تبليغاتX
مسـجـدسلـيـمـان

  با یاد و نام خدا

  رنجنامه ( سفر به مسجدسلیمان ) 3

  از سه راهی مهدکودک به سمت دبیرستان حجاب وضع مانند قبل از این قسمت است . کاشی های سیمانی محدوده ی خیابان را مشخص کرده ولی خود خیابان فقط نامی و ظاهری از خیابان دارد . آب های هرز از قسمت بالا به پایین جاری است و عابرین و دانش آموزان مدام در هراسند که با عبور خودروها لباسشان کثیف نشود . در بخشی از فلکه ی مقابل دبیرستان حجاب، مقداری شن و ماسه ریخته اند که احتمالا برای انجام تعمیرات خیابان است ولی تاکنون به همان شکل باقی مانده است . نصب کاشی های سیمانی  نوید یک خیابان عریض را می دهد که بسیار خوشحال کننده است البته اگر کار به اتمام برسد، گرچه وجود چنین خیابانی مشکلاتی هم خواهد داشت که از جمله ی آنها باید به افزایش تصادفات ناشی از سرعت رانندگان اشاره کرد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/08/14ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

   با یاد و نام خدا

  رنجنامه ( سفر به مسجدسلیمان ) 2

  شرکت نفت علاوه بر سالن سرپوشیده ی ورزشی که در محوطه ی باشگاه مرکزی ساخته بود، اخیرا در محل استخر سابق این باشگاه، اقدام به احداث استخر سرپوشیده ای نموده است . این جای خوشوقتی است که چنین اقدام مفیدی در حال انجام است و امید که به اتمام رسیده و مهمتر از همه این که مورد استفاده ی همه قرار گیرد نه مانند گذشته که همسران کارکنان خارجی و کارمندان عالیرتبه ی شرکت نفت با آن لباسهای مکش مرگ ما به استخر می رفتند و برای ما فقط حسرت آب تنی مانده بود وفشار عصبی ناشی از  دیدزدن اندام نیمه لخت آنان از بالای تپه ی مشرف به باشگاه .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  با یاد و نام خدا

  رنجنامه ( سفر به مسجدسلیمان )

  گرچه چند سالی است که به قول شمالی ها، بنده منزل در مسجدسلیملن نیست ولی به جرات می گویم هر ماه بیش از دوهفته را در این شهر هستم .

  هفته ی گذشته هم طبق معمول یکی دو هفته ی قبل، به مسجدسلیمان ( به قول بچه ها ولایت ) رفتم و باز هم همان سریال تکراری دفعات قبل . یکی دو سال قبل وقتی وارد ترمینال اتوبوسهای مسجدسلیمان می شدی، بندرت بیش از نیم ساعت معطل می ماندی چون اتوبوسی که سرنوبت بود سریعا پر شده و حرکت می کرد و نام مسافرین برای سرویس بعدی ثبت می شد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/08/11ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

با یاد و نام خدا

مطلبی پیرامون وبلاگ و وبلاگ نویسی

 حدود دو سال قبل که باعلاقه ای وافر نوشتن مطالب و قرار دادن آنها روی وبلاگ را آغاز کردم، فکر می کردم نوشتن خصوصا با استفاده از کامپیوتر( رایانه ) کار آسانی است  چرا که نیاز ی به نکته برداری و داشتن کاغذ و قلم و وسایل کتابت ندارد و ویرایش مطالب هم بسیار ساده است چون به راحتی می شود مطلبی را از هرجا روی مطلب جدید یا دنبال آن کپی کرد و یا هر قسمت را که بخواهی می توانی به راحتی حذف کرده و بسیاری کارهای دیگر نوشتن که هنوز هم در آنها مهارت ندارم . اما در عمل دیدم کار به این سادگی هم نیست . نوشتن علاوه برابزار کتابت که کامپیوتر جانشین خوبی برای آنها است، به چیزهای دیگری هم نیاز دارد از جمله علاقه به نوشتن، پشتکار، اطلاعات ادبی ، و ...

  زمان تحصیل هنگام درس ادبیات اصطلاح تجزیه و ترکیب را زیاد به کا رمی بردیم ، تجزیه یعنی تعیین نوع کلمه و ترکیب تعیین نقش کلمه در جمله بود . در نوشتن اما این دو اصطلاح را من در جای دیگری به کار می برم که تجزیه یعنی املای کلمات و ترکیب یعنی انشا و نحوه ی نوشتن .  البته گفتگوی محاوره ای را مستثنی کنیم که مثلا : من می خواهم به بازار رفته و میوه بخرم را راحت می نویسیم : من می خوام برم بازار و میوه بخرم . بسیاری از نویسندگان هم از این نحوه ی نگارش در مطالبشان استفاده کرده اند که بسیار دلنشین هم هست . مطلب من راجع به اشکالات املایی و انشایی است .

  چندی قبل سری به اینترنت زدم و خصوصا به وبلاگها  نگاهی کردم و به نکته ی عجیبی پی بردم . بسیاری از دوستانی که به کار وبلاگ نویسی روی آورده اند متاسفانه در زمینه ی ادبیات فارسی ضعف دارند . وجود اشکالات املایی و انشایی نشانه ی این ادعای من است . البته بر این عزیزان حرجی نیست زمانی که در مطبوعات و تلویزیون اشکالات انشایی و نگارشی می بینیم .

  پیام یکی از مراجعین به یکی از وبلاگها این گونه بود : وبلاگ شما می تواند مثال خوبی در ضمینه ی وبلاگ نویسی باشد که احتمالا منظور این بزرگوار زمینه بوده است . شاید بر من خرده بگیرید که ترک عادت مشکل است و من چون معلم بوده ام عادت دارم به اشکالات املایی و انشایی نگاه کنم . این که توجه به این موارد ریشه در شغل و حرفه ی قبلی من دارد شکی نیست ولی به قول دوست ترک زبانم که یادش به خیر باد، الله وکیلی نازیبا نیست اگر کسی در وبلاگ خود که می تواند محل مراجعه ی افراد گوناگون از قشرهای مختلف جامعه باشند، غلط املایی و انشایی داشته باشد ؟  برای رفع این مشکل که ضروری و بسیار ضروری هم هست تنها یک راه حل وجود دارد، درکنار علاقه که حتما در دوستان وبلاگ نویسمان هست، مطالعه ی کتب مختلف در زمینه ی دستور زبان فارسی برای رفع اشکالات انشایی و یا نگارشی مفید است . علاوه بر آن برای یادگیری درست نوشتن کلمات،  استفاده از فرهنگ های لغت و مطالعه ی متون مختلفی که در نشریات و یا کتب مختلف وجود دارند بسیار مفید هستند ( گرچه در بسیاری از مطالب نشریات هم اشکالات املایی و انشایی دیده می شود ) . به هر حال در نظر داشته باشید که مطالعه ی نوشته های نویسندگان مختلف می تواند به شکل غیرمستقیم به خواننده آموزش داده و سبب ارتقای سطح معلومات وی گردد .

+ نوشته شده در  88/08/08ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

     آموزش و پرورش مسجدسلیمان ( 4 )  

      با یاد و نام خدا

   می خواهم به مطلبی اشاره كنم كه فكر كنم درد دل بسیاری از همكاران گذشته بوده و ممكن است همكاران آینده نیز با آن روبرو شوند . زمانی كه در آموزش وپرورش استخدام شدم ( سال 1352 ) و چندی بعد در سال 1355این امكان برایم وجود داشت كه در جای دیگری چون شركت نفت یا شركت ملی حفاری مشغول كار شوم كه در اینصورت امروز مستمری بالاتری داشتم،  می توانستم تا سن 60سالگی  كاركنم و از همه مهمتر فرزندانم می توانستند به عنوان نیروی كار در این شركتها مشغول شوند ( امتیازی كه این شركتها به كاركنان بازنشسته شان داده اند ) و در بازنشستگی علاوه بر مستمری بالاتر از رفاهیات بیشتری هم برخوردار شوم . ولی فقط به صرف علاقه و یا به قول یكی از همكاران شاید به دلیل عدم علاقه به تغییر در زندگی، در آموزش وپرورش ماندم ( در مورد من بیشتر علاقه ی شخصی) . ولی حالا می بینم به هیچ وجه موفق نبوده ام و به قولی خسرالدنیا والاخره شده ام . در كارآموزش موفق نبودم چون به ندرت از شاگردانم كسی را می بینم كه به جایی رسبده باشد ( آنانی هم كه به جایی رسیده اند به علت مدرك تحصیلی نیست )،  از نظر شخصی هم در سن پایین و علیرغم  داشتن  مدرك تحصیلی ونیز توان كاری كه در خودم سراغ داشتم ، بازنشسته شدم و از نظر مالی به مشكل خوردم . در طول مدت خدمت،  خانواده ام از رفاهیات كمتری برخوردار بودند و امروزه هم فرزندانم از همان امتیازی كه به بسیاری از كاركنان ارگانهای دیگر تعلق می گیرد، یعنی به كار گرفته شدن در ارگان مربوطه محروم هستند یا به نوعی باید گفت در حق فرزندانم هم ظلم كردم  .

  بسیاری از همكاران طی مدت خدمت به علت نیاز و یا آینده نگری،  به كار دیگر ( شغل دوم ) مشغول شدند . در شهرهای بالا چون اصفهان معمولا كاردر بازار ولی در مسجدسلیمان بیشتر به مسافركشی یا كار در  تاكسی تلفنی،  و در نتیجه پس از بازنشستگی از نظر مالی مشكل كمتری دارند و هم  نیاز روانی به كار را برآورده  می سازند . در این زمینه هم بسیاری از جمله خودمن،  كوتاهی كردیم و فكر كردیم شان معلمی بالاتر از آن است كه به این كارها بپردازیم ( گرچه این را هم اشتباه كردیم چون كار مشروع وحلال شان هیچ  شغلی را پایین نمی آورد ) و حالا كه به آخرهای خط رسیده ایم ، می بینیم وافعا باخته ایم . اگر بازنشستگان شركتهای صنعتی می توانند در مناقصه ی كارهای پیمانكاری محل كار فبلیشان شركت كرده و اكثرا پذیرفته شده و ادامه دهند،  ما معلمین هم تنها باید به مدارس غیر انتفاعی ( غیردولتی ) دلخوش باشیم كه آن نیز معمولا به سختی پیدا می شود  خصوصا،  اگر در آخرعمرمثل ما مسجدسلیمانی ها ناچار به مهاجرت باشی و در شهر دیگری ( مثل اهواز)  هم كه مارا نمی شناسند ، هیچ كس برایمان تره هم خرد نمی كند . از حق نگذریم آنها هم حق دارند چون كار در اهواز هم قبل از همه حق كسانی است كه در این شهر به اصطلاح استخوان خرد كرده اند .

   پیشنهاد

   روزی را تحت عنوان روز بازنشستگان معین كرده و در این روز كه حتما در ضمن سال تحصیلی هم باشد، به خانه ی چند تن از بازنشسته ها سرزده ، هدایایی به آنان اهدا كرده و به این طریق یادشان را گرامی داشته  و نیز بر مزار درگذشتگان هم حاضر شده و با قرائت فاتحه از آنان یادی كرد .

   می توان در كلیه ی ادارات یك پست سازمانی درنظر گرفت تا به پیگیری اوضاع زندگی بازنشسته ها پرداخته و مشكلات آنها را حل نماید . 

+ نوشته شده در  88/07/17ساعت 5:38 قبل از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

 با یاد و نام خدا

 با سلامی به گرمی قلب همه ی مردم  ایران و با درودی به وسعت  همه ی ایران

  باز بهار از راه رسید و سالی دگر آغاز شد . خدای را سپاس می گویم که به من فرصت داد باز هم در کنار شما باشم .  آغاز بهار و رسیدن سال جدید و عید نوروز ، بهانه ای شد تا بتوانم عرض ادبی کرده و وظیفه ی دوستی و مودت خود را به جای آورم . ضمن تبریک سال نو و نوروز باستانی ، از درگاه ایزد یکتا آرزو دارم همگی در سلامت و صحت و در کنار خانواده و دوستان زندگی کرده  و هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز باشد .

   این عید سعید را به همه ی معلمین بخصوص به همکارانم در آموزش و پرورش مسجدسلیمان تبریک گفته و برای همه ی این عزیزان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم . بزرگ مردان و بزرگ زنانی که عمر پربرکت خود را صرف آموزش دانش آموزان و اعتلای فرهنگ  این شهر کرده و می کنند .

  اجازه دهید  عرض تبریکی  هم خدمت دوستانی داشته باشم  که مرتبا به وبلاگ مسجدسلیمان سر می زنند و با مطالعه ی مطالب آن  ضمن دلگرم ساختن من،  مرا به ادامه ی راه تشویق می کنند .  بزرگوارانی که از ورای نوشته هایشان با آنها آشنا شده ام و برای همه آرزوی سلامتی و سرفرازی دارم .

+ نوشته شده در  87/12/30ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 

  با یاد و نام خدا

  از زمانی كه نوشتن در وبلاگم را آغاز كردم، بسیاری افراد را كه نمی شناسم با مطالعه ی مطالب و با علاقمندی تمام به تشویق و هدایت من پرداختند . برخی از این عزیزان دارای وبلاگ بودند ، برخی ایمیل داشته و عده ای هم هیچ آدرس اینترنتی كه بشود با آنان تماس گرفت نداشتند . بنابراین تصمیم گرفتم در یك فرصت مناسب ، به همه ی این عزیزان جواب بدهم . این فرصت اكنون پیش آمده و امیدوارم بتوانم محبت شما بزرگواران را جبران كنم .

   سلام دوست گرامی جناب سیاوش

  چند روزی به علت گرفتاری نتوانستم به وبلاگم سری بزنم و در اولین مراجعه، نظرات شما را دیدم و بسیار حوشحال شدم .  با تشكر از توجهی كه به نوشته های من داشته اید . دوست دیگری  به نام كیارش از وبلاگ سرزمین پنج خورشید  قبل از شما مرتبا از طریق نوشتن در وبلاگ با من تماس داشتند و نكات جالبی را تذكر می دادند كه متاسفانه چند مدتی است از این ارتباط صمیمانه ی ایشان محرومم .

  در مورد عكس و اسكن كردن كتاب فرمودید . كتاب را ندارم و تنها عكسهایی از صفحات مختلف آن دارم كه برای فرستادن به روی وبلاگ به یك میزبان یا HOST  نیاز دارم . از یك وب سایت استفاده می كردم كه متاسفانه ماهانه آلبوم مشتركین را را RESET می كند و در نتیجه عكسها از وبلاگ حذف می شوند . اگر وب سایتی سراغ دارید كه این كار را نكند،  به من معرفی كنید كه بسیار ممنون خواهم شد . البته مواردی از كتاب را كه لازم بود، در انتهای مطلب ؛  مسجدسلیمان نگاهی دیگر از منظری دیگر؛  تایپ كرده ام .

  در اولین مطلبم نوشته بودم كه  تصمیم دارم  فقط درباره ی مسجدسلیمان بنویسم و قضاوت نكنم كه قضاوت نیاز به تواناییها و اطلاعاتی دارد كه من فاقد آنها هستم و خوشحالم كه به اظهار نظر خودتان،  تا به اینجا در تصمیم خودم موفق بوده ام .

  از نظر پاراگراف بندی و تقسیم مطالب به قسمتهای كوچكتر هم شما درست می فرمایید و چند نفر دیگر نیز این موضوع را تذكر داده اند . متاسفانه این نقص فعلا رفع شدنی نیست چون ادبیات من ضعیف است و توانایی ندارم مانند نویسندگان بنویسم . امیدوارم در مراحل بعدی موفقتر باشم .

  در مورد مطلب و ادامه ی آن واستفاده از نظرات دیگران نیز بارها از خوانندگان خواسته ام با ارسال نظرات و یا انتقادات ( مانند كارخوب شما ) مرا یاری نمایند كه متاسفانه به ندرت این محبت را در حق من د اشته اند . مطمئنا چند فكر بهتر از یك فكر است و اگر دوستان محبت كرده و اطلاعاتشان را در اختیارم بگذارند ، نوشته ی من بهتر و مستند تر خواهد شد .

   اگر شما وبلاگ داشته باشید من راحت تر ارتباط خواهم داشت و چون نظراتتان را به عنوان نظر شخصی فرستاده اید نمی توانم آنها را مستقیما روی وب قرار دهم . امیدورام از این پس نظرات دقیقتان را به صورت عادی بفرستید تا بتوانم ضمن تایید، آنها را به دیگران هم معرفی كنم .  ضمنااز طریق آدرس ایمیلی هم كه نوشته بودید ، نتوانستم  برایتان پیام بفرستم . امیدوارم اشتباه تایپی نبوده باشد . اگر یك بار دیگر كامل بنویسید ممنون خواهم شد .

  در مورد معنی و یا تلفظ كلمات و نامها به زبان انگلیسی كه اشاره داشتید( استفاده از یك روش یكسان) ، نظر شما درست است  . سعی می كنم از این پس این كار را بكنم .

  معنی كلمه ی بنگله را هم دوست عزیزی  تذكر دادند كه من هم از تذكر ایشان استفاده كرده و اشاره ا ی هم به این نكته داشتم .

  دوست عزیز جناب محمد مراد

  سلام  و ممنون كه یك بار به مطالب من نگاهی داشتید و پیامی هم داده بودید . متاسفانه دیگر از لطف شما خبری نیست . كاش از خاطرات گذشته ی خودتان برایم می نوشتید تا به نوشته هایم اضافه كنم  خصوصا كه در بیست فوتیها و سپس در ریل وی و كولرشاپ هم اقامت داشته اید . امیدوارم مرا از خواندن خاطراتتان محروم نفرمایید .

 

  در انتها باز هم از لطف تمامی دوستانی كه با فرستادن پیام نكاتی را تذكر داده و یا مطالبی را عنوان كرده اند، تشكر كرده و امیدوارم كه از كمك فكری خود دریغ نفرمایند . با سپاس فراوان

+ نوشته شده در  87/04/07ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط هوشنگ بهرامي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .

پیوندهای روزانه
شهرخفته
پارسوماش
شهرمن مسجدسلیمان
مسجدسلیمان
سرزمین پنج خورشید
سرزمین پنج خورشید
محمدی
خین گل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
آرشیو موضوعی
ورزش
کامپیوتر
آموزش و پرورش
اجتماعی
زبان فارسی و شعر
سرگرمی
مسجدسلیمان
معلم
مناسبت ها
وبلاگ و وبلاگ نویسی
شخصی
پیوندها
پارسوماش
سرزمین پنج خورشید
مسجدسلیمان
شهرمن مسجدسلیمان
محمدی
خین گل
سرزمین پنج خورشید
شهر خفته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان