تبليغاتX
مسـجـدسلـيـمـان
شهر اولین های شیرین و تلخ

 ناتوانی جسمی و ناتوانان جسمی      

  به نام خدا

  این مطلب را به مناسبت روز جهانی نابینایان مجددا آن را روی وبلاگم می گذارم . هیچکس نمی داند و نمی تواند بفهمد در ذهن دیگران چه می گذرد پس ، بیایید به خاطر همه ی انسانیت ، در برخوردهایمان  با همه مهربان باشیم . شاید آن كه دركوچه ، خیابان ، محل كار ویا هرجای دیگر با او برخورد می كنیم، یكی ازاین .....  .

   ناتوانیهای جسمی یا معلولیتها می توانند مادرزادی بوده ویا براثر حوادث و عوامل محیطی به وجود آیند . برخی بیماری های مادر درزمان بارداری مانند ایدز، هپاتیت وسرخجه ، استفاده ازبرخی داروها  ،  تزریق  گونه ای از واكسن های مختلف، قرارگرفتن در معرض اشعه ی ایكس و سایر تشعشعات مضر ، ضربه هایی كه به شكم مادر باردار می خورد ، مواد الكلی،  سیگار ، تغذیه ی مادرو حتی حالات روحی او ، مشكلات زمان تولد و… می توانند سبب بروز بیماری های بعدی در كودك گردند . مثلا تزریق واكسن سرخجه ویا ابتلای مادر به این بیماری دردوران آبستنی، به احتمال زیاد سبب نابینایی نوزاد می گردد .  برخی عوامل ژنتیك بیماریهایی مانند تالاسمی ، هموفیلی ، دیابت  و بیماری آرپی (RP ) راسبب می شوند . متاسفانه  علیرغم پیشرفتهای علمی ، تاكنون برای این بیماریها ومعلولیتها روش درمان  و معالجه ای پیدا نشده و همه ی امیدها به آینده است . خوشبختانه امروزه با انجام آزمایشات مختلف می توان از وصلت افرادی كه نتیجه ی ازدواج آنها فرزندان معلول است ، جلوگیری و از بروز بسیاری از این  معلولیتها پیشگیری كرد . بسیاری از این عوامل مادرزادی و یا به وجود آمده در دوران آبستنی ممكن است در سالهای اول زندگی خودرا نشان ندهند  ( مانند بیماری آرپی ) گرچه اگرهم مشخص شود كاری ازدست كسی برنمی آید ، ولی چنانچه تشخیص داده شود می تواند فرد وخانواده را برای مقابله ی صحیح با آن آماده تر كند . در كشورهای غربی با انجام برخی آزمایش ها و یا عكسبرداری ها می توانند جنین ناسالم ویا بیماری های بعدی وی را تشخیص داده و از تولد بچه ی معلول جلوگیری كنند .

   برخی ناتوانی ها براثر حوادثی مانند تصادفات به وجود می آیند . در این مواقع بسته به شرایط سنی ، فرد تا میزان زیادی توان مقابله بانتایج و سازگاری با شرایط جدید رادارد . گاهی این معلولیت ها نتیجه ی افزایش سن است مانند آلزایمر ، سنگینی گوش و یا كم شدن دید چشم . در این گونه موارد واكنش های شدیدی ازجانب فرد دیده نخواهدشد ولی سازمان ها می توانند وباید برای آنان تسهیلاتی ایجادكنند ازجمله درمورد حاضرشدن در محل كار .

    در بین معلولین ، عقب ماندگان ذهنی كه از نظر میزان عقب ماندگی  نیزبا هم متفاوت هستند ، بیشترین تعداد را تشكیل می دهند كه نمی توان آن ها را بیمارنامید  .این گروه مشكلات خاص خودشان رادارند و تا آخر عمرشان كه معمولا طولانی هم نیست ،  سربار خانواده هستند .

   نكته ای از زمان تحصیل بگویم . استاد درس آموزش وپرورش كودكان استثنایی كه فكر كنم دكتر كریمی نام داشت اظهار داشتند كه بیش از نوددرصد كودكان معلول ، زنده به دنیا نمی آیند وآنچه مامی بینیم درحقیقت كمتر از ده درصد از مجموع این كودكان است .

   دومورد مهم درباره ی این افرادباید ذكر گردد . اول ، برخی از این افراد علائم ظاهری ندارند مانند كسانی كه آلزایمر یا نقایص شنوایی و یا بینایی دارند . دوم اینكه تقریبا تمام این افراد ( علیرغم آن كه ممكن است بیماریشان علائم ظاهری  هم داشته باشد )، دوست دارند طوری رفتارنمایند كه گویی هیچ كمبودی ندارند و به طور غیرمستقیم از دیگران هم می خواهند با آنان اینگونه رفتاركنند .

     اما برخورد خانواده ومردم  دراجتماع با این افراد چگونه باید باشد ؟

   لازم  است  این افراد  با مشكل خود آشنا شوند ولی نحوه ی این آشنایی ونیز زمان این آگاهی ، بسیار مهم است . چنانچه فرزندتان خدای ناكرده مشكل دارد ، زمان مراجعه به پزشك حتما همراه او باشید تا بتوانید تطابق وی باشرایط بیماریش را تسهیل كنید .  

  خانواده ها باید درمورد ناتوانی جسمی  و یا بیماری فرزندانشان اطلاعات زیادی داشته باشند تادر صورت لزوم بهتر بتوانند به وی كمك كنند . دانش آموزی داشتم كه در پایه ی سوم ابتدایی تحصیل می كرد و مبتلا به دیابت بود . مادرش كه زنی بیسواد و ساكن عشایر بود از تزریقاتچی مركز بهداشت محل زندگیشان نحوه ی تزریق را یادگرفته و انسولین  روزانه ی او را تزریق می كرد كه گاهی به علت  ییسوادی و عدم توانایی درخواندن درست ارقام روی سرنگ ،  میزان كمتر یابیشتری تزریق می كرد كه  مشكل ایجاد می كرد .

  مسئولین مدارسی كه اینگونه افراد در آن تحصیل می كنند باید از طرف خانواده در جریان قرار گیرند وحتی كمك های اولیه ی ضروری را نیز از خانواده بپرسند تادر صورت لزوم بتوانند اقدامات لازم را انجام دهند .

   یكی از موارد  ناراحت كننده و بالطبع بسیار زشتی كه ممكن است دیگران انجام داده و این افراد بیمار را به سختی آزار دهد ، تمسخر آنان است . این مسئله میتواند پیامدهای بسیار ناگواری را در آنان به وحود آورد ه وگاهی  سبب شده كه فرد بیمار به مرز جنون هم رسیده وحتی دست به خودكشی بزند . این تمسخر حتی اگر ناآگاهانه هم باشد مشكلات زیادی را به وجود می آورد  وگاهی موجب گردیده آنان به اصطلاح از پایه خراب شوند . دادن لقب هایی چون كور یا لنگ و… می تواند سبب شود كه فرد ازحالت عادی خارج و چه بسا به كارهای خطرناكی  دست بزند كه بیشترین ضرروزیان دروحله ی اول متوجه ی خود او وخانواده اش می گردد . درشرایطی كه فرد ناتوان براثر برخورد نامناسب دیگران  ازنظر روحی مشكل پیدامی كند ،  مشاوره با یك فرد آگاه به مسائل روانی حتی برای اولیا ودیگر افراد خانواده  بسیار مفید خواهد بود .

   یكی دیگر از واكنش های نامناسب نسبت به این گروه از بیماران، دلسوزی كردن در حق آنان است كه ممكن است سبب شود فرد سرشكسته شده ویا ناامید گردد ، ممكن است از نظر روحی تحت فشار قرارگیرد ویا اعتماد به نفسش را ازدست بدهد . خانواده باید طوری رفتاركند كه فرد از كمك آن ها ناامید نشده و ضمنا بیش ازاندازه هم به آن ها متكی نشود . 

   تسهیلاتی كه درجامعه برای این افراد درنظر گرفته شده درجای خود خوب است . شیب داركردن سكوهای سوارشدن به اتوبوس یا جلو درب بیمارستان ها وادارات ، معین كردن محل های خاص برای این گونه افراد ، قراردادن داروهای مورد نیاز در اختیار آن ها ، دادن تجهیزات لازم به بیماران خاص ، درنظرگرفتن تسهیلاتی حتی دربرنامه های كامپیوتری ، بازنشستگی زودتراز موعد و …  از جمله ی این اقدامات هستند .

     یكی از مهمترین كارهایی كه می توان برای  افراد معلول انجام داد، تامین هزینه های دارویی وبیمارستانی آن ها است  كه معمولا  این هزینه هابسیار بالا هم می باشد . اقدامات زیادی در این زمینه انجام گرفته از جمله تامین داروی بیماران خاص و یا اهدای وسایل تست قند خون ونیز سرنگ و داروی انسولین به بیماران دیابتیك . بنیاد بیماری های خاص كه محدوده ی وظیفه اش از نامش پیداست ، نمونه ی خوبی از توجه به این گروه زیاد از بیماران  است اما باید در تعریف بیماری های خاص و  گسترش دامنه ی فعالیت این بنیاد تجدید نظر كرد . تامین آینده ی این افراد مهمترین موضوعی است كه باید مدنظرقرارگیرد . استفاده ی بیماران خاص از تسهیلات ویژه چون بازنشستگی زودتر از موعد ،  بسیار عالی است و خوشبختانه در قوانین كار ایران مدنظرقرار گرفته است البته به شرطی كه فشار مالی  بر آنان وارد نكند  .

