![]() |
![]() |
|
|
با یاد و نام خدا …… چرا ؟ موضوعی را می خواهم عنوان كنم كه همیشه چون وزنه ای بر روی روح و فكرم سنگینی می كند و باور كنید نتوانستم عنوان مناسبی برای آن بیابم . شما هر عنوانی می خواهید به آن بدهید . همیشه آرزو داشتم همشهریانم در مراجعه به ادارات و ارگانهای مختلف، مانند ساكنان تهران، اصفهان، تبریز و.. باشند ولی متاسفانه تاكنون این مورد را ندیده ام ( گفتنی است كه خود من هم كه دست پرورده ی شرایط گذشته ی این شهر هستم، این عادت نكوهیده را دارم ) . می گویند هركسی را از روی سطح توقعات وآرزوهایش می توان شناخت . اگر به مردم مسجدسلیمان در مراجعاتشان به ادارات ، ارگانها و حتی بانكها دقت كنید، پایین بودن سطح توقعات را در آنها به وضوح خواهید دید . اما چرا اینگونه است ؟ در گذشته نتوانستیم بپرسیم چرا فلان مسئول شركت نفت دارای بنگله ی چند اتاقه است درحالی كه یك كارگر ساده با زن و چند فرزند، باید درخانه ای بیست فوتی زندگی كند و بسیاری چراهای دیگر. به قول آن شاعر سالهای دور : ارباب چواز گشت و شكار خسته گردد صـد دخـتـر گـلـچـهـره بـمـالـنـد تنش را مــزدور كه نعمت ده داراست چومیرد صد روز كسی نیست كه دوزد كفنش را پایین بودن سطح توقع مردم مسجدسلیمان یكی به علت ناآگاهی آنها از حقوقشان بوده كه بیشتر مواقع از فقر آنها سرچشمه می گیرد و دیگر نحوه ی نگرش مردم به قوانین، اطاعت كوركورانه و بی قید و شرط از ماموران و ترس از حكومت بوده است . این كه توقعات سطح نیازها و یا نیازها سطح توقعات را می سازند، نمی دانم فقط می دانم كه مردم مسجدسلیمان به شكل بسیار شگفت آوری قانع بوده وبه شكل شگفت آورتری تابع نظر ماموران حكومتی بودند . مثال خودم را زده ام كه مامور اداره ی حراست شركت نفت در ملا عام به همه فحش ناموس داد و من حتی جرات نكردم اعتراض كنم ( كه هنوز هم خودم را نبخشیده ام ) . شاید بتوان از منظری دیگر، علت را حكومت نظامی حدودا هفتاد ساله دراین شهردانست . سیاست مزورانه ی انگلیسیها و استفاده ی سیاسانه از فقرمالی وفكری مردم و شگرد معروف تفرقه بینداز وحكومت كن، ام پی های شركت نفت، سپس اخلافشان ماموران اداره ی حراست شركت نفت، امنیه های ژاندارمری ، ماموران شهربانی، برخی نیروهای ارتشی و پست مهندسی و بدتر از همه ی اینها ماموران سازمان اطلاعات و امنیت كشور، به صورتی باور نكردنی یك نوع عادت بسیار زشت را در فكر و عقیده ی ساكنان این شهر به وجود آورده بودند : یك نوع خودسانسوری در رفتار و گفتار ( ما قدیمی ها می گفتیم مسجدسلیمانی ها عادت كرده اند كه هیچوقت حرف دلشان را در جمع نزنند و حال می فهمم كه آن عادت نه چندان خوب، نتیجه ی همین خودسانسوری بوده است ) . متاسفانه این طرز تفكر گرچه اكتسابی است ولی به صورت ارثی به نسلهای بعدی هم منتقل شده وهنوز هم در ذهن افراد قدیمی تر چون من وجود دارد . بیشتر كسانی هم كه از استانهای دیگر به مسجدسلیمان آمده و كار كرده و بعد از بازنشستگی به دیار خود برگشته اند، این میراث شوم و مهلك را باخود برده اند ولی خوشبختانه نتوانسته اند این عادت بد اکتسابی را به نسل بعد منتقل كنند . گرچه تكرار مكررات است و سبب خستگی، ولی ناچارم اشاره كنم به نحوه ی پاسخ گویی مامور اداره ی آب فولادشهر وقتی كه به مدت نیم ساعت آب محله ای را بدون اطلاع قبلی به ساکنان قطع كرده بودند، در جواب اعتراض اهالی محله ضمن توضیح علت قطع آب اقدام به عذرخواهی می كند . و مقایسه كنم وضعیت مشابه را در مسجدسلیمان كه حتی مسئولین به خود اجازه نمی دادند به سوال مردم جواب دهند . در مورد برق مسجسلیمان خود من تمجید كرده بودم از اینكه روابط عمومی اداره ی برق شهرستان، پیشاپیش به علت تعمیرات از قطع احتمالی برق در تابستان عذرخواهی كرده بود ( گرچه بعد به علت كمبود بارندگی، قطع برق و خاموشی اجباری شد ) . راستی چرا باید از انجام كاری تمجید كنم كه وظیفه ی یك ارگان خدماتی است ؟ چرا باید یك اطلاع رسانی ساده آنقدر مهم باشد كه این چنین به چشم بیاید ؟ بلی چون تابحال این امر اتفاق نیفتاده و هیچگاه مردم را به اصطلاح داخل آدم حساب نكرده بودند، این مسئله تا این اندازه مهم جلوه كرده است . از مطلب دور نیفتم . این خودسانسوری باعث شده كه فرزندان این شهرستان با همه ی توان و استعدادی كه داشته و دارند ( و در زمینه های مختلف و در شرایط مناسب آن را به منصه ی ظهور رسانده اند مانند دكتر كرم زاده ها و .. ) ، در ارگانها و سازمانها نتوانند آنچنان كه باید و شاید خود را نشان داده و از این استعداد خود به نحو مناسب استفاده كنند . این نگرش سبب شده كه بچه های این شهر چون عادت کرده اند، نتوانند در محل كار مكنونات واقعی و قلبی خود را نشان داده و صریحا اظهار نظر كنند و در نتیجه خیلی زود از مسیر پیشرفت كنار زده شوند . وهمین باعث شده كه هرگاه هم به كار گرفته شوند یا آنچنان ساده انگار بوده كه در فرهنگ مدیریت به مدیر سایه ای معروف باشند و یا آنقدر سختگیر و مقرراتی كه در كوتاهترین زمان ممكن چاه خود را می كنند ( افراط و تفریط ) . این احتمال هم وجود دارد كه چون مقام و یا مسئول همشهری یا هم ولایتی در رده های بالاتر ندارند كه از آنها و كارهایشان حمایت كند، به این سرنوشت دچار می شوند . كافی است از مسئولین ادارات و ارگانهای مختلف استان آماری تهیه كنید و ببینید چند درصد آنها به كدام شهرستان تعلق دارند و آنجاست كه مطمئنا شما به نتایجی بهتر از من خواهید رسید ، تعداد زیاد افراد یك شهر در مقابل تعداد كم و در مواردی صفر از مسجدسلیمان . به این نكته ی جالب هم توجه كنید، حتی مسئولین ادارات شهرستان هم بیشتر مواقع از شهرهای دیگر بوده اند . با همه ی تلاشی كه داشته ام می دانم در این قسمت از مسیر اصلی مطلب دور افتاده ام . امید كه بر من خرده نگیرید . |
|
+ نوشته شده در
87/07/12ساعت 11:33 قبل از ظهر توسط هوشنگ بهرامي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ به شرح حال شهر مسجدسلیمان پرداخته می شود ولی در کنار آن مطالب علمی . ادبی . اجتماعی و ... نیز مد نظر خواهد بود .
|
| پیوندهای روزانه |
|
شهرخفته پارسوماش شهرمن مسجدسلیمان مسجدسلیمان سرزمین پنج خورشید سرزمین پنج خورشید محمدی خین گل آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
ورزش کامپیوتر آموزش و پرورش اجتماعی زبان فارسی و شعر سرگرمی مسجدسلیمان معلم مناسبت ها وبلاگ و وبلاگ نویسی شخصی |
| پیوندها |
|
پارسوماش سرزمین پنج خورشید مسجدسلیمان شهرمن مسجدسلیمان محمدی خین گل سرزمین پنج خورشید شهر خفته |
|
RSS
|