![]() |
![]() |
|
| شهر اولین های شیرین و تلخ |
|
زبان و لباس ( 4 ) به نام خدا لباس هم تقریبا همان وضعیت و نقش زبان را دارد . چرادرحالی كه ما از بردن نام لباس محلی خود هم اكراه داریم، شلوارهای كردی تقریبا به لباس راحتی در تمام كشور بدل شده است ؟ من هم موافق نیستم كه مردم بالباس محلی سركار حاضر شوند یا در جلسات شركت كنند، ولی نباید به شكلی باشد كه از دیدن آن بر تن همشهریانمان احساس خجالت كنیم . اگرچه لباس محلی زنان بختیاری علاوه بر مشكلاتی كه دارد بسیار گران هم می باشد، چرا باید در مراسم شادی وعزا حتی در روستاها هم ، مانتو و دامن جایگزین مینا و شلوار و پیراهن محلی شود ؟ من هم قبول دارم كه لباس زنان بختیاری بسیار گران و تاحدودی دست و پاگیر است ولی آیا باید به كلی فراموش شود ؟ نمونه ی این لباسها را هنوز هم بر تن زنان عشایر لرستان و ترك قشقایی می بینیم . چرا آنها فراموش نكرده اند ؟ شاید یكی از علل از رونق افتادن مراسم عروسی و عزاداری ها، همین لباسهای نامناسبی است كه برتن كرده ایم ؟ زمانی پارچه ی دبیت ( با فتح دال ) معروف به حاج علی اكبری برای خود بروبیایی داشت و هر مرد بختیاری سعی داشت حداقل یك شلوار گشاد ( لباس محلی بختیاری ) از این پارچه در خانه داشته باشد تا در مراسم مختلف بپوشد . ( امروزه دیگر از نوع خوب این پارچه اثری نیست و آنچه هم در بازار وجود دارد، پس از مدت كمی رنگ خود را از دست می دهد و به اصطلاح بور می شود ) . خود شلوار گشاد هم دیگر مانند گذشته مورد استفاده نیست . چوقا بخشی ازلباس محلی و به شكل لباس راه راه، بلند و بدون آستینی است كه پارچه ی آن در روستاها بافته می شد . بهترین نوع آن ، چوقا لویسی ( LEVISI ) نام داشت . ( یكی از پرطرفدارترین نوع چوقا در بین بختیاریها به چوقا لویسی معروف بود . من تلفظ محلی آن را با استفاده از حروف انگلیسی هم نوشتم كه امانت را در بیان نام لباس رعایت كرده باشم ولی معنی این كلمه را نمی دانم ) . معمولا بر روی چوقا شالی هم به دور كمر می بستند . كلاههای نمدی سیاه كه بهترین نوع آن كلاه احمدخسروی نام داشت ( شاید به علت استفاده ی افراد سرشناس به این نام معروف شده است ) و در كنار شلوار دبیت و چوقا، از اجزای مهم لباس محلی بختیاری بود . استفاده از كلاههای نمدی سیاه هنوز هم در بین بخنیاری ها رواج دارد گرچه به تدریج دارد فراموش می شود . گیوه های ملكی ( به فتح میم و كسر لام ) شاید به علت گرانی، جای خود را به كفشهای ورزشی داده است . متاسفانه هیچ كس به راحتی گیوه ها و نیز خنكی آنها در تابستان های گرم خوزستان توجهی ندارد و از همه مهمتر ساخت و تعمیر آنها كه مختص یكی از طوایف یختیاری ( نوعی خودكفایی ) بود و به این ترتیب این طایفه هم به كلی شغل خود را از دست دادند . امروز شلوار دبیت، چوقا لویسی، گیوه ی ملكی و… جای خود را به شلوار و پیراهن معمولی ودر نهایت كفش چرمی ! داده است . گاهی معدود مردانی را هم با شلوار دبیت می بینیم كه جوانان معمولا به خاطر مد وبزرگترها به مناسبتی مانند عروسی ها وعزاداریها این لباس را می پوشند . مطمئنا در چند سال آینده این لباس را هم فقط در ویترین خاطراتمان خواهیم دید . نكته ی جالبی را بگویم، تنها درطول دوران انتخابات و به خاطر انتخابات، چند روزی عده ای از مردان كه اكثرا از ساكنان روستا هم بودند، با لباسهای محلی در ستادهای انتخاباتی كاندیداها دیده شدند و پس ازآن این لباسها حداقل برای چهار سال دیگرراهی جالباسی ها! شدند . متاسفانه این تغییر لباس در تمام قسمنها است . دیگر چوپانها ( گرچه گله ای نمانده كه چوپانی نیاز باشد ) به جای كردین ( به ضم كاف = پوشش نمدی بدون آستین ) از اوركت های (OVERCOAT ) ارتشی استفاده می كنند . وجود یخچال و فریزر( پیشرفت علم و تكنولوژی ) سبب شده مشك ها به عنوان تنها وسیله ی خنك كردن آب ، جایگاه خود را از دست بدهند و استفاده از آب یخ، وجود انواع فلاسك ها و طبعا نزدیك بودن به روستا را ایجاب می كند . به همین علت دیگر چوپانان برای در امان ماندن از باران و سرما نیازی به پوشیدن كردین ندارند و یك اوركت معمولی هم كافی است . عواملی كه ذكر شد سبب گردید بسیاری از آداب و رسوم قدیمی بختیاری به فراموشی سپرده شود زیرا كه هر رسمی زمینه هایی دارد كه با از بین رفتن این زمینه ها، آن رسم هم فراموش می گردد . اما خدا وكیلی سستی بازار از دلال است ، ما خود سبب شدیم تمام رسوم و آدابی كه داشتیم به تدریج بی ارزش شده و به دست فراموشی سپرده شوند . این را هم بگویم كه دیگر برگشت به گذشته و رواج دادن آن لباس و نحوه ی زندگی غیرممكن است زیرا كه زمان به عقب برنمی گردد و دیگر نمی توان نمدمالی پیدا كرد كه كردین درست كند ( راستی با از بین رفتن وسایل نمدی یكی دیگر از طوایف بختیاری هم كار خود را از دست داده و همه به دنبال حرفه های دیگر رفته اند وبرگشت آنها به شغل اولیه غیرممكن است ). زمانی كه نمدمال از كارش می تواند یك اثر هنری ! خلق كرده و به نرخ بالا بفروشد، عاقلانه نیست به درست كردن لباس چوپانان بپردازد . در مورد لباس هم علاوه بر تقلید كه سبب می شود لباس خاصی به اصطلاح مد شود، راحتی فرد، سهولت پوشیدن و درآوردن لباس، ارزانی ، در دسترس بودن و آسانی تهیه ی آن نیز از ملاكهای اساسی در انتخاب نوع لباس است . شما كافی است به بند شلوارهای قدیمی توجه كنید كه گرچه محكم بود ولی زمان باز و بستن گره ی آن، چقدر مشكل داشتند و احیانا اگر گره ی کور می خورد که دیگر نگو ونپرس، ولی كش همه ی كارها را ساده كرده است . امروزه استفاده از لباسهای آماده كه بیشترین فاكتورهای مورد نظر را دارد، رایج است و شاید یكی از علل رواج شلوارهای كردی هم همین آماده و دردسترس بودن ونیز ارزانی آنها است . |
|
+ نوشته شده در
87/05/31ساعت 10:15 قبل از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
زبان ولباس (3) به نام خدا درزمینه ی كارهای نمایشی می توان موضوعات روز را كه ملموس تر است و یا ریشه ی ضرب المثلهای موجود در زبان بختیاری را در قالب داستانهایی به این زبان، به نمایش گذاشت كه جالب وقابل فهم بوده و می توانند خصوصا نسل جوان را جذب نمایند . با زیرنویس كردن فیلم به زبان فارسی، نمایش آن در مناطق مختلف با مشكل روبرو نخواهد شد كه همه ی این ها به افراد دلسوز و پشتوانه ی مالی دارد . اخیرا مجموعه ی تلویزیونی روزگار قریب كه برداشتی از زندگی دكتر محمد قریب است پخش می شود و یكی از قسمتهایی كه از سریال به روی آنتن رفته، مربوط به آذربایجان بعداز موضوع پیشه وری بود . نكته ای در این قسمت جلب نظرمی كرد، زبا ن فیلم كاملا تركی بود وبا زیرنویس كردن مشكل را حل كرده بودند . این راه حل را می توان در مورد تمام فیلمها و سریالهایی كه به زبان محلی ساخته می شوند به كار گرفت تا زبان اصلی داستان حفظ گردد . اشاره ای به طنز و كمدی داشته باشم كه در بسیاری موارد بیشتراز سایر كارهای نمایشی موثر است . متاسفانه در ایران هرگاه بحث طنز پیش می آید، بلافاصله تمام نلاش اكتور، نه هنرپیشه و هنرمند ( هنرپیشه و هنرمند معنی خاص خود را دارد كه متاسفانه به بسیاری از این اكتورها نمی چسبد ) این است كه طبق یك روال غلط، با تمسخر زبان یا لهجه و یا قوم خاص، مردم را بخنداند . یك روز یك نرك، روزی یك اصفهانی ، یك نفر رشتی و .. از موارد عادی و پیش پا افتاده است . در گذشته هم برخی فقط با استهزای یك زبان خاص شهرتی یافته بودند . بیایید آنها را مثلا با اكبر عبدی در فیلم اخراجی ها مقایسه كنیم . گرچه به زبان تركی حرف می زد ولی به هیچ وجه قصد تمسخر ترك زبانها و یا زبان تركی را نداشت و فقط یك مسئله ی خنده دار را به این زبان بیان می كرد و مقایسه كنیم با ایفای نقش چراغعلی در تلویزیون خوزستان ( كه از دید همه نشانه ای از بختیاری هاست ) و تلفظ و حركات و.. خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل . اما ساده ترین و به عبارتی كاراصلی و اساسی را باید ما بزرگترها ( از نظرسنی ) انجام دهیم . باید تلاش كنیم جز درزمان كار ویا مراجعات اداری، به زبان محلی صحبت كنیم تا نسل جوان نیزبه این كار تشویق شوند . دنباله ی مطلب در پست بعدی... |
|
+ نوشته شده در
87/05/31ساعت 10:14 قبل از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
زبان ولباس (2) به نام خدا باید این باور در مردم ایجاد شود كه زبان محلی و صحبت كردن با آن، سبب سرشكستگی وخجلت نبوده ونیازی نیست كه كلمات فارسی را حتی به شكل صحیح، با آن مخلوط كنیم . می توان نمایشگاههایی برپا كرد و یا جشنواره هایی در زمینه ی زبان و فولكلور بختیاری ترتیب داد تا نسل جوان بیش از پیش با این زبان آشنا شود . ازآنجا كه برخی مخارج زبان بختیاری را در زبان فارسی نداریم ( مانند تلفظ حرف دال در كلمه ی دختر و یا ی كشیده در كلماتی چون شمشیر) ، می تـوان اشعار محلی را با صدای شاعر و یا افرادی كه در این كار مهارت دارند روی نوار كاست، فیلم ویدئو و یا سی دی ضبط كرده و در نمایشگاهها یا جشنواره ها به مردم معرفی كرد . اجرای نمایش و ساختن فیلم به زبان محلی هم ازدیگر راهكارها در این زمینه است البته به شرطی كه مانند بسیاری از سریال های تلویزیونی ویا فیلم های سینمایی، تلفظ نازیبای هنرپیشگان و مجریان خودما را نیز از زبان بختیاری فراری نسازد . اخیرا در نشریه ی ولات ( VOLAT ) مطلبی پیرامون الفبای زبان بختیاری دیدم . اطلاعات زیادی در این زمینه ندارم ولی امیدوارم كسانی كه در این موضوع صاحب نظر هستند تلاش كرده و این كار ارزشمند را به انجام برسانند چرا كه با داشتن الفبا وزبان نوشتاری می توان تاریخ ، ادبیات و فرهنگ هر قومی را زنده نگه داشت ( فصلنامه ی ولات . شماره ی دوم . زمستان 85 ) . نكته ای را در ارتباط با زبان بگویم . بیشتر خوانندگان معروف سعی دارند با استفاده از اشعار شعرای بزرگ و یا خواندن آوازهایی به یك زبان، برای خود كسب اعتبار و یا هوادار نمایند و آنگاه ما بختیاریها می خواهیم مسیر عكس را رفته و با استفاده از نام خوانندگان معروف برای زبانمان اعتبار بیشتری به دست آوریم . به راستی چرا؟ به نمایش، فیلم و سریال اشاره شد، نكاتی را باید ذكر كنم كه فكرمی كنم اهمیت دارند . معمولا درساخت آثار نمایشی، از زندگی روزمره ( زندگی عشایری یا روستایی )، اتفاقاتی كه در گذشته افتاده ، داستانهای عاشقانه ای كه در زبان وجود دارد، وقایع تلخ و شیرینی كه برای یك قوم روی داده و یا داستان مبارزات یك قوم علیه حكومتهای پیشین استفاده می شود، ولی به یاد داشته باشیم كه باید شرایط زمانه را هم در نظر داشت . اگرزمانی خون بس بهترین راه حل برای اتمام كینه ها وكدورتها بود ( گرچه زنان و دخترانی كه قرعه ی خون بس به نامشان می افتاد سرنوشتی بسیار تلخ هم داشتند)، این موضوع باید به شكلی مطرح شود كه فقط آنچه را واقعا بوده منعكس كند . باید تاكید شود كه در آن دوره ی خاص بهترین راه حل برای رفع كدورتهای موجود خون بس بوده و نیزوضع اسفبار بسیاری ازآن سیاه بختانی كه به جبران خونهای ریخته شده، قربانی شده وخونشان رادرشیشه كرده بودند نیز بیان شود . یا بخشی ازداستان زندگی عاشقانه ی عبده محمد للری با هیچ ملاك و معیار امروزی قابل بیان نیست و ساختن فیلم و یا نمایش در این باره باید به گونه ای باشد كه ضمن تایید یك عشق پاك، برنكات منفی آن ( فراری دادن خدابس ) نیز تاكید كند . چرا غیربختیاریها یعنی افرادی كه به این زبان آشنایی نداشته وبه آداب وسنن این قوم آگاه نیستند، از روی تفنن فیلمهایی با تم بختیاری یابه زبان بختیاری بسازند ؟ چرا به علت نداشتن سوژه و یا برای بازارگرمی و نوجویی، افرادی از فرهنگ وسنن بختیاری استفاده می كنند كه هیچ قرابتی هم با این فرهنگ ندارند ؟ و نتیجه ی آن ، زبان پراز اشكال فیلم و یا لباسها و داستان بی ارتباط با این قوم ( سریال خانه ای در تاریكی را به یاد بیاورید) . از نظر فعالیتهای سیاسی هم گذشتگان ما حداقل پیشینه ی افتخارآمیزی نداشته ودر بهترین شرایط ، فقط باید به سادگی و بی تجربگی آنان و نیز دورماندنشان از صحنه ی سیاست كشور اشاره كرد . درهر صورت اگر به یك موضوع خاص اشاره داریم ( مانند شرح زندگی بزرگان وافراد مشهور ) باید امانت را در بیان وقایع رعایت كنیم و فقط به اصل موضوع بپردازیم ( اصل وقایع را از كجا بیابیم نیز جای بحث دارد ) . كتب تاریخی درباره ی تاریخ بختیاری یا توسط افرادی نوشته شده كه با این قوم ارتباط نداشته و براساس نظرات دیگران نوشته اند كه نشانگر عقاید همان دیگران است و یا به وسیله ی اشخاصی نگاشته شده كه از وابستگان بزرگان بوده وبدیهی است كه واقعیات آن گونه كه بوده در نوشته هایشان منعكس نشده است . اگر وضع به همین شكل باشد در آینده ای نه چندان دور هیچ مدرك و یا سندی برای آگاهی از وضع گذشته ی این قوم نخواهیم داشت . بنابراین تا هنوز امكان دسترسی به مدارك و شواهد صحیح وجود دارد، ضروری است كه صاحبان قلم علاقمند به تاریخ بختیاری، به تالیف كتابهایی منطبق برواقعیات و در باره ی تاریخ قوم بختیاری بپردازند تا برای آیندگان باقی بماند . دنباله ی مطلب در پست بعدی... |
|
+ نوشته شده در
87/05/29ساعت 4:6 بعد از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
زبان ولباس ( ۱)بایاد و نام خدا زبان می تواند عامل اتحاد و همدلی مردم یك شهر و سبب رشد و توسعه ی آن گردد . نمونه ی بارز آن را در بسیاری اقوام ایرانی و از جمله در نزد هموطنان ترك زبان خود می بینیم كه من خود لااقل شاهد یك مورد آن بوده و در خاطراتم به آن اشاره داشته ام ( هم استانی های دزفولی ما هم این عادت پسندیده را داشته و بی نهایت به آن پای بند هستند ) . در ایران زبانها و لهجه های متعددی داریم كه بختیاری یكی از آنها است . عربی، بلوچی ، تركمنی ، تركی ، كردی و … دیگر زبانها هستند . بسیاری از این زبانها دارای زیرشاخه هایی هستند كه حتی افرادی كه به آن تكلم می كنند، از فهمیدنش عاجزهستند . بیشتر ساكنان ایران ( جز بختیاریها) قادر به فهمیدن زبان فارسی ویا صحبت كردن به این زبان نیستند و فارس زبانان هم نسبت به زبان آنان همینطور . اما این اقوام بدون هیچ خجالتی و بی آنكه برای یادگیری زبان رسمی كشور احساس نیاز كنند، فقط به زبان محلی خود سخن می گویند . ولی ما بختیاریها زبان فارسی و بقیه ی مردم ایران زبان ما را به خوبی می فهمند و عجیب است كه چرا این همه از زبان خود گریزان بوده، از صحبت كردن با آن احساس شرم كرده و بیشتر مواقع كلمات فارسی را بسیار ناشیانه با آن مخلوط می كنیم، شاید یكی ازعلل عقب افتادگی ما هم همین باشد . ما می توانیم به زبان فارسی صحبت كنیم و زبان و فرهنگ خود را هم زنده نگه داریم . می توانیم از بین رسوم و آداب گذشته آنچه را كه دیگر پذیرفتنی نیست ( مانند گیسو بریدن در عزاداریها ) ، كنار بگذاریم ولی نباید كاملا از درون تهی شویم . شاید نتوانیم كتل درست كنیم یا مافه بسازیم ولی می توانیم مراسم شادی وعزا را به شكل گذشته برگزار كنیم، نه تنها در عزاداریها با دادن سرباره بلكه در عروسیها با دادن اوزی به هم كمك كنیم، جایگاه بزرگانمان را در روابط فامیلی حفظ كنیم و… . توضیح این كه در گذشته هرگاه جوانی قصد ازدواج داشت، افرادی را به نزد آشنایان و اقارب می فرستاد و آنها با كمكهای مالی و جنسی او را یاری می دادند كه این كمك در گویش محلی، اوزی ( بر وزن روزی) نامیده می شد . اگرچه شروع زندگی با كمك دیگران جالب نیست ولی شاید نیت همدلی، همیاری و ارتباط افراد با هم بوده است . ( به نقل از كتاب بختیاری و تحول زمان تالیف حاج موسی حاجت پور ) . می توان اشعار آوازهای محلی كه برای بزرگان و یا به مناسبتهای مختلف خوانده شده ، سرودهای زنان در عزاداریها ( گاگریوها ) ، لالایی های مادران برای نوزادانشان و نیز ابیات آوازها و ترانه های محلی را كه توسط خوانندگانی چون زنده یاد بهمن علا الدین اجرا شده، جمع آوری و با استفاده از آنها جانی تازه به زبان خود بدهیم . استفاده ی از موسیقی، آوازهای محلی و شعر به شرطی كه كاملا به زبان بختیاری باشد، بیشترین تاثیر را در گسترش این زبان دارد . هنوز در روستاهای ما افرادی یافت می شوند كه حتی سواد خواندن و نوشتن ندارند ولی شعرهای زیبایی به زبان محلی می سرایند . می توان این اشعار را كه با كلمات فارسی هم آمیخته نیست، یافت و حتی چاپ و منتشر كرد كه به جرات می توان گفت بهترین وسیله ی معرفی زبان بختیاری هستند . می توان شاعرانی از نسلهای مختلف را كه به زبان بختیاری شعرگفته اند پیدا كرد ( همچون زنده یاد داراب افسر بختیار ) تا ضمن معرفی آنان وآثارشان به دیگران، به گسترش این زبان كمك كنیم . یكی از شاعران جوان و باقریحه ی بختیاری آقای علی بهرامی است . وی از طایفه ی كهیش و فعلا ساكن شوشتر است ( به علت یافتن كار ساكن آن شهر شده اند ) كه اخیرا دو مجموعه به زبان فارسی و بختیاری منتشر كرده است . مجموعه شعر وی به زبان بختیاری با نام اخومت كه اگومت ، از انتشارات موسسه ی فرهنگی هنری نقش سیمرغ و در سال 1386 چاپ گردیده است . مطالعه ی بسیاری ازاشعار زیبای محلی این مجموعه می تواند ما را بیش از پیش با زبان بختیاری آشنا كند . شعری با نام كیه رهد؟ را از این مجموعه برای شما انتخاب كرده ام . برای خواندن آن كمی حوصله لازم است . كیه رهد ؟ ای خدا صلح و صفای من مالا، كیه رهد دلخوشی های بهو وندن یكجا، كیه رهد ؟ چه وبی شال و قوا كردنمو، من میدو چو گرهدن من دس، قرقره شاها كیه رهد ؟ بازی چوپی و چوبازی و چوتل چه وبی گمب گمب دهل و هف هف كرنا كیه رهد؟ فخر مینا و لچك، گیوه و شولار دبیت ، كله خسروی و پوشش چوغا كیه رهد ؟ سی چه دی ورسر چاله نتری نون بپزی بو حفارشت نو تیری ات ای دا كیه رهد ؟ قهقه كوگ دری چهچه بلبل من باغ هی هی چوپو واگله به صحرا كیه رهد ؟ سهری دشت شقایق من كوه و كمرا عطر لبگشت بهار سر باغا كیه رهد ؟ رف رف هرس تیا او جقله وادین، شف شف من قر شولار چكیلا كیه رهد ؟ رخت و درفی كه اششتن سر او درگل مال ، تی پاكیزه ی او كرگل بی دا كیه رهد ؟ بی خور از غم دنیا و غم مال و منال، دم پسینو سرتل ، او گپ و گفتا كیه رهد ؟ سی بوندا تو ومو، دست گلی مون چه وبی ؟ جریت رهدن من گل هره واپا، كیه رهد ؟ گرمسیرو، كه اسوسه دل ایل از گرما، كوچ ایلاقی مون تا دل سرما كیه رهد ؟ روزگاری كه گدی حرف حق واجریت، به ورست و بنشین وانم مولا كیه رهد ؟ چار و هفتی كه اگن بخت همس یارسوه ، بخت ورگشته زسو، وخت ورستا كیه رهد ؟ پرس كی وابكنم تاكه بگو سی دل مو، ئی همه عهد ورستاده ز منجا كیه رهد ؟ مو كه چی چشمه دلم صافه و پاكه به خدا ، كوگ خوشبختی كه جست مو وایا، كیه رهد ؟ . دنباله ی مطلب در پست بعدی... |
|
+ نوشته شده در
87/05/29ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .
|
| پیوندهای روزانه |
|
مسجدسلیمان شهرخفته پارسوماش شهرمن مسجدسلیمان مسجدسلیمان سرزمین پنج خورشید سرزمین پنج خورشید محمدی خین گل آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
ورزش کامپیوتر آموزش و پرورش اجتماعی زبان فارسی و شعر سرگرمی مسجدسلیمان معلم مناسبت ها وبلاگ و وبلاگ نویسی شخصی |
| پیوندها |
|
پارسوماش سرزمین پنج خورشید مسجدسلیمان شهرمن مسجدسلیمان محمدی خین گل سرزمین پنج خورشید شهر خفته |
|
RSS
|