   بسیاری از  معلولین ازروحیه ی بالایی برخوردارند كه درجای خود عجیب است . روزی با اتوموبیل در حركت بودم . خردادماه ، حدود ساعت یازده ظهر وهواهم بسیار گرم بود . به دختری حدودا ده ساله كه پاهایش نیمه فلج بود وبا عصا به سختی راه می رفت برخوردم . ایستاده وبه او تعارف كردم به سختی پذیرفت ولی حاضرنشد حتی زنان رهگذر به او كمك كنند بلكه با تلاش خودش هم سوار و هم پیاده شد .  دراجتماع افراد معلول زیادی را دیده ویادرباره ی آنها شنیده ایم كه بااتكا به نفس و تلاش زیاد نه تنها روی پای خود ایستاده اند بلكه مانند افراد عادی هم كار می كنند . یكی از این موارد در شهر خود ما زندگی می كرد . وی  نابینای كامل بود اما مسئولیت مركز تلفن یك اداره را برعهده داشت ودر انجام وظیفه اش هیچگاه مشكلی پیدا نكرد . یا مردی  دراستان چهارمحال وبختیاری  كه با نابینایی كامل ، شطرنج بازی می كرد . طبیعت بشر این است كه وقتی ازیك یا چند حس محروم است ، از بقیه ی قوای بدنی وفكریش بیشترو بهتر  استفاده می كند  .

  در این مورد كه فرد چه زمان به معلولیت دچار شود راحت تر می تواند با آن كنار بیاید نمی توان اظهارنظر كرد . برخی می گویند اگر ازابتدای زندگی باشد فرد ازكودكی با آن خوگرفته و می پذیرد . برخی می گویند در بزرگسالی فرد با قدرت تفكر، بهتر با مسئله احتمالی كنار می آید . این كه فرد ازابتدای زندگی مشكل داشته ویا به تدریج مشكل پیش آمده است تفاوتی ندارد مهم سازگاری فرد واطرافیان با مشكل است .  مهمترین نكته این است كه فرد ناامید نشده ، ناتوانیش را بپذیرد و سعی كند با آن كنار بیاید . وی بسته به نوع معلولیت باید خود را برای انجام كارهای عادیش  آماده كند . این كه چرا اینطور شده مهم نیست و دردی را دوا نمی كند مهم این است كه این وضع پیش آمده واوباید خودرابرای مواجهه با این مشكل آماده كند . باید به تدریج وقبل از اینكه فرد به نهایت وضعیت ناتوانیش برسد ، اورا باشرایط آشناكرده و به وی كمك نمود تا خودرا برای این زمان آماده كند .

   آشنایی با سرگذشت افرادی كه باناتوانی های جسمی توانسته اند بااتكا به نفس و فراموش كردن نقص بدنی به زتدگی عادیشان ادامه دهند ، می تواند كمك بزرگی به فردناتوان جسمی بنماید تا باوضعیت خود كناربیاید . از این طریق می توان به تقویت اراده ی او كمك كرد كه این بیشترین كمكی است كه می شود به این افراد كرد .  استفاده از زندگینامه ی افراد ناتوان جسمی، فیلم های سینمایی ویا تلویزیونی نیز مفید است . در صورت وجود امكانات می توان نشانی سایت های مختلفی را درباره ی بیماریشان به این افراد ارائه دادتا ضمن آشنایی با زندگی بیمارانی از دیگر نقاط ، خود به نتایج تحقیقاتی كه در این زمینه شده یا می شود دست یابند .   درباره ی افرادی كه اعتقادات مذهبی دارند باید از این اعتقادات به عنوان وسیله ی موثری استفاده كرد تا بتوانند با كمك آن ، خود را برای تطابق با پیامدهای بیماریشان آماده كنند .

   شناختن  بنیادها ویا سازمان هایی كه به اینگونه افراد امدادرسانی می كنند و در صورت امكان عضویت در آن ها وكمك به افراد ناتوان جسمی ، علاوه براینكه فرد را با كسانی كه چون خود او مشكلاتی دارند آشنا           می كند سبب می شود فرد به نوعی باكمك به این افراد مشكل خودرا فراموش كند وحتی بادیدن افرادی كه مشكل حادتری دارتد به زندگی خود امیدوارتر گردد . تلاش كنیم  هیچگاه بی جهت فرد را  كاملا امیدوار نكرده وضمنا به گونه ای عمل كنیم كه ناامید هم نشود كه هردو می تواند خطرناك باشد . مشكل بزرگ برخی از این افراد این است كه كم كم اعتقاداتشان سست می شود وباید برای این موضوع فكری كرد . بیشترمواقع از خود یا دیگران می پرسند مگر ماافراد ناتوان جسمی چه كرده ایم كه خداوند مارا ناقص آفریده است ؟ این افراد به علت مشكلاتی كه دارند ویا می دانند كه در آینده با آن روبرو خواهند شد ،  بسیار حساس ، زودرنج و عصبی هستند و به سهولت قانع نمی شوند . چون فكر می كنند هركسی به آنها نزدیك می شود به خاطر دلسوزی و ترحم است و از آنجا كه دوست ندارند كسی به آنان ترحم كند ، از دیگران دوری كرده و انزواطلب می شوند . برقراری ارتباط با آنها بسیار مشكل است خصوصا اگر از دیگران رفتار نامناسبی هم دیده باشند و بیشترین فشار را در این زمینه ، خانواده های آنان تحمل می كنند كه نابودی تدریجی فرزندشان را می بینند و متاسفانه  كاری هم از دستشان برنمی آید .

   انسانی ترین كاری كه در مورد این افراد می توان انجام داد این است كه  با آن ها بسیارعادی و معمولی رفتار كنیم و  سعی نكنیم در حق آنان ترحم و دلسوزی كنیم . تازمانی كه خودشان نخواسته اند به آن ها كمك نكنیم و مهمتر ازهمه این كه از تمسخر آنان جدا خودداری كنیم  چرا كه یك عمل نسنجیده  ی ما ممكن است  وی را از درون آنچنان به هم بریزد كه حتی پیش بینی واكنش یا واكنش های او نیز  ممكن نباشد، عكس العمل هایی كه بسته به نوع ناتوانیش  حتی تا خودكشی را هم می تواند شامل شود .

    از آنجا كه برخی از این افراد علامت مشخصه ای هم ندارند ، بیایید به خاطر همه ی انسانیت ، در برخوردهایمان  با همه مهربان باشیم . شاید آن كه دركوچه ، خیابان ، محل كار ویا هرجای دیگر با او برخورد می كنیم، یكی ازاین  ناتوانان جسمی  باشد .

+ نوشته شده در  88/07/23ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

 با ياد و نام خدا 

دل من      از : علی بهرامی

دل من ! ای دل در بی کسی گم

رفیق لحظه های بی ترنم

تو که با هیچ کس کاری نداری

چه می خواهند از جان تو مردم ؟

 

  گم کرده                از : علی بهرامی

ای کاش دل از اهالی چشم تو بود

آبادی دل حوالی چشم تو بود !

ای کاش دلم – همین دل دریایی -  

گم کرده ی احتمالی چشم تو بود !

 

  نان       از : علی بهرامی

لبم خشک و نگاهم رنگ باران

خیالم تا فراسوهای انسان !!

فضای زندگی بی شعر و بی عشق

تمام فکر مردم لقمه ای نان

 

  کودکی    از: علی بهرامی

دلسادگی و بی کلکی زود گذشت !

شیرینی در بانمکی زود گذشت

از باغچه ی عمر به سر رفته ی ما    

رویای بهار کودکی زود گذشت !

   اشعار از مجموعه ي   و خدا عشق را به كسي رايگان نداد .

 

+ نوشته شده در  88/07/22ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

با ياد و نام خدا

مندیر

تکی به بی کسیا واده  هر که یار تونه

سرت به کار مو نید و سرم به کار تو نه !

نهنگ عاشقوت  غم به جای جو ایدی  ( جو در گويش محلي به معني جان )

چه سیس امهنه جلا غم ، هو که لوار تو نه

تو خوی که بونه دراری ویرنه سی چه نیای؟

که ئی دل مو  هنی هم سر قرار تو نه

دلم ایر گرهده ایر ورهده به خوس  ( گرهده يعني گرفته )

همه ز تی تونه و هر چه هد به بار تو نه

به مو گدی که ایاهم ، بمهن مندیرم

ایر که مندمه سرپا  به اعتوار تونه

بدی نکردم و کردی په سی چه من دنیا

خوشی به روز مونید و  به روزگار تونه ؟

      شاعر :  علی بهرامی         از مجموعه ی : اخومت كه اگومت .    بهار 85
+ نوشته شده در  88/07/22ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .

پیوندهای روزانه
مسجدسلیمان
شهرخفته
پارسوماش
شهرمن مسجدسلیمان
مسجدسلیمان
سرزمین پنج خورشید
سرزمین پنج خورشید
محمدی
خین گل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
آرشیو موضوعی
ورزش
کامپیوتر
آموزش و پرورش
اجتماعی
زبان فارسی و شعر
سرگرمی
مسجدسلیمان
معلم
مناسبت ها
وبلاگ و وبلاگ نویسی
شخصی
پیوندها
پارسوماش
سرزمین پنج خورشید
مسجدسلیمان
شهرمن مسجدسلیمان
محمدی
خین گل
سرزمین پنج خورشید
شهر خفته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان