![]() |
![]() |
|
| شهر اولین های شیرین و تلخ |
|
آموزش و پرورش مسجدسلیمان ( 4 ) با یاد و نام خدا می خواهم به مطلبی اشاره كنم كه فكر كنم درد دل بسیاری از همكاران گذشته بوده و ممكن است همكاران آینده نیز با آن روبرو شوند . زمانی كه در آموزش وپرورش استخدام شدم ( سال 1352 ) و چندی بعد در سال 1355این امكان برایم وجود داشت كه در جای دیگری چون شركت نفت یا شركت ملی حفاری مشغول كار شوم كه در اینصورت امروز مستمری بالاتری داشتم، می توانستم تا سن 60سالگی كاركنم و از همه مهمتر فرزندانم می توانستند به عنوان نیروی كار در این شركتها مشغول شوند ( امتیازی كه این شركتها به كاركنان بازنشسته شان داده اند ) و در بازنشستگی علاوه بر مستمری بالاتر از رفاهیات بیشتری هم برخوردار شوم . ولی فقط به صرف علاقه و یا به قول یكی از همكاران شاید به دلیل عدم علاقه به تغییر در زندگی، در آموزش وپرورش ماندم ( در مورد من بیشتر علاقه ی شخصی) . ولی حالا می بینم به هیچ وجه موفق نبوده ام و به قولی خسرالدنیا والاخره شده ام . در كارآموزش موفق نبودم چون به ندرت از شاگردانم كسی را می بینم كه به جایی رسبده باشد ( آنانی هم كه به جایی رسیده اند به علت مدرك تحصیلی نیست )، از نظر شخصی هم در سن پایین و علیرغم داشتن مدرك تحصیلی ونیز توان كاری كه در خودم سراغ داشتم ، بازنشسته شدم و از نظر مالی به مشكل خوردم . در طول مدت خدمت، خانواده ام از رفاهیات كمتری برخوردار بودند و امروزه هم فرزندانم از همان امتیازی كه به بسیاری از كاركنان ارگانهای دیگر تعلق می گیرد، یعنی به كار گرفته شدن در ارگان مربوطه محروم هستند یا به نوعی باید گفت در حق فرزندانم هم ظلم كردم . بسیاری از همكاران طی مدت خدمت به علت نیاز و یا آینده نگری، به كار دیگر ( شغل دوم ) مشغول شدند . در شهرهای بالا چون اصفهان معمولا كاردر بازار ولی در مسجدسلیمان بیشتر به مسافركشی یا كار در تاكسی تلفنی، و در نتیجه پس از بازنشستگی از نظر مالی مشكل كمتری دارند و هم نیاز روانی به كار را برآورده می سازند . در این زمینه هم بسیاری از جمله خودمن، كوتاهی كردیم و فكر كردیم شان معلمی بالاتر از آن است كه به این كارها بپردازیم ( گرچه این را هم اشتباه كردیم چون كار مشروع وحلال شان هیچ شغلی را پایین نمی آورد ) و حالا كه به آخرهای خط رسیده ایم ، می بینیم وافعا باخته ایم . اگر بازنشستگان شركتهای صنعتی می توانند در مناقصه ی كارهای پیمانكاری محل كار فبلیشان شركت كرده و اكثرا پذیرفته شده و ادامه دهند، ما معلمین هم تنها باید به مدارس غیر انتفاعی ( غیردولتی ) دلخوش باشیم كه آن نیز معمولا به سختی پیدا می شود خصوصا، اگر در آخرعمرمثل ما مسجدسلیمانی ها ناچار به مهاجرت باشی و در شهر دیگری ( مثل اهواز) هم كه مارا نمی شناسند ، هیچ كس برایمان تره هم خرد نمی كند . از حق نگذریم آنها هم حق دارند چون كار در اهواز هم قبل از همه حق كسانی است كه در این شهر به اصطلاح استخوان خرد كرده اند . پیشنهاد روزی را تحت عنوان روز بازنشستگان معین كرده و در این روز كه حتما در ضمن سال تحصیلی هم باشد، به خانه ی چند تن از بازنشسته ها سرزده ، هدایایی به آنان اهدا كرده و به این طریق یادشان را گرامی داشته و نیز بر مزار درگذشتگان هم حاضر شده و با قرائت فاتحه از آنان یادی كرد . می توان در كلیه ی ادارات یك پست سازمانی درنظر گرفت تا به پیگیری اوضاع زندگی بازنشسته ها پرداخته و مشكلات آنها را حل نماید . |
|
+ نوشته شده در
88/07/17ساعت 5:38 قبل از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
آموزش و پرورش مسجدسلیمان ( 2 ) با یاد و نام خدا نیروی انسانی : در گذشته دانشسراهای مقدماتی و عالی و بعدها دانشسراهای تربیت معلم نیروهای تدریس ماهر و كارآزموده ی زیادی را تربیت می كردند . متاسفانه در سالهای اخیر تعطیل این مراكز و عدم تربیت نیروی انسانی كارآمد سبب شده كه پس از گذشت زمان و بازنشسته شدن نیروهای موجود، جایگزین مناسبی برای آنان وجود نداشته و استفاده از دانش آموختگان دانشگاهها در رشته های غیرمرتبط نتوانسته خلا آن نیروها را پركند . از طرفی همین نیروها ی به كارگرفته شده هم آموزشهای لازم برای آموزش و تدریس را فرا نگرفته اند واین عوامل به تدریج سبب افت تحصیلی دانش آموزان گردیده است . در سالهای دهه ی 1340 دانشسرای مقدماتی دخترانه در مسجدسلیمان فعالیت داشت كه بعدها به اهواز منتقل و در مسجدسلیمان واحد پسرانه تاسیس شد . این واحد از سال تحصیلی 1349 اقدام به پذیرش نموده و تا حدود سال 1355 نیز فعال بود كه بعد از آن تعطیل شد . بخش زیادی از نیروی تدریس مدارس ابتدایی استان در این مركز آموزش دیده بودند كه آخرین نسل این آموزگاران در ابتدای دهه ی 1380 بازنشسته گردیدند . در سالهای دهه ی 1370 تا سال 1375 نیز دانشسرای تربیت معلم عشایری در محل هنرستان فعلی كاردانش امیركبیر مشغول كار بود كه این واحد هم مانند بسیاری از مراكز دیگر تعطیل گردید . پایان كار دانشسراهای مقدماتی سبب گردید در تربیت و آموزش آموزگاران ابتدایی خللی به وجود آید كه متاسفانه جبران پذیر نیست . در سالهای دهه ی 1340 دبیران بسیاری به خاطر استفاده از امكاناتی همانند خانه ی سازمانی یا استفاده از دیگر امكانات رفاهی كه شركت نفت در اختیارشان قرارمی داد به مسجدسلیمان آمده و بعدها هم جذب مردم خونگرم این منطقه شده و حاضر به ترك این شهر نبودند . امروزه كمبود نیروی تدریس حصوصا در مقطع متوسطه، از مشكلات عدیده ی آموزش و پرورش مسجدسلیمان شده است .
نامی و یادی از معلمین قدیمی در بحث گذشته ی شهر به بسیاری از معلمین قدیمی مسجدسلیمان اشاره داشتم و در این قسمت فهرست وار به دیگران اشاره ای دارم با تذكر این نكته كه از بردن نام همكاران زن خودداری كرده ام شاید خانواده ی این بزرگواران مایل نباشند . از طرفی ممكن نبود نام همه ی همكاران را ذكر كنم و نیزهمه ی بزرگواران، عزیز و گرانقدرهستند و اسامی را به مرور كه به ذهن آمده اند ذكر كرده ام . آقایان كاهكش پور، زالی كاهكش، موسی پور، اسیوند، جهانگیری، بهرام بخشنده، رفعتی، یاورنژاد، ارشدی، درودگر، برزیده، امیرایمانی، محسنی، معیری، سلطانی، لادنی، آنت، آصقی ، بزاز، صباغ، رونق، استوار، بهمن معین نیا، خیرالله لرزاده، فریدون منجزی، اقبالی، قضایی پور، حاج آقا رمضانی نژاد، صفر زراسوند ، سیروس خدادادی، منوچهر صالحی، نادعلی بهرامی، مهراب جمشیدی، الماس ناصری، علی مراد بهرامی، حیدرزراسوند، قدرت الله صالح پور، نورعلی رضوی، هرمزكاظمی، غلامحسین سجادیان، ابراهیم فرامرزی، علی ناصری، محمد زمانی، حاج مهدی پورشفیعی، نصرالله اژدری، عبدالرضا یوسفی، ساتیارعلاسوند، عبدالحسین امیری، محمد داوودی، ملك حسین امامی، غلامرضا حاتمی، سلطانمراد جباری، بهمن مطلق، موسی غلامی پور، سهراب زالی، اكبرزالی، لرستانی، یدالله بابادی، چراغعلی سردابی، محمد نبی صفری، بهمن خسروی، ابراهیم موری احمدی، خیرالله جعفری، حسن جان سجادیان، داوود نصیریان، حمید القاصی، نعمتی، محمد نصیردشتگل ، عبدالخالق محمدجعفری، غلامحسین برون، رمضانعلی امیری، رضا فردی پور، مسعود حسن زاده، ظهراب مددی، حاجتمراد بابااحمدی، بهرامعلی رسول شهنی، جهانبخش پروینی، حسین گلریز، اصغر نامداریان، خداداد شهبازی، اسد اسدی، مجید درخشان، كریم رضایی، محمد شهنی مصطفی، داریوش باقرفر، محمدرضا قادری، عباس سلیمانی صالح، اسماعیل حبیب فر، الماس ناصری، مهراب جمشیدی، مسیح پور، شاپور شكرخدایی، عباس احمدی، خدامراد زرین، امیر نظرپور، حیدر نوروزی، صفرعلی نجفی، صیدال سرقلی، فرزادمهر، درویش باورصاد، نصرت الله بخشنده، علیرضاحاجی پور، علی حسین فربد، محمدشفیع زراسوند، حسین مدملی ،
زنده یادان اولیایی، ابراهیم احمدی ، آهی، اسفندیاربابادی ، رستم بابا احمدی ، علی محمد بهرامی، حیدر بهزادی، احمد جانكی، پورجعفری، شعبان پورحبیبی، پرویز جدیدیان، منوچهر حسن زاده، خیبرحسین پور، پرویز حیدری، باران خدادادی، گودرز خیری اوروند، علی اكبردری، دیناروند، ابراهیم رضایی، عبدالعلی زالی، بیژن شیرعلی زاده، فتح الله شینی، علی طالبی، رمضانعلی عباسعلی، خیبر فرامرزی، یدالله فرزامی، احمد كاهكش، مهدی گرامی، عزت الله لرزاده، محمدی ( اعزامی به كویت )، علیرضامحمودی، حسینعلی منجزی، سلطانمراد میرزایی، ویس مراد نژاد بختیاری، فرهاد نظرپور، سیف الله نظری، نیكمهر، حسین هاتفی ، منصور ورناصری .
شهدای آموزش و پرورش مسجدسلیمان : برادران مهرداد گله داری، عبدالله شفیع زاده، شمس الدین زاده محمد، هوشنگ الهی، مسلم حاتمی، خدامراد زارع خضری، محمدرضا سرقلی اصل، محمدحسین خلقتی، داریوش طاهری، محمدرضا آذر، نادعلی چراغی گاه، نادر یوسفی مقدم، عبدالله نظرپور و خواهران شهناز عسكرپور و مهین اسماعیلی .
معلمین دوره های مختلف تحصیلی خودمن . در ابتدایی آقایان ارزانی، صالحی، حاج آقا موزری، اندیشی، جلالی، حاجیان ، منصورنیا و در دبیرستان و دانشسرا آقایان نصیری، مقدم، سارنج، گماری، صادق زاده، جبارنیا، گوئل ( وثیق ) ، درفشه، رستم پور، روزعلی محمدی، عالم زاده، اقتصاد، سلیم زاده، رادمنش، ارشدی، جبارنیا، گرجیان، عبادی، سوزنچی،
همكارانم در اولین سال خدمت در آموزش وپرورش( درسال 1352 دبستان دكتر شریعتی ) عبارت بودند از زنده یادان گرامی مدیرمدرسه ، گودرز خیری، هفشیجانی و عبدالعلی زالی كاهكش كه برایشان مغفرت الهی را آرزومندم . آقایان ایسوند معاون مدرسه ، بزاز، علی محمدگوشه ، سیف الله سلیمانی، هوشنگ بابادی، سیف الله متقی، مراد قاسمی ( بهفرنیا )، آذری، علیزاده ، سلطانمراد صالحی بابرصاد و تعدادی همكارزن كه از بردن نامشان معذورم . سرایدار دبستان آقای كریم كاهكش بودند . اولین راهنمای تعلیماتی كه از كلاسم بازدید كرد، آقای بهرامی نام داشتند كه فردی مسن و جاافتاده بود و كلاه شاپو برسر داشت . برای همه ی این عزیزان طول عمر همراه با سلامتی آرزومندم .
از شاگردان اولین سال آموزگاریم می توانم به آقای هوشنگ فرجی اشاره كنم كه فعلا در كار مطبوعات فعالیت دارند و نیز آقای نادر كوهزاد كه در شركت نفت مشغول كار هستند . بسیار مایل هستم اگر از این عزیزان كسی این مطلب را خواند و آموزگار آن سالهای دورش را به یاد آورد، محبت كرده و از وضعیت فعلی خودش به من هم خبری بدهد گرچه بعید می دانم زیرا همه زود فراموش می شوند . |
|
+ نوشته شده در
88/07/15ساعت 8:25 قبل از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
آموزش و پرورش مسجدسلیمان ( 1 ) با یاد و نام خدا آموزش و پرورش مسجدسلیمان حدود سال 1306 شمسی تاسیس شد و اولین رئیس آن آقای رضوان نام داشت . اولین مدارس شهر( دو مدرسه ی 6 كلاسه ی ابتدایی ) را شركت نفت در همان سالها ساخته (1) كه یكی از این دو مدرسه احتمالا در محل فعلی دبستان سینا در چشمه علی احداث شده است . اولین سالی كه در آموزش و پرورش مسجدسلیمان مشغول كار شدم ( 1352 ) ، رئیس آموزش و پرورش آقای بطحایی نام داشت، اولین مدیر مدرسه ام مرحوم گرامی، آخرین رئیس آموزش و پرورش قبل از انقلاب آقای نظری، آخرین مدیر مدرسه ام آقای سلطانعباس قربانی و آخرین رئیس آموزش و پرورش آقای بهروز فرهادیان بودند . در این فاصله با مسئولین، مدیران و همكاران زیادی ارتباط داشتم كه برخی دیگر در بین ما نیستند روحشان شاد و برای بقیه آرزوی سلامتی و سربلندی دارم . طی این مدت از سه نفراز همكاران هم خاطره ی تلخ دارم، آقای تحویل زاده از روسای آموزش و پرورش مسجدسلیمان و دونفر دیگرآقایان شیخ و پیرحیاتی از همكاران اعزامی به كویت بودند . امیدوارم خداوند همه ی مارا به خاطر خطاهایمان ببخشد .
JOHN WILLIAMSON . IN A PERSIAN OIL FIELD . Ernest Benn . 1927 (1)
فضاهای آموزشی : شركت نفت در مسجدسلیمان آغازگر ساخت فضاهای آموزشی بوده است و يكي از اولین فضاهای آموزشی همانگونه كه قبلا ذكر شد، ساختمان دبستان سینا در منطقه ی چشمه علی است . مدارسی كه در آن زمان احداث شد در نوع خود بسیار كامل و با توجه به جمعیت شهر كافی بود ولی گذشت زمان، افزایش جمعیت و بالا رفتن سطح توقع مردم سبب شد نیاز به ساخت آموزشگاههای جدید احساس گردد . از سال 1340 به بعد و شروع فعالیت سپاهیان دانش ساخت مدارس روستایی هم شروع شد و چند واحد از مدارس معروف به دوهزار و پانصد ساله هم در برخی روستاها احداث گردید . در سالهای اخیر با نظارت سازمان نوسازی مدارس، فضاهای آموزشی نوساز با امكانات بسیار خوبی ساخته شده اند .
مدارس قدیمی ( مدارس شهر ) ابــتـدایــی : ایرجی در نفتك ، ششم بهمن در چهاربیشه ، خسرو مودب در كولرشاپ و بعد با نام هفده دی در ریل وی ، سینا چشمه علی، شهناز دركوی شهید موسوی ( بعدها تعطیل شد )، امیر اصلان شاملو ( كوی شهید لرستانی )، پهلوی در نفتون، سعدی و اروند در پشت برج ، حافظ در چاه نفتی ، جاوید وشمس داوری در باغ ملی، خسروی درنمره چهل، ثریا و نوروز در كلگه، دكتر كریم فاطمی در بی بیان و فریدون در تمبی ( بجز ایرجی نفتك بقیه در دوسازمان دختر وپسر اداره می شدند ) . راهنمایی : پروین اعتصامی روبروی كلانتری، رازی كولرشاب جنب اداره ی برق، شهناز در كوی شهید موسوی ( توحید فعلی ) ، دو واحد در فلكه نفتون كه یكی به اسم جهارم آبان تخریب شد و دومی به شهید بهشتی تغییرنام داد، آریا و كوروش كبیر در نمره چهل ( آریا بعدها به انقلاب و كورش كبیر به هنرستان علامه تبدیل شدند )، فروغ دركلگه و فردوسی در بی بیان . دبیرستان : پسرانه ی سینا و دخترانه ی شهدخت ( حجاب فعلی ) در چشمه علی، دخترانه ی انصاری ( بنت الهدی فعلی ) در سی برنج، دبیرستان ملی سه راهی نفتون ، دخترانه ی اقبال در باغ ملی ( ساختمان این دبیرستان مدتی هم محل اداره ی آموزش و پرورش بود و در حال حاضر پس از تخریب وبازسازی با نام هنرستان كاردانش فردوس مشغول فعالیت است ) ، پسرانه ی25 شهریور در نمره چهل ( دکتر کرم زاده ی فعلی ) ، پسرانه ی محمدرضا شاه در سبزآباد ( كاردانش امیركبیر فعلی ) كه مختص رشته ی درسی ادبیات بود ، دخترانه ی سالور در كلگه ( سمیه فعلی ) . به تعداد كم دبیرستانها و پراكندگی آنها باتوجه به بافت جغرافیایی شهر توجه كنید .
مدارس فعلی : ابـتـدایـی : شهر ( پسرانه 26 دخترانه 26) با مدارس غیرانتفاعی شهر، مدارس استثنایی ، مهدهای كودك و مدارس روستا یی جمعا 121 واحد . راهنمایی : روستا 11 باب و شهر 43 باب . متوسطه : ( دبیرستان و پیش دانشگاهی دخترانه وپسرانه 51 واحد كه 2 واحد دخترانه و یك واحد پسرانه در روستاهای گلگیر و هفت شهیدان قرار دارند ) ، ( هنرستان كاردانش و فنی وحرفه ای پسرانه و دخترانه 17 واحد ) . این آمار شامل مدارس غیر دولتی هم می شود . ضمنا در یك ساختمان معمولا بیش از یك واحد آموزشی مشغول فعالیت است . با مقایسه ی تعداد اماكن آموزشی موجود در مسجدسلیمان پی خواهید برد كه در سال های اخیر آموزشگاههای متعددی در سه مقطع احداث شده است كه از نظر كیفیت ساختمان به هیچ وجه با مدارس گذشته قابل قیاس نیستند و از هر جهت برتری دارند . اگر در گذشته پسران ودختران از باغ چشمه علی و چهاربیشه و … باید به دبیرستانهای حجاب و سینا می آمدند، امروزه دبیرستانهای پنج آذر و هاجر مشكل را حل كرده اند وهمینطور دبیرستان دخترانه ی بی بیان . ولی مركز شهر ( نمره یك ) مانند گذشته هنوز با كمبود دبیرستان دخترانه روبرو است . |
|
+ نوشته شده در
88/07/14ساعت 9:49 بعد از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
با یاد و نام خدا با سلام و درود به تمامی معلمین این آب و خاك . بزرگ مردان و بزرگ زنانی كه با ایثار و فداكاری چون شمع می سوزند و به دیگران خواه توانگر خواه بی چیز ، خواه سالم وبااستعداد و خواه ناقص و كم استعداد یكسان روشنایی می بخشند . بزرگانی دارای وظیفه ای آنچنان مهم كه خداوند در اولین خطاب به پیامبرش ، وی را امر به خواندن می كند و در جایی دیگر هم به قلم و آنچه می نویسد ، قسم یاد كرده است . روز معلم
را به تمام معلمین این آب و خاك
خصوصا به همكارانم در آموزش و پرورش مسجد سلیمان تبریك می گویم . |
|
+ نوشته شده در
87/02/12ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
معلم بایادونام خدا
من علمنی حرفا فقدصیرنی عبدا . مطلبم رابا كلام مولا علی (ع) آغاز می كنم كه خود بزرگ معلمی بود و این گفته ی گهربار ایشان ارزش و پایگاه معلم را به خوبی نشان می دهد باذكر این نكته كه در این نوشته ، معلم به معنی اعم موردنظر است از آموزگار ابتدایی تا استاد دانشگاه ، البته تاكید بیشتربراساتید دانشگاه است . نمی خواهم صفات یك معلم رابیان كنم و تنها به دو نكته اشاره كنم ، اول علاقه كه اگردر فرد وجودنداشته باشد معلم موفقی نخواهدبود و همین علاقه است كه سبب می شود معلم رابه شمعی تشبیه كنند كه می سوزد و به همه یكسان روشنایی می بخشد و دوم ، آنچه معلم را از همه متمایزمی سازد نقش اودر ساختن و آباد كردن و مهمتر از همه درجهت دادن به اجتماع است . درسال 1357 وقبل ازپیروزی انقلاب در مسیر دزفول مسافربودم وراننده جوانی حدودا بیست ساله و ازدانش آموزان دبیرستان ارتش در مسجسلیمان بود . وقتی فهمید معلم ابتدایی هستم گفت : می دانی شما معلمین بیشترین خیانت را به مردم و بهترین خدمت را به حكومتها می كنید ؟ ووقتی تعجب من وعلاقه ام را برای دانستن موضوع دید گفت : شما با حقوق ناچیزی كه می گیرید تلاش می كنید دروغهایی را كه حكومت در كتابها می نویسد به حقیقت تبدیل كرده وبه خورد دانش آموزان كه نسل بعدی هستند بدهید یا به عبارتی حقوق می گیرید كه دروغهای حكومت را راست جلوه بدهید . انصافا آن موقع حرفش را گرچه توهین مستقیمی بود ، پذیرفتم . هرمعلمی باید دو ویژگی داشته باشد تا بتواند دركارش موفق باشد اول دانستنی های معلم یا آنچه باید تدریس كند ودوم نحوه ی ارائه ی مطالب یا همان روش تدریس . هردوعامل ازهم تاثر پذیرفته وبرهم اثرمی گذارند . هر معلمی دركنار این دوعامل موارد دیگری را هم دركارش دخالت می دهد كه بیشتر جنبه ی شخصی دارند و در افراد مختلف متفاوتند . برای مثال برای برخی مهم نیست دانش آموزدیرتر به كلاس بیاید یانه و اگر كمی دیرتر هم به كلاس درس بیاید توجهی نمی كنند ولی برخی معتقدند اگر آموزنده دیرتر از حد معمول به كلاس بیاید حق ورود ندارد و یا اگر تعدادجلسات معینی را در كلاس غیبت كند حق شركت در امتحان درس را ندارد و مسائلی از این قبیل و آن هم بدون توجه به علت آن ( این درمورد دانشگاههاست نه مدارس و نظام آموزش عمومی ) . یكی از مواردی كه هرآموزگاری درتدریس مراعات می كند، نقطه ی شروع تدریس است . هرمعلمی با استفاده از نوعی آزمون تشخیصی از دانسته های پیش نیاز شاگردانش آگاه شده و نقطه ی شروع تدریس را معین كرده و تدریس را شروع می كنند . قبول دارم این كار در سطوح بالاتر چون دانشگاه بسیار مشكل است ولی غیرممكن نبوده و باهمه ی مشكلات ، ضروری است و تاثیر مستقیم ومثبتی بر یادگیری دانشجویان دارد . برخی مواقع استاد كلاس توجهی به این پیش نیازها نداشته و بـه قولی تدریس را از همان جایی آغازمی كند كه سرفصل درس خودش می باشد . از نظر مقررات این درست است ولی این اساتید عزیز وگرامی خود بهتر می دانند تدریس به دانشجویی كه به علت نداشتن زمینه ی لازم قادر به یادگیری مطلب نیست ، بی فایده است . دانشجویی كه در پیش زمینه ی درس مشكل دارد در یادگیری مطالب بعدی چه وضعیتی خواهد داشت ؟ آیا یك مجموعه ی حدودا پنجاه نفری كه مثلا درس ریاضی به عنوان پیش نیاز برای بیشتر آنها تعیین شده ( به این كاری ندارم كه چگونه پذیرفته شده اند ) در یادگیری دروس بعدی كه ارتباط مستقیم با ریاضیات دارند بدون مشكل خواهند بود ؟ بعد ازاتمام ترم، دیگران ازنتیجه ی ضعیف دانشجویان چه برداشتی خواهند داشت ؟ آیا اگر كمی بد بینانه تر به مسئله نگاه كنیم این سوال پیش نمی آید كه شاید خود استاد مشكل داشته كه دانشجوها در پایان ترم ضعف داشته اند ؟ این گفته ی استادی كه در شروع ترم با نوعی غرور اعلام می كند حداكثر ده نفر از كلاس من نمره ی قبولی خواهند گرفت چه معنی دارد ؟ آیا برای من بدبین این توهم را پیش نمی آورد كه ایشان از این گفته منظور خاصی داشته وخدای ناكرده خواسته خود را مطرح كند و گرنه استادی كه تازه به كلاس آمده و شناختی از دانشجویان خود ندارد چگونه پایان ترم را پیش بینی خواهد كرد ؟ آیا این گفته ی استاد كه بیشتراوقات شاید نوعی منم زدن و معلومات به رخ دانشجو كشیدن باشد ، سبب افت روحی شاگردانش نخواهد شد درحالیكه باید خلاف این رفتار می كرد ؟ آیا اگر در دوران تحصیل معلمش با خود او اینگونه رفتار می كرد ، می پذیرفت ؟ این طرز تفكر كجا و ( درس معلم ار بود... ) كجا ؟ یااستادی كه درشروع ترم اعلام می كند اگر دانشجویی از درس من نمره ی ده گرفت مثل این است كه بیست گرفته چه منظوری دارد ؟ آیا درس او واقعا سخت است ؟ درس سخت كه نداریم چون با تدریس صحیح، تمام مطالب ساده وقابل فهم می شوند مگر این كه درس خوب یاد داده نشده باشد ( هدف اصلی تدریس ، یادگیری است ) . باتوجه به اینكه بیشتر مواقع به دانشجویان ترمهای قبلی هم اشاره دارند ، حتما این موضوع سابقه هم داشته است وخود استاد پیشاپیش می داند شاگردانش درس اورا متوجه نخواهند شد . پس چگونه مسئولین آموزشی متوجه نشده و درصدد رفع اشكال برنیامده اند ؟ فشارعصبی كه به این صورت بر دانشجوواطرافیانش وارد می شود كجا مورد محاسبه و مواخذه واقع می شود ؟ ما درزندگی روزانه هم با موارد نرمال و بهنجار كاری نداریم ولی وقتی بالاتر یا پایین تر از حدمعمول باشد درباره اش به فعالیت می پردازیم مثل گرمای بدن یا فشارخون . آیاتاكنون مسئولین دانشگاهها درباره ی دروسی كه همه ی دانشجویان در آن نمره ی بالا گرفته یا عد ه ی زیادی از آن درس آنهم به دفعات به اصطلاح افتاده اند ، بررسی کرده اند ؟ آیا نتایجی هم به دست آورده ومهمتر اینكه آیا ازاین نتایج استفاده ای هم شده است ؟ جواب این سوال را به خودتان واگذار می كنم . قصد توهین ندارم ولی دانشگاه آزاد با پذیرش دانشجوی زیاد، ملاكهای پذیرش را بسیار پایین آورده است اما به اساتید یادآوری نشده كه دانشجو با چه شرایطی پذیرفته شده است . اگر بدانید درصد بالایی از پذیرفته شدگان یك رشته ی تحصیلی دریك واحد دانشگاهی، سه درس زبان خارجه ، ریاضی و ادبیات فارسی پیش دانشگاهی را به قولی پیش نیاز خورده اند چه برداشتی خواهید داشت ؟ من بدبین نبوده و می گویم واقعا نمره ی لازم را در این دروس كسب نكرده اند ، پس چگونه پذیرفته شده اند ؟ آیا اساتید محترم با توجه به این وضعیت ، ضعف پایه ی این دانشجویان و یادگیری آنان در آینده را در نظر دارند ؟ فكر كنم اگر به جای كلمه ی تدریس از اصطلاح یاددهی- یادگیری استفاده كنیم بهتر است چون در این صورت دیگر هیچ استادی نخواهد گفت اگر دانشجویی توانست از درس من فلان نمره را بگیرد و یا من درسم را دادم ولی دانشجویادنگرفت و الخ . نكته ی ظریفی كه هیچگاه مدنظر قرارنگرفته است ، تاثیر موارد ذكرشده بر دانشجویان است . دانشجویان دختر ازاین جهت برپسرها یك ارچحیت دارند كه با كمی گریه كردن آرام می شوند ولی پسرهالااقل درظاهر ، این كاررا نمی كنند و دراثر فشارعصبی واكنشهای مختلفی نشان می دهند كه از اذیت كردن سركلاس تا برخورد بابقیه وحتی استاد و درنهایت بدترین عكس العمل ممكن یعنی ترك تحصیل را شامل می شود ودر هر حالت، تاثیر این واكنشها را برخانواده ی دانشجو واطرافیانش نیز در نظر داشته باشید . زمانی نتیجه ی پایان سال دانش آموزان به عنوان ملاكی برای تعیین كارآیی معلم منظورودر تعیین محل خدمت بعدیش موثر بود ولی انجام این كار در سطوح بالاتر مشكل است . آیا به صرف این مشكلات نباید نظارتی بركار اعمال شود ؟ شاید بزرگترین مشكل ، پیداكردن نیروی تدریس بوده است كه خوشبختانه به علت برونداد بالای دانشگاه آزاد دیگر یافتن نیروی تدریس چندان هم مشكل نیست ولی به این نكته هم توجه گردد كه تنها توانایی علمی فارغ التحصیلان برای تدریس كافی نیست بلكه ، یك معلم واستادخوب علاوه بر توانایی علمی باید درانتقال مفاهیم به دانشجو هم توانابوده وعلاقه به تدریس نیز از شرایط لازم برای این انتخاب باشد . |
|
+ نوشته شده در
86/09/22ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .
|
| پیوندهای روزانه |
|
مسجدسلیمان شهرخفته پارسوماش شهرمن مسجدسلیمان مسجدسلیمان سرزمین پنج خورشید سرزمین پنج خورشید محمدی خین گل آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
ورزش کامپیوتر آموزش و پرورش اجتماعی زبان فارسی و شعر سرگرمی مسجدسلیمان معلم مناسبت ها وبلاگ و وبلاگ نویسی شخصی |
| پیوندها |
|
پارسوماش سرزمین پنج خورشید مسجدسلیمان شهرمن مسجدسلیمان محمدی خین گل سرزمین پنج خورشید شهر خفته |
|
RSS
|