی ساخته شده است . اگر چنین باشد خوب است ولی باز هم نیاز را برآورده نمی كند  و باید به فكر احداث سرویسهای بهداشتی  بیشتری بود .

 

    كشتارگاه

   یك باب كشتارگاه در شهر وجود دارد كه قبلا در نمره یك بود ولی بعدها به ساختمان جدیدی  در تمبی  منتقل گردید . اخیرا شهرداری سه دستگاه كامیون مخصوص حمل گوشت تهیه كرده است تا گوشت را از كشتارگاه  بین  قصابی ها توزیع  كنند كه از نظر بهداشتی بسیار بهتر از گذشته است . هنوز هم در سطح شهر و روستاهای اطراف ذبح دام به صورت غیربهداشتی انجام می گیرد كه مردم به خاطر ارزانتر بودن، از آنها خرید می كنند .

    بازار میوه وتره بار

  بازار میوه و تره بار شهر قبلا در نمره یك پشت بازار شوشتریها قرار داشت كه بعدها به محلی كه درنفتك برای آن احداث شده بود منتقل گردید . جز یكی دوماه از سال كه مقدار محدودی صیفی جات چون گوجه ، خیار و سبزی در اطراف شهر تولید می شود،  در بقیه ی مدت سال نیاز مردم به میوه و سیزی از شهرهای دیگر تامین می شود .

    آموزشگاه فنی و حرفه ای پسرانه و دخترانه

  دو باب آموزشگاه فنی و حرفه ای وابسته به سازمان آموزش فنی و حرفه ای در مسجدسلیمان وجود دارد  بعلاوه تعدادی آموزشگاههای خصوصی كه در این زمینه فعالیت دارند . آموزشگاه پسرانه در ورودی شهر كنار سازمان هواشناسی در مسیر جاده ی سد شهید عباسپور و دخترانه در كنار دادگستری شهرستان در پنج بنگله .
+ نوشته شده در  87/04/26ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

     مشاغل

    خرید و فروش ضایعات 

    با یاد و نام خدا

    مانند بسیاری از شهرها ی دیگر در مسجدسلیمان هم عده ای گاریهایی را ساخته اند كه روزانه آنها را  به دیگران اجاره می دهند تا به خرید وسایل اضافی و یا اسقاطی منازل بپردازند ( شبیه ماشینهای كرایه ای در آژانسها،  جبران خسارتهای احتمالی ! به عهده ی اجاره كننده است) . اجاره كننده ی گاری  درطول روز با گردش در محلات مختلف و با صدایی معمولا ناموزون كه ناشی از خستگی و راه رفتن زیاد و ناشی بودن او است،  چیزهایی را كه می خرد به مردم اعلام می كند ( نمای عادی تمام شهرها ) . فهرست خرید آنها شامل همه چیز می شود،  نان خشك،  انواع پلاستیك،  یخچال، پنكه و كولر سوخته،  آهن آلات باقیمانده از كارهای ساختمانی و حنی سیم های خاردار قدیمی كه پس از سالها از زیر خاك بیرون آورده شده اند . در آخر وقت هم این مواد را به همان صاحبان گاری ها می فروشند . البته بعضی از این افراد رشد خوبی داشته و علاوه بر كسب پول و پله ی قابل توجه،  به جای گاری دستی از وانت بار و میكروفون های دستی استفاده می كنند . بسیاری از اینها خود را خریدار ضایعات  یا اختصارا ضایعاتی می دانند و عده ی زیادی از مردم از همین طریق والبته در مقیاس بالا به جایی رسیده اند ( خدا بدهد ) .

  دكه داری

   یكی از نشانه های مهاجرت روستاییان به شهرها،  زندگی حاشیه نشینی و نمود آن در شغل دكه داری     می باشد . دكه ها ابتدا در حاشیه ی شهرها ایجاد گردید و علت آن هم نیازهای اولیه ساكنین این مناطق به خرده ریزهای معمولی بود . بعد ها این پدیده به داخل شهر هم سرایت كرد و امروزه حتی در شهرهای بزرگ هم از مشاغل بسیاردرآمد زا است . دكه داری را می توان به مسافركشی با موتوسیكلت تشبیه كرد . همچنانكه موتوسیكلت هزینه ی كمتری داشته و مشكلات كمی هم در عبور ومرور دارد،  دكه هم در عالم تجارت چنین وضعی دارد .  دكه بسیاری از هزینه های یك مغازه را نداشته و از سوی دیگر قوانین و مقررات اداری هم شامل حال صاحب آن نشده و چنانچه به هر علت تعطیل شود،  به راحتی در محل دیگری علم شده و فعالیت خواهد كرد . همه ی ما افراد زیادی را می شناسیم كه با یك دكه ی كوچك كارشان را آغاز و بعدها برای خود مغازه داری  شده اند . در بسیاری مواقع وجود یك دكه سبب شده صاحب آن زمین مورد نیاز یك مغازه وحتی یك خانه ی  مسكونی را هم به شكلی تصرف نماید . امروزه عمده ی درآمد  دكه ها از فروش سیگار است و در كنار آن انواع نوشابه،  آب میوه،  تنقلات،  كارت تلفن و كارت اشتراك اینترنت نیز می فروشند و گاهی به محلی برای انجام معاملات دیگرهم تبدیل می شوند( به گستره ی كارهای دكه داران توجه كنید ) . درباره ی دكه های متحرك كه جابجا می شوند گرچه طبق یك قانون نانوشته محل استقرار آنها مشخص بوده و سرقفلی هم دارد، بحثی نیست ولی سوال اینجاست كه آیا شهرداری در مورد محل قرار گرفتن دكه های ثابت نقشی داشته و اصولادر ایجاد آنهابه مجوز شهرداری نیاز بوده است ؟ اگر جواب مثبت است آیا این امر نمی تواند منبع درآمد خوبی برای شهرداری باشد ؟

   باید به نوع جدید دكه داری هم اشاره كنیم . افرادی نیز ظروف شیشه ای، اجناس كادویی،  لباس،  میوه،  سبزی و ..  را در در قسمت بار وانت ها یا عقب دیگر اتومبیلها قرار داده و در كنار خیابان های اصلی و یا بر سر چهارراهها  و یا میادین شهر،  به فروش آنها مشغولند . فروش مرغ زنده در قسمت عقب موتوسیكلت را هم به این مجموعه اضافه كنید .

  تخت بافی یا تخت چینی

 یكی از مشاغلی كه تقریبا فراموش شده است ، تخت بافی یا تخت چینی است . اززمانی كه مردم به ساخت منازل مهندسی ( در اصطلاح عامه ) روی آورده و ترجیح می دهند تابستانها درهوای خنك كولرهای گازی بخوابند ( در بیشتر موارد حیاط منازل جدید به شكلی است كه شبها نمی شود بیرون ازاتاق خوابید )، تختهای  سیمی ( كه ذكرشان در گذشته ی مسجدسلیمان رفت )، از رونق افتاده اند و یكی از اقلامی كه ضایعاتی ها! می خرند تخت های به اصطلاح مستعمل سیمی است كه دیگر طرفداری ندارند .

   دفاتر مشاوره ی حقوقی

   در مسجدسلیمان نیز مانند  بسیاری از شهرهای دیگر،  شاهد افزایش تعداد وكلا و دفاتر مشاوره ی حقوقی  هستیم كه این مسئله به خاطر افزایش فارغ التحصیلان رشته ی حقوق است . امیدوارم وضع به گونه ای باشد كه ضمن این كه زندگی این عزیزان به خوبی تامین شود، هیچ كس هم  نیاز  نداشته باشد كه به وكیل و یا دادگستری  مراجعه كند ( همینطور در مورد بیمارستان . ما قدیمی  ها همیشه دعا می كردیم كه خدایا گذر هیچكس به بیمارستان و دادگستری نیفند چون شروع آن مشخص ولی پایانش نامعلوم است  )  .

   مشاغل جدید

   از مشاغل جدید باید به دعانویسی و فالگیری هم اشاره داشته باشیم . در گذشته افراد زیادی كه معمولا به شكلی خود را وابسته به سادات امامزاده ها نشان می دادند ( ارتباط فامیلی )، در منازل خود به این كار یعنی دعانویسی  اشتغال داشتند ولی امروزه در كنار خیابان اصلی شهر با افرادی برخورد می كنیم كه كارشان فقط دعانویسی برای كسانی است كه هنوز به این مسئله اعتقاد دارند . بعلاوه  چند نفری  را هم می بینیم      كه تعدادی نخود روی دستمالی قرار داده و به اصطلاح  فال نخود  می گیرند . امیدوارم ما به حدی از دانش و آگاهی برسیم که کسی به این مسائل توجهی نداشته باشد .

   این اواخر تعداد زیادی از نوجوانان و جوانان كم سال را می بینید كه در بانكها و یا كنار ساختمانهای اداری آن هم با وضع نه چندان خوب،  به فروش قرآنهای كوچك جیبی و یا دعاهای مختلف مشغولند و با اصرار می خواهند عابرین را وادار به خرید كنند و شما خود بهتر می توانید واكنش عابرین را در قبال اصرار این فروشندگان دوره گرد حدس بزنید .

+ نوشته شده در  87/04/23ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  وسایل نقلیه ی عمومی

  با یاد و نام خدا

  اتوبوسرانی شهرداری مسجدسلیمان بیش از سی دستگاه اتوبوس دارد كه كمتر از پنج دستگاه آن تحت تعمیر و حدود بیست دستگاه آن در حال كار و بقیه به علت نبود راننده بیكار مانده اند . در حال حاضر و با توجه به جمعیت شهر،  اتوبوس به تعداد كافی وجود دارد ولی از نظر راننده و نیروهای خدماتی چون بلیت فروش كمبود وجود دارد كه باید در رفع این كمبودها هم تلاش گردد .

  با این كه وسعت شوشتر از مسجدسلیمان كمتر است ولی تعداد تاكسی های آنها برابر است كه با توجه به وسعت و شكل جغرافیایی شهر كم است . یكی از مشكلات تاكسی در این شهرهمانند بسیاری شهرها،  افرادی بودند كه در ارگانها و ادارات شاغل بوده و رانندگی تاكسی  شغل دوم آنهابود . مشكل دیگر را باید در نگرش مسئولین دید،  در حالیكه باید اتوبوسها در مسیر مستقیم و تاكسی ها برای مسیرهای  محلات استفاده شوند،  درتعیین كرایه و مسیر برای تاكسی ها هم همانند اتوبوسها عمل كرده اند ( مثلا شهربه باشگاه  مركزی ) كه این،  با وظیفه و نقش تاكسی در ناوگان حمل و نقل عمومی متفاوت است . به علت وجود تعداد زیادی مسافركش شخصی،  كمبود تاكسی حس نمی شود و به همین علت در برخی مواقع هیچ نوع كنترلی هم روی كرایه ها اعمال نمی شود .

    وسایل نقلیه ی برون شهری علاوه بر سواریهای شخصی و خودروهای به اصطلاح خط،  شامل مینی بوسها و نیزاتوبوسهای مدل پایینی هستند كه مجاز به تردد در جاده های بین استانی نیستند . دراین مسیر با توجه به گرمی هوا به اتوبوسهای مناسبتری نیاز است كه متاسفانه صاحبان اینگونه اتوبوسها،  آنها را در مسیر اهواز مسجدسلیمان به كار نمی اندازند . درسالهای اخیر به علت بیكاری و نیاز مالی و نیز عدم نیاز به  گزینش و یا آزمون ورودی،  بسیاری ازافراد با گرفتن وام از بانك و یا از دیگران،  اتومبیلی خریده و به مسافركشی در شهر پرداخته اند و پس از مدتی كه به اصطلاح ماهرتر می شوند،  در مسیرهای بیرون شهربه حمل مسافر می پردازند . نتیجه ی این امر تصادفات بیشمار و دلخراشی است كه هراز چند گاهی شاهد آن هستیم .

  پایانه ( ترمینال ) مسافربری شهر در كنار محله ی هوانیروز احداث شده كه با محلات شهر فاصله ی زیادی دارد و مردم برای رفتن به ترمینال و یا برگشتن از آن خصوصا در شرایط نامناسب آب و هوایی و یاصبح زود وشب ، با مشكل روبرو هستند . از برنامه های اخیر شهرداری مسجدسلیمان هم كه اعلامیه ی آن را  بر بالای فلكه ی باشگاه مركزی می توان دید  تكمیل پایانه مسافربری ولیعصر(عج) می باشد .

    یكی از برنامه های شركت بهره برداری نفت وگاز مسجدسلیمان ، ساخت ایستگاههای اتوبوس در سطح شهر اعلام شده بود ( ای كاش این اعتبار را صرف اشتغال زایی می كردند ) كه در اردیبهشت ماه امسال بیست دستگاه از این ایستگاهها ( سایبان ها ) نصب گردید .

   تاكسی تلفنی ها

   در بیشتر محلات آژانسهای ( معادل فارسی آن را پیدا نكردم ) تاكسی تلفنی وجود دارند كه سبب گردیده در مواقع  ضروری و حتی غیر ضروری مردم از نظر رفت وآمد مشكل كمتری داشته باشند . درشهر مسجدسلیمان كه بیشتر نیازهای اولیه ی مردم چون بیمارستان،  مطب پزشكان،  داروخانه و ، در مركز شهر ودر فاصله ی نسبتا دوری از محلات قرار دارند وعبور و مرور تاكسی! و دیگر وسایل نقلیه ی عمومی نیز به سختی صورت می گیرد ( آنچه هم هست در مسیر مستقیم است و در داخل محلات هم عبور و مرور مشكلات خود را دارد ) ، وجود این تاكسی تلفنی ها هم نعمتی است . البته در حال حاضر این آژانس ها  سبب تنبلی مردم هم شده و برخی حتی در مسیرهای كوتاه هم از  تاكسی تلفنی استفاده می كنند .

  تعاونیهای مسافربری

  تعاونیهای مسافربری متعددی در مسجدسلیمان فعالیت داشته و دارند. از قدیمی ترین آنها باید به ایران پیما ( تعاونی یك ) و تی بی تی ( تعاونی پانزده  ) اشاره كنم . این اتوبوسها در تمام مسیرهای اصلی تردد دارند و حتی در مسیر ایذه شهركرد هم رفت و آمد می كنند،  گرچه در مسیر ذكر شده هنوز اتوبوسهای قدیمی فعالیت دارند كه در فصل گرما واقعا عذاب آور است . از طرف دیگر مسافرانی كه از مسجدسلیمان سوار می شوند نسبت به گذشته كمتر شده و جز تعطیلات نوروز و یا اواخر تابستان، اتوبوسها معمولا ظرفیت خود را در شوشتر، دزفول و یا اندیمشك تكمیل می كنند و در برگشت هم در بسیاری مواقع به علت كمی مسافر، از آمدن به مسجدسلیمان خودداری كرده و مسافران خود را به اتوبوسهای دیگر می دهند و مشكلاتی از این قبیل . لازم است بر كار این تعاونیها،  كنترل بیشتری صورت گیرد .
+ نوشته شده در  87/04/23ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .

پیوندهای روزانه
شهرخفته
پارسوماش
شهرمن مسجدسلیمان
مسجدسلیمان
سرزمین پنج خورشید
سرزمین پنج خورشید
محمدی
خین گل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
آرشیو موضوعی
ورزش
کامپیوتر
آموزش و پرورش
اجتماعی
زبان فارسی و شعر
سرگرمی
مسجدسلیمان
معلم
مناسبت ها
وبلاگ و وبلاگ نویسی
شخصی
پیوندها
پارسوماش
سرزمین پنج خورشید
مسجدسلیمان
شهرمن مسجدسلیمان
محمدی
خین گل
سرزمین پنج خورشید
شهر خفته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان