تبليغاتX
مسـجـدسلـيـمـان
شهر اولین های شیرین و تلخ

  با یاد و نام خدا

  مسجدسلیمان چهل سال بعد از شرکت نفت

  چندی پیش بنا به عادت معلمی به فکر افتادم که برگردم و به آنچه نوشته ام نگاهی بیندازم وببینم چه کرده ام؟ آیا کارم مطلوب بوده و آیا طبق طرحی که در نظر داشته ام، عمل کرده ام؟

  ضمن بررسی مطالب خود و مطالبی که از دیگران خوانده بودم مدام به این نکته برمی خوردم که مسجدسلیمان در گذشته ، در صدسالگی نفت ، شهر اولین ها ، اولین های مسجدسلیمان ، اولین فرودگاه ، اولین ... . راستی    چرا کسی به فکر وضعیت حال مسجدسلیمان نیست . تصمیم گرفتم این بار از زاویه ی تازه ومنظر جدیدی به این شهر اولین ها بپردازم، مسجدسلیمان بنا شده بر روی نفت، بدون نفت و چهل سال بعد از شرکت نفت .

 

  چهل سال است که شرکت نفت شهر را به حال خود گذارده است البته اگر برنامه های یکی دو سال اخیر را در نظر نگیریم چرا که هزینه هایی که شرکت نفت می کند و اعتباراتی که خرج می شود، متاسفانه فقط خرج کردن است و اگر مرا بدبین نخوانید فقط فکر ظاهرکار هستند . برای مثال اخیرادر حال مرمت ساختمان باشگاه مرکزی هستند، اعتباری که می توانست صرف کار بهتر حداقل ساخت یک مجموعه ی ورزشی جدید بشود . مسجد شیکی در کمپ کرسنت در حال  ساخته شدن است . وجدانا در همین مساجد موجود بجزدهه ی محرم، چندنفر جمع می شوند که شما انتظار دارید در محیط بسته ای چون کمپ کرسنت که همگان در آن راه ندارند چه نعداد جمع شوند، این درحالی است که شیشه های گلدسته ی مسجد جامع چشمه علی مدتها است که شکسته و کسی نیست که آنها را مرمت کند . بام منازل سازمانی را رنگ آمیزی کرده اند ( همان موضوع تکراری صرف بیهوده ی اعتبارات  ) . کاش این اعتبارات را صرف اشتغالزایی می کردند .

 

  دراین چهار دهه،  شهر به دو منطقه ی شرکتی و ارتشی با دو ظاهر متفاوت تبدیل شده است ، منطقه ی زیر پوشش شرکت نفت هنوز همان بوی شرکت نفت گذشته را می دهد، منازل سی برنجی نفتون و نمره یک، خانه های وسیع ، مشجرو با امکانات کمپ کرسنت و ... ،  درمانگاههای شرکت نفت، نظافت نسبتا مرتب مناطق ،

 

  ومنطقه ی تحت اختیار ارتش شبیه به پادگانهای نظامی است . حتما یادتان هست زمان خدمت نظام وظیفه محیط پادگانها را تقسیم کرده و هر قسمت را به یک یگان می دادند تا نظافت کنند . برخی مناطق مرزی و یا بین دو یگان چون معلوم نبود با گدام گروه است معمولا نظافت نمی شد و زمانی هم که به اجبار یک گروه مسئول        می شد با بی میلی کار را انجام می داد وآن هم سمبل کاری و رفع مسولیت . این را هم از موارد عینی بشنوید . سال ها است که آب زاید منازل سی برنجی چشمه علی از مسیر پیاده رو مقابل آنها به سمت پل لین هندیهای سابق می رود و تاکنون هیچ اقدامی برای رفع این مشکل نشده است . قبلا وضعیت نظافت در منطقه ی ارتش چندان جالب نبود ولی مدتی است که سروسامانی پیدا کرده و کارگران شهرداری مرتبا برای جمع آوری زباله ها اقدام می کنند .  موردی را بگویم که  یک بار دیگر هم در مطلب گذشته ی مسجدسلیمان مطرح کرده بودم : در سیستم نظامی و ارتش، کارهای خدماتی همچون نظافت از طریق بیگاری نیروهای وظیفه مانند سربازان انجام می شود و بنابراین در پیکره ی این سیستم، هیچ قسمت یا بخشی و نیز هیچ بودجه و اعتباری برای انجام این گونه کارها پیش بینی نشده است . به همین علت بجز محدوده ی پادگانها به هیچ وجه نیروی خاصی برای انجام کارهای خدماتی در نظر گرفته نشده است و در پادگانها هم سربازان وظیفه (  آنهم به صورت بیگاری )  این وظایف را انجام می دهند . به همین دلیل در مناطق مسکونی متعلق به مراکز نظامی و یا لااقل در مسجدسلیمان همیشه مشکل کارهای خدماتی وجود داشته است .

 

 وضعیت منازل دو منطقه هم دیدنی است . منازل سازمانی منطقه ی شرکتی هنوز سالم مانده و اطراف آن را مرتب می کنند ( بجز قسمت انتهایی باغ ملی که زیر مخازن آب پشت برج و کنار افرمبی قرار دارد) . اخیرا بلوار باغ ملی را هم بازسازی کرده و جویهای کنار خیابان ساخته شده به این امید که دیگر در زمستان شاهد جمع شدن آب باران در سطح خیابان و خیس شدن مردم در اثر عبور رانندگان ناشی چون من نباشیم .

 خانه های سازمانی منطقه ی ارتشی تقریبا یا بازسازی شده ( آن هم از نوع مسجدسلیمانی ) و یا صاحبانشان آنها را کوبیده و به جایشان منازل چند واحدی ساخته شده و یا می شود و این یعنی زندگی جدید . فضای بین منازل ارتشی مقابل دبستان سینا را که نگاه می کنی باور نمی کنی که این قسمت هم جزیی از یک منطقه ی مسکونی و تقریبا در دل شهر است .

+ نوشته شده در  88/05/30ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  با یاد و نام خدا 

 اولین هایی که شهر اولین ها از دست داد

  در بحث گذشته ی مسجدسلیمان نوشته بودم دوستانی که درباره ی این شهر مطلب نوشته و یا       می نویسند ابتدا به سراغ اولین های این شهر می روند اولین بیمارستان، اولین فرودگاه،  اولین ... هیچکس از خود نمی پرسد این اولین ها ازکجا و برای چه کسانی ایجاد شدند و چه افرادی از آنها بهره مند شدند ؟ این اولین ها چه موقع و چرا به وجود آمدند و چه موقع و چرا از بین رفتند ؟ اصولا فقط باید اولین های مثبت را گفت و نوشت یا به اولین های منفی هم باید پرداخت ؟  شهر ما بسیاری از اولین ها را داشت و نداشت . داشت چون موجود بودند و نداشت چون همه نمی توانستند استفاده کنند .

  در همانجا به برخی از اولین های منفی اشاره کردم و ضمن مطالب بعدی هرجا موردی پیش آمد اشاره ای داشتم . می خواهم در این جا به برخی اولین های تلخ اشاره کنم که برای اکثریت وجود داشت و برای عده ی معدودی وجود نداشت .

   اولین شهری بودیم که بر روی منابع نفت و گاز ساخته شده بود ولی مردم آن هنوز از داشتن گاز لوله کشی  محرومند .

  اولین شهری بودیم که پوشش های بام ( ایزوگام امروزی ) پشت بام منازل کارمندی را پوشانید ولی حتی امروز هم بام قسمت اعظم منازل شخصی گل اندود می شود .

  اولین مردمی بودیم که باید امکانات اولیه ی زندگی را از کسانی گدایی می کردیم که در اصل نیروی کار ما محسوب می شدند .

  اولین مردمی بودیم که نیروی کار خارجی که باید تابع ما باشد در بهترین منازل مسکونی زندگی کرده و از بهترین امکانات استفاده کرده وخودمان با ترس و لرز خانه که نه زاغه ای  ساخته و در آن زندگی می کردیم .

  اولین مردمی بودیم که مردانشان افتخار می کردند یک خارجی آنها را خانه شاگردش بداند و اورا بوی خودش صدا کند .

    اولین قطرات قیر در مسجدسلیمان به دست آمد ولی خیابانهای این شهر هنوز هم  یک آسفالت خوب به خود ندیده اند .

   زمانی در شهر ما بیشترین نیروی کار جذب شد ولی امروز جوانانمان از بیکاری تباه می شوند .

  اولین کولرهای گازی در مسجسلیمان به کار افتاد ( شاید گزافه نگفته باشم )  ولی در همان حال اکثر مردم روی تخت های سیمی و در گرمای بسیار زیاد، به امید خنکای سحر شب را به صبح می رساندند .

  ما اولین شهری بودیم که سیستم دفع فاضلاب بهداشتی داشتیم و امروز تنها شهری هستیم که فاضلاب آن در کانال های روباز در شهر جریان دارد .

  اولین استخرهای کشور را داشتیم و اولین شهری هستیم که از این نظر در مضیقه هستیم .

  اولین سینما را در ایران داشتیم و شاید اولین شهری هم باشیم که در این زمانه فاقد سینما هستیم .

  اولین یا بهتر بگویم تنها شهری هستیم که طرح جامع شهری ندارد .

  اولین شهری هستیم که بعد از گذشت بیش از یکصد سال هنوز آب جیره بندی داریم .

  و به زبان ساده تر اگر ما زمانی در داشتن بهترین و اولین چیزها بالاترین رتبه را داشتیم، امروز در پسرفت گوی سبقت را از دیگر شهرها ربوده ایم .

 

  همیشه این سوال را از خود می پرسم که : اولین چیزهایی که از دست دادیم ، چه بودند ؟

  اولین چیزی که مسجدسلیمان و مسجدسلیمانی ها از دست دادند، خود مسجدسلیمان بود . در شرایطی که گروه معدود مسنشاران و کارکنان خارجی و نیز روسای شرکت نفت از بهترین امکانات و رفاهیات استفاده       می کردند، ساکنان شهر که صاحبان اصلی این امکانات بودند از ابتدایی ترین حقوق زندگی محروم بودند .

  اولین شهری بودیم که به خاطر داشتن منابع غنی خدادادی،  عزت و اعتبارمان را از دست دادیم یا بهتر بگویم با استفاده از بدترین و غیرانسانی ترین روشها از ما گرفتند . هر زمان به گذشته فکر می کنم می بینم ما مسجدسلیمانی ها شبیه بچه ها بودیم . دیده اید که بچه ها با یک آدامس هم آرام شده و تقاضای بیشتری نمی کنند ؟ 

  شاید مهمترین چیزی که از دست دادیم و یا ازما گرفتند، جرات و یارایی پرسیدن بود . یکی از دوستان به شوخی می گفت: مسجدسلیمانی ها دو کلمه را در ذخیره ی لغاتشان نداشتند، کلمات  ببخشید و چرا . نبود کلمه ی اول باعث می شد که براثر کوچکترین اشتباهی که از کسی سرمی زد درگیری ایجاد شود ! ودومی سبب شد از همه چیز محروم شوند . گرچه به شوخی می گفت ولی هیچ شوخی نیست که نیمی از آن جدی نباشد . از خودم بگویم . هرگاه به امکانات گسترده ی شرکت نفت برخورد می کردم که تنها در اختیار گروه معدودی بود به جای آن که بپرسم چرا من هم نمی توانم استفاده کنم،  با خواهش والتماس می خواستم به من هم اجازه ی استفاده کردن بدهند .

    راستی این اولین ها کی به پایان رسیدند یا تمام شدند . اولین فرودگاه با اتمام فعالیت های شرکت نفت تعطیل شد گرچه چند صباحی به خاطر یک کار تیلیغاتی دایر شد . به دیگر اولین ها هم نگاهی بیندازید تا بدانید از ابتدا به چه دلیل و به خاطر چه کسانی به وجود آمدند و بعدها به علت از بین رفتن همان دلیل وهمان افراد هم از بین رفتند .

   بدیهی است که هر چیزی روزی به پایان راه می رسد و اولین ها از این قاعده مستثنی نیستند . یکی از اولین های مسجدسلیمان هم به پایان راه رسید . دکتر  علی نهاوندی  اولین چشم پزشک این شهر که عمری را در خدمت به مردم مسجدسلیمان گذراند،  در 29 اردیبهشت سال 1388  روی در نقاب خاک کشید . روحش شاد و یادش گرامی باد .

 

  گاهی كه به عكس های قدیمی مسجدسلیمان نگاه می كنم ناخودآگاه آرزو می كنم كاش در این شهر زندگی نكرده بودم، كاش نفتی در این شهر پیدا نمی شد، كاش فقط نفت را غارت می كردتد ولی بافت شهر را دست نمی زدند و كاش هنوز مسجدسلیمان همان بافت قدیمی را داشت ، چون لااقل در آن شرایط هرچه نداشتیم، یك دل شاد و یك  نیت خالص و بی ریا داشتیم . آرزو می كنم همه ی دنیا به اندازه ی بیست فوتیها بود و یا به قول شاعر قدیمی :

   ای كاش  تمام وسعت دنیا

   فقط به اندازه ی مسجدسلیمان بود .

همان زمینهای گرم و تف زده،  در بعدازظهرهای گرم تابستان با بقیه بچه های محل ( دختر وپسر) قطور بازی كردن ( GHOTOOR )، هفت تیر بازی كردن و به زبان هنرپیشه های خارجی هندزآپ گفتن،  شور وشوق اول مهر و گرفتن كتاب و جلد كردن آنها، خریدن عکس برگردانهای كاغذی به شكلهای مختلف و چسبانیدن روی صفحات كتاب، سر ایستگاه منتظر تریلی های شركتی ایستادن، دهشاهی تخمه یا بادام شور خریدن و مدتها با آن سرگرم شدن،  پای برهنه روی آسفالت داغ دنبال توپ پلاستیكی دویدن، بعد از بازی زیر سرریز بشكه ی آب كنار منزل آقای طبیبی ایستادن و كمی خنك شدن، لوتو بازی كردن با سربطریهای نوشابه،  تابستانها هفته ای دو روز توی صف بلیط سینمای تابستانی باشگاه كاوه ایستادن و به قیمت از دست دادن یكی دو تكمه ی پیراهن بلیطی تهیه كردن، ساعتها نشستن و درباره ی داستان فیلمها و حرکات آرتیست فیلم یا ارکستر باشگاه کاوه صحبت کردن، جاده های نفت پاشی شده و بوی نفت كه از زمین داغ بلند می شد، بوی گازی که از لوله ها نشت کرده و در هوا پراکنده می شد،  شبها زیر نور چراغ برق كنار خیابان ایستادن و صحبت از هر دری و گاهی هم چاخان های بچگانه،  بلبریگ بازی كردن،  چرخاندن رینگ دوچرخه ( رینگ بازی ) و در آن هوای گرم دنبال آن دویدن، سرتاسری خریدن و جرزدنهای فروشنده ی متقلب،  خنده های واقعی از ته دل، درست كردن ماشین های اسباب بازی با چوب و ورقه ی قوطیهای روغن نباتی، كنار مغازه ی شرف الدین ایستادن و از ترس پاسبانی كه اخیرا در آنجا گماشته بودند دزدكی دختران دبیرستانی را نگاه كردن، گاهی دنبال دختری رفتن و دلخوش به نگاه محبت آمیزی یا علامتی از روی مهر، هر دو یا سه سال یکبار مکافات کاهگل مالی پشت بام را داشتن، بر روی بلندی کنار درب ورودی استخر باشگاه مرکزی ایستادن و دید زدن زنان و دخترانی که با لباس شنا به استخر می آمدند، نشستن کنار پلیت های اداره ی ابزار دقیق شرکت نفت و ترانه های درخواستی را گوش دادن، ....   

 همه را دوست دارم اگرچه واقعا چیزی نبود و تنها زجر و محنت و سرکوفت و مورد تمسخر قرار گرفتن و..  .

گاهی اوقات فکر می کنم اولین اسباب بازی که پدرم برایم خرید ، دقیقا سرنوشت و آینده ی مرا نشان می داد . اسباب بازی یک دوچرخه ی کوکی بود که وقتی کوکش می کردی چند دقیقه ای در یک مسیر دایره شکل به دور خود می چرخید و به تدریج و با اتمام کوک، می ایستاد . تفاوت ما در این بود که آن دوچرخه گرچه زنده نبود، مسیررا می دانست ولی ما حتی مسیر را نمی دانستیم و فقط می چرخیدیم و به راستی زندگی را از روی دست همدیگر تقلب کرده بودیم .

+ نوشته شده در  88/05/25ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  با یاد و نام خدا

    سخنی با مسجدسلیمانی ها

    با سلام ،  در مقدمه ی مطالبم اشاره ای به مردم دزفول و كارهای مثبتی که دزفولی ها اعم از جدید و قدیم انجام می دهند و از آنجایی که هر کار خوبی را باید گفت، نوشت، تایید و در صورت لزوم تکرار هم کرد، من هم می خواهم به عنوان یک همشهری این را از شما بخواهم .

  دوستان عزیز

  مرتب و به بهانه های مختلف به مسجدسلیمان سربزنید . در این سرزدن به شهر اگر مسلمانید صله ی ارحام كرده اید و گرنه دوست و آشنا را دیده اید . در رفت و آمد با مشكلات فعلی شهر بیشتر آشنامی  شوید شاید با مسئولی آشنا شده و بتوانید گرهی از كار مردم باز كنید . اگر بچه هایتان نمی توانند وضعیت فعلی شهر را تحمل كنند یا دوست ندارند بروند اشكال ندارد خودتان كه می توانید، بروید و ادای دین كنید . شاید مسجدسلیمان آثار تاریخی یا مناطق دیدنی نداشته باشد ولی حداقل اسفند و اوایل فروردین ماه، مناطق اطراف شهر جای گشت و گذار است و شما می توانید در این مواقع با خانواده هم به زادگاه خود سری بزنید و دیداری تازه کنید . اگر می خواهید كارتهای عابربانك بگیرید كه امروزه ضروری است، حساب اولیه را در مسجدسلیمان باز كنید، بگذارید اگر سودی دارد كه دارد به بانکهای شهرتان برسد . اگر قسط یا بدهی دارید از بانكهای مسجدسلیمان حواله كنید كه سود همین پولهای به ظاهر ناچیز که انصافا در مجموع بسیار بالا هم هست به جیب همشهری هایتان برود . می توانید حتی قبوض موبایل خود را در مسجدسلیمان پرداخت كنید . عوارض سالانه ی خودرو خود را به حساب شهرداری این شهر واریز و تسویه حساب كنید. در سفر به مسجدسلیمان اگر اتومبیل دارید سعی کنید بیشترین سوخت را در آنجا بزنید . اگر از بستگان كسی در مسجدسلیمان به خاك سپرده شده كه حتما هست،  گاهی سری بزنید و فاتحه ای بخوانید تا بعدها برای شما هم این كار را بكنند .  بسیاری از اقلام خرید ماهانه ی خانواده را می توانید از مسجدسلیمان تهیه كنید . اگر بازنشسته هستید بگذارید مستمری بازنشستگی شما از طریق اداره ی محل کار تان در مسجدسلیمان پرداخت شود زیرا سبب می شود گاهگاهی برای انجام امور اداری خود به زادگاهتان سری بزنید . اگر هنوز ملک یا خانه ای در مسحدسلیمان دارید، آن را نفروشید همین می تواند وسیله ی ارتباط بیشتر شما با این شهر باشد ( کار اشتباه مرا شما انجام ندهید ) . شاید هرگاه به مسجدسلیمان می روید ظاهر شهر شما را ناراحت کند ولی همین که حس کنید ریشه در خاک جایی از این کشور دارید، خوب است . هنگام برخورد با مسجدسلیمانی ها در هرجای کشور و یا دنیا هم که باشید، فقط به زبان محلی بختیاری صحبت کنید . آداب و سنن قدیمی محلی را تا حدامکان حفظ کنید .          

   در پایان بگویم شاید اگر كسی از مسئولین شركت نفت سابق وجود داشته و نوشته های مرا درباره ی  آن مجموعه خوانده و وضعیت فعلی مسجدسلیمان را هم ببیند ، برمن خرده گرفته و یا حتی شدیدا اعتراض كند كه  اگر ما كاری برای مسجدسلیمان نكردیم ، خارجی بودیم و استعمارگر ولی چرا بعد از ما خود شما ایرانی ها كاری نكردید ؟ كه من برای این حرف هیچ جوابی ندارم .

+ نوشته شده در  88/05/24ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

 با یاد و نام خدا

  وضعیت بهداشت و درمان مسجدسلیمان  

  استفاده ازامكانات بهداشتی و درمانی که معمولا در شهرها وجود دارند یكی ازعلل عمده ی مهاجرت روستاییان است که این عامل در کنار وضعیت کار و اشتغال در مهاجرت ساکنین شهرهای کوچک و کم امکانات به شهرهای بزرگ تاثیر به سزایی دارد . در اینجا می خواهم به وضعیت بهداشت و درمان شهرمان بپردازم .

  تقریبا مطب تمام پزشکان در نمره یک واقع شده و بجز چشمه علی و یک مطب هم در بی بیان بقیه ی محلات فاقد مطب پزشک بوده ودر صورت نیاز باید به نمره یک مراجعه کنند که این امر در فصول مختلف اشکالاتی را برای مردم ایجاد می کند .

  در شهر 9 باب داروخانه وجود دارد كه یكی درفلكه ی باشگاه مركزی،  دیگری درپنج بنگله وشش باب در  نمره یك وداروخانه ی  شبانه روزی مقابل بیمارستان 22 بهمن . بقیه ی محلات فاقد داروخانه هستند . بجز داروخانه ی شبانه روزی  بقیه  فقط روزها فعالیت  می كنند .

  شركت نفت در میدان ( روبروی گاراژ شركت نفت )، نفتون، بی بیان و كلگه ( مستقر دربیمارستان شركت نفت ) درمانگاه دارد . ارتش در تلخاب و هوانیروز نیز در منطقه ی خود دارای درمانگاه هستند .

  در سطح شهر پنج باب درمانگاه  در مناطق نفتك، چشمه علی، باغ ملی، كلگه  و بی بیان وجود دارند . این درمانگاهها هم فاقد داروخانه هستند . با توجه به نرم وزارت بهداشت،  مسجدسلیمان به درمانگاه نیاز ندارد . پرسنل بهداری  حدود  850 نفر است .

  دارالشفای حضرت مهدی (عج) در پنج بنگله دارای بخش سی تی اسكن،  داروخانه،  پزشك متخصص و عمومی كه روزها فعالیت دارد . دارالشفای حضرت زینب ( س ) در نمره یك دارای پزشك  متخصص و عمومی ،  داروخانه و فقط روزها فعال است . مجتمع هلال احمر در نمره یك دارای  سونو گرافی، پزشك متخصص و عمومی و روزها فعال است . كلینیك شبانه روزی 22 بهمن نزدیك این بیمارستان و دارای پزشك متخصص و عمومی  است

  بیمارستان شرکت نفت که در یک دوره ی زمانی تا دهه ی 60 پذیرای بیماران شرکتی بیشتر مناطق بود، به لطف برنامه ریزی مسئولین شرکت نفت به حال نزاری افتاده است . بنای ساختمان قدیمی است و نیاز به بازسازی جدی دارد . امکانات آن ضعیف است و از آنجا که یا ساخت بیمارستان بزرگ نفت اهواز و کم شدن فعالیت شرکت نفت در مسجدسلیمان، به آن نیازی نیست  باید به این شکل مورد بی توجهی  واقع شود . با احداث بیمارستان شفا وضعیت بیماران تحت پوشش تامین اجتماعی نسبتا بهتر شده است گرچه رفت و آمد بیماران از اقصی نقاط شهر مسجدسلیمان به این بیمارستان با مشکلاتی روبرو است و برخی خدمات پزشکی در آن ارائه نمی شود . در بیمارستان شفا هم روزانه عده ی معدودی می توانند صبح زود رفته و نوبت بگیرند واز خدمات دندانپزشکی استفاده کنند . بیمارستان 22 بهمن گسترش یافته وبهتر از گذشته است گرچه بدون اشکال نیست . بیمارستانها در دو طرف شهر واقع شده اند و کسانی که برای عیادت بیماران     خصوصا در فصل گرما مراجعه می کنند با مشکل روبرو هستند . بیمارستانها دارای آزمایشگاه و رادیولوژی بوده و علاوه بر آنها آزمایشگاههای خصوصی هم هستند که به بیماران ارائه ی خدمت می کنند . بیمارستان جدیدی هم در محله ی نمره دو در حال ساخت است که وضعیت دسترسی بیماران شهر به امکانات پزشکی را بهتر خواهد ساخت .

  برای انجام ام آر آی ( M R I ) بیماران ناچارند با تحمل مشکلات وبا گرفتن وقت قبلی، در بیمارستانها ی دولتی و یا خصوصی  اهواز انجام دهند .

  اکثر مردم مسجدسلیمان زیر پوشش سازمان بیمه ی خدمات درمانی و بیمه ی تامین اجتماعی هستند و علاوه بر اینها همه می توانند در صورت نیاز به بستری شدن حتی اگر زیر پوشش هیچ نوع بیمه ای هم نباشند با مراجعه به سارمان تامین خدمات درمان از امكانات آن استفاده نمایند . كاركنان و بازنشستگان استخدام كشوری علاوه برآن زیر پوشش بیمه ی تكمیلی درمان نیز هستند كه در درمانهای  دارای هزینه ی بالا مفید است ، اگرچه بازهم میزان آن با توجه به مخارج درمان كم است و باید قوانین مربوط به آن بازنگری واصلاح شوند . حدود 20 درصد جمعیت شهر هم زیر پوشش کمیته ی امداد و اداره ی بهزیستی هستند .

    وجود بیمه ی تكمیلی درمان برای مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی هم ضروری است والبته به میزانی بالاتر از آنچه فعلا برای مستمری بگیران استخدام كشوری وجود دارد برقرار شود، می تواند آسایش خاطر بیشتری را در انتهای عمر برای آنان فراهم كند . ظاهرا كارمندان بازنشسته ی شركت نفت از تسهیلاتی به همین شكل استفاده می كنند ولازم است برای بقیه ی افراد تحت پوشش هم اقداماتی صورت گیرد ( اگر بگویم همان تبعیض کارمندی و کارگری بر من خرده نگیرید ) .

    برای آگاهی از وضعیت اورژانس مسجدسلیمان با آقای نوذری هم كلام شدم . ایشان به گرمی مرا پذیرفته و به سوالاتم پاسخ دادند . اورژانس مسجدسلیمان در سال 1360 با یك پایگاه در محل فعلی درنمره یك،  آغاز به كار كرد . از 1383 به پنج پایگاه ( دو پایگاه شهری در نمره یك و دره اشكفت، سه پایگاه بین شهری گلگلیر، اندیكا و هفت شهیدان كه این آخری به سه راهی شوشتر، لالی، مسجدسلیمان منتقل گردیده است ) رسیده است . تا قبل از سال 1387 دارای پایگاهی با استفاده از هلی كوپتر بود كه به علت هزینه ی زیاد تعطیل گردید . پرسنل اورژانس در ابتدا 13 نفر بود كه در حال حاضر 40 نفر هستند و به 12 نفر نیروی دیگر نیاز است . اورژانس مسجدسلیمان دارای شش دستگاه آمبولانس  است كه دارای تجهیزات معمولی كافی هستند ولی تجهیزات مدرن مانند CD شوك ندارند . پایگاههای جدیدی هم مورد نیاز است . پیشنهاد ایجاد یك پایگاه در اطراف ترمینال مسافربری داده شد كه متاسفانه به علت پیدانشدن زمین مناسب،  اعتبار تخصیصی برای احداث این پایگاه  برگشت داه شد . مدت زمان حضور اورژانس  در محل حادثه و یا بر بالین بیمار بسیار كم شده است آن هم به خاطر امكانات موجود،  وضعیت ترافیك و تلاش و علاقمندی كاركنان این واحد به كارشان می باشد .

   اگر به پراكندگی این مراكز پزشكی نگاه كنیم متوجه می شویم كه محلات نفتك،  چهاربیشه،  كولرشاپ، بی بیان،  هشت بنگله،  مالكریم و تمبی فاقد مطب پزشك و داروخانه هستند . بقیه ی محلات تا حدودی دسترسی بیشتری دارند . كافی است به نیاز احتمالی افراد در ساعات شب و نیز فصل تابستان و وفور عقرب زدگی توجه كنید . در این میان وضعیت تمبی و مالکریم از بقیه نامناسب تر است .

  مركز انتقال خون مسجدسلیمان در نمره یك مقابل بانك ملی احداث شده است . 

  سردخانه ها

   سردخانه ی متعلق به بیمارستان 22 بهمن و نیزسردخانه ی بیمارستان شركت نفت، دركنارهم جنب بیمارستان شركت نفت ساخته شده اند . گرچه ظرفیت این سردخانه ها را نمی دانم ولی امیدوارم تعداد مرگ و میرها به اندازه ای باشد که بیش از این به فضا جهت سردخانه نیاز نباشد .

 

  با ارائه ی مطلب وضعیت بهداشت و درمان مسجدسلیمان، نوشته هایم پیرامون وضعیت مسجدسلیمان در زمان حال هم به پایان می رسد و امیدوارم که تا بحال توانسته باشم به طرح اولیه ام پایبند بوده و درباره ی مسجدسلیمان آنچنان که بوده و هست نوشته باشم . در طول این مدت دوستان علاقمندی هم بوده اند که با دقت نظر نوشته هایم را خوانده و درباره ی آنها اظهار نظر کرده، انتقاد نموده و با ذکر مطالبی بر دانسته هایم افزوده اند . از همه ممنون و سپاسگزارم . سعادت ملاقات برخی از این عزیزان را از نزدیک داشته و بعضی را فقط از ورای نوشته هایشان می شناسم ازجمله خواهر خوبم که خود را تحت نام ددو کوچیره معرفی کرده اند که نه کوچک بلکه بسیار بزرگ هم هستند .

+ نوشته شده در  88/05/22ساعت 9:27 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  با یاد و نام خدا

  با سلام  مدتی قبل به علت اشکالاتی که وجود داشت، وبلاگ دیگری را جهت ادامه ی کار ایجاد کردم ولی از آنجا که ظاهرا مشکلات برطرف گردیده ، کارم را روی هر دو وبلاگ ادامه خواهم داد . علاوه بر مشکلات مربوط به وبلاگ، مدتی هم  به سبب مشغله ی کاری نتوانستم مطالبم را پیرامون مسجدسلیمان ادامه دهم و آن را به پایان برسانم گرچه محرومیت های این شهر را پایانی نیست . وجود گرفتاری و کارهای مربوط به خانواده گرچه مانع ادامه ی کارمن به شکل موقت گردید ولی، ایده ای هم به ذهنم آورد تا عنوان مطلب جدیدی باشد که می خواهم نوشته و روی وبلاگم قرار دهم . قبلا هم یک بار به این نکته اشاره داشته ولی این بار به شکلی جدی تر پیگیر آن خواهم شد .

 همیشه برایم این سوال وجود داشت که شعرا و دانشمندان گذشته و حتی امروزی، چه شغلی داشته و از کجا امرارمعاش می کرده اند . من که هروقت به کتاب خصوصا کتب قدیمی نگاه می کنم نمی توانم باور کنم نویسندگان این متون در زمان زندگی خود به کاری مشغول بوده اند زیرا که تفکر در باره ی موضوعاتی آنچنان سنگین و مطول و نوشتن چندین جلد کتاب با توجه به امکانات آن روزگاران، به یک زندگی راحت و فراغ بال نیاز داشت . در طول دوران تحصیلم نیز گاهی که مطلبی پیرامون زندگینامه ی بزرگان علم و ادب ایران را خوانده ام هیچگاه ندیده ام که کسی از این ادبا و نویسندگان برای مثال کارگر مزرعه بوده ویا کشاورزی می کرده است بجز سعدی که آن هم در سفرهایش بوده و پس از بازگشت به ایران و اقامت در دربار سعد ابن زنگی که از اتابکان فارس بوده و بهره مندی از یک زندگی راحت ، به فکر افتاده مطالبش را بنویسد و حتی تخلصش را هم از نام همین اتابک گرفته است . به نکته ی دیگری اشاره کنم و استناد من هم مطالبی است که استاد ارجمندم دکتر گلستانی در کلاس درس مکاتب تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان فرموده اند . ژان ژاک روسو  نویسنده ی کتاب معروف  امیل  که هنوز هم در مباحث تربیتی به نظرات او و مطالب مطرح شده در کتابش استناد می شود، دارای شش فرزند بوده که هیچکدام را خودش یزرگ نکرده بلکه آنها را به پرورشگاه سپرده است . چگونه نظرات کسی که هیچ تجربه ی عملی در تربیت بچه های خودش هم نداشته می تواند الگویی برای آموزش و پرورش دیگران باشد . البته مخترعان را از این قاعده مستثنی کنید چون این گروه تنها با کارو تلاش مستمر وپیگیر،  قادر به نوآوری و اختراع وسیله ی جدیدی بوده اند برای مثال ادیسون که بعد از حدود هزار بار آزمایش توانست لامپ را اختراع کند . به همین جهت تصمیم دارم با جستجو در شرح حال بزرگان علم وادب  گذشته و حتی معاصر، جواب سوالم را بیابم  که نتیجه ی این جستجو را هم روی وبلاگم قرار خواهم داد .

+ نوشته شده در  88/05/22ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .

پیوندهای روزانه
مسجدسلیمان
شهرخفته
پارسوماش
شهرمن مسجدسلیمان
مسجدسلیمان
سرزمین پنج خورشید
سرزمین پنج خورشید
محمدی
خین گل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
آرشیو موضوعی
ورزش
کامپیوتر
آموزش و پرورش
اجتماعی
زبان فارسی و شعر
سرگرمی
مسجدسلیمان
معلم
مناسبت ها
وبلاگ و وبلاگ نویسی
شخصی
پیوندها
پارسوماش
سرزمین پنج خورشید
مسجدسلیمان
شهرمن مسجدسلیمان
محمدی
خین گل
سرزمین پنج خورشید
شهر خفته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